.من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارمنه از آبم نه از خاکم سر عالم نمیدارماگر بالاست پراختر وگر دریا…
انتشار: 2026/07/25 05:17 UTCدریافت: 2026/08/01 00:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:06 UTC
.من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارمنه از آبم نه از خاکم سر عالم نمیدارماگر بالاست پراختر وگر دریاست پرگوهروگر صحراست پر عبهر سر آن هم نمیدارممرا گویی ظریفی کن دمی با ما حریفی کنمرا گفتهست لاتسکن تو را همدم نمیدارممرا چون دایه فضلش به شیر لطف پروردهستچو من مخمور آن شیرم سر زمزم نمیدارمدر آن شربت که جان سازد دل مشتاق جان بازدخرد خواهد که دریازد منش محرم نمیدارمز شادیها چو بیزارم سر غم از کجا دارمبه غیر یار دلدارم خوش و خرم نمیدارمدرافتادم در آب جو شدم شسته ز رنگ و بوز عشق ذوق زخم او سر مرهم نمیدارمبه باغ عشق مرغانند سوی بیسویی پرانمن ایشان را سلیمانم ولی خاتم نمیدارممنم عیسی خوش خنده که شد عالم به من زنده ولی نسبت ز حق دارم من از مریم نمیدارم ز عشق این حرف بشنیدم خموشی راه خود دیدم بگو عشقا که من با دوست لا و لم نمیدارم#مولانا
