☺️ یک روز صبح «آرنیا» بدون اطلاع قبلی به اتاق مطالعهام آمد و خودش را روی پاهایم انداخت. صراحتاً بگ…
انتشار: 2026/08/12 11:07 UTCدریافت: 2026/08/12 22:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 22:51 UTC
☺️ یک روز صبح «آرنیا» بدون اطلاع قبلی به اتاق مطالعهام آمد و خودش را روی پاهایم انداخت. صراحتاً بگویم که من هیچ نمیتوانم چنین چیزهایی را تحمل کنم. یک مرد نباید هرگز شخصیت و وقارش را ندیده بگیرد.📚 مرگ در جنگل✍️ ایوان تورگینف 🇷🇺📁 صفحه ۴۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚