❇️✴️ چرا اصرار دارید اصلاح اقتصادی را همیشه از جیب مردم آغاز کنید؟✍ مجید رئوفمهراین چه داستانی است…
انتشار: 2026/08/16 07:30 UTCدریافت: 2026/08/18 08:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 08:25 UTC
❇️✴️ چرا اصرار دارید اصلاح اقتصادی را همیشه از جیب مردم آغاز کنید؟✍ مجید رئوفمهراین چه داستانی است که در سیاستگذاریهای اقتصادی، برخی تجربهها نه برای آموختن، که گویی برای تکرار شدناند؟ سالهاست کارشناسان تأکید میکنند در جامعهای با مختصات امروز ایران، هیچ تصمیم مهم اقتصادی را نمیتوان بدون «پیوست اجتماعی» و محاسبهٔ آثار آن بر معیشت، انتظارات و اعتماد عمومی اجرا کرد؛ ضرورتی که در شرایط دشوار اقتصادی، نااطمینانی سیاسی و بهویژه وضعیت جنگی، اهمیتی دوچندان دارد.با این وصف، بحث بر سر این نیست که قیمت حاملهای انرژی باید تا ابد ثابت بماند. اقتصاددان نمیتواند نسبت به ناترازی انرژی، مصرف غیرمتعارف، قاچاق، اتلاف منابع و فاصلهٔ قیمتها بیاعتنا باشد. مسئله اما جای دیگری است؛ در منظومهٔ اصلاحات اقتصادی، معمولاً متغیری زودتر «اصلاح» میشود که هزینهاش سریعتر به خانوار منتقل میشود.اهمیت این ملاحظه زمانی روشنتر میشود که بدانیم سوخت کالایی معمولی نیست. چهبسا آثار ناشی از افزایش قیمت آن از حملونقل آغاز میشود، اما در همین فقره محدود نمیماند؛ هزینهٔ جابهجایی کالا و خدمات، انتظارات تورمی و نهایتاً هزینهٔ زندگی را متأثر میکند. از همین رو، مسئلهٔ بنزین را نمیتوان به یک محاسبهٔ سادهٔ «قیمت فعلی ـ قیمت مطلوب» فروکاست.در امتداد همین بحث، ماجرای کارت آزاد جایگاهها نمونهٔ قابل تأملی است. این کارتها فقط برای خودروهای صفرِ فاقد کارت سوخت نیستند؛ مسافران و افرادی که به دلایل مختلف نیاز دارند سهمیهٔ کارت شخصی خود را برای مواقع ضروری حفظ کنند نیز از آنها استفاده میکنند.محدود شدن دسترسی به کارت جایگاه، در برخی مسیرها به شکلگیری صفهای طولانی انجامیده است. مصرفکننده در چنین وضعیتی عملاً میان تحمل صف و اتلاف وقت برای دریافت بنزین ارزانتر یا پرداخت نرخ بالاتر و رهایی از معطلی قرار میگیرد.پیامد چنین وضعیتی صرفاً به معطلی در جایگاه محدود نمیشود. به جای اقناع جامعه دربارهٔ ضرورت اصلاح قیمت، این شائبه شکل میگیرد که رفتار مصرفکننده با افزایش هزینهٔ زمانی و دشوار کردن دسترسی به نرخ قبلی، به سمت پذیرش نرخ بالاتر هدایت میشود. اگر نتیجهٔ یک سیاست، عادت دادن تدریجی جامعه به قیمت جدید از مسیر محدود کردن گزینهٔ قبلی باشد، مرز میان سیاستگذاری و مهندسی رفتار مصرفکننده باریک میشود؛ روشی که میتواند بیش از منابعی که ایجاد میکند، اعتماد عمومی را مصرف کند.این ملاحظه، آنچه در استان کرمان رخ داده را نیز قابل تأملتر میکند؛ از محدودیت کارتهای آزاد جایگاهها و تغییر در سهمیهٔ نرخ دوم سههزار تومانی گرفته تا اضافه شدن نرخ سوم پنجهزار تومانی و اکنون هم اعلام نرخی دیگر تحت عنوان نرخ آزاد پالایشگاهی، معادل ۷۸ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر برای خودروهایی که به هر دلیل فاقد کارت سوخت هستند که البته دستکم فعلاً دولت از اجرایی شدن آن عقب نشسته است.دامنهٔ ابهام البته به اصل اعلام این نرخ ختم نمیشود. فارغ از مبنای حقوقی و جزئیات اجرایی آن، یک خودرو ممکن است به دلیل صفر بودن، مفقودی یا خرابی کارت و طی شدن فرایند صدور المثنی موقتاً فاقد کارت باشد.قرار گرفتن مصرفکننده در چنین وضعیتی در معرض قیمتی با این فاصله از نرخهای متعارف، خود نیازمند توضیح و توجیهی روشن از سوی سیاستگذار است.وجه دیگری که در ارزیابی این تصمیم نباید از نظر دور بماند، دامنهٔ اثرگذاری آن است. سیاستی که جغرافیای اجرایش استانی است، الزاماً جغرافیای اثرش استانی نیست. کرمان جزیرهای جدا از شبکهٔ حملونقل کشور نیست. مسافر، خودرو و ناوگان حملونقل از سراسر کشور وارد استان میشوند یا از آن عبور میکنند. بنابراین آثار چنین تصمیمی بالقوه از مرزهای یک استان فراتر میرود و نمیتوان آن را صرفاً یک تصمیم محلی تلقی کرد.در کنار ماهیت و دامنهٔ تصمیم، شیوهٔ مواجهه با افکار عمومی نیز اهمیت کمتری ندارد. در چنین شرایطی، ادبیات مسئولان نیز بخشی از خود سیاست است.اگر سخنان مقام اجرایی استان محل اجرای طرح این تصور را ایجاد کند که حفظ بخشی از امکانات یا اعطای یک تسهیل، لطفی از جانب مدیریت استان به مردم بوده، نهتنها کمکی به اقناع عمومی نمیکند، بلکه حساسیت جامعه را افزایش میدهد. مسئول اجرایی مالک منابع عمومی نیست که برخورداری مردم از آن را امتیازی اعطایی معرفی کند؛ مسئولان امانتدار منابع مردماند، نه صاحبان آن.با عبور از نحوهٔ اجرا و ادبیات مواجهه با مردم، باید به منطق اصلی این سیاست نیز پرداخت. مسئلهٔ بنیادیتر، کارکرد و هدفی است که برای این مجموعه اقدامات تعریف شده است. اگر یکی از استدلالها مقابله با قاچاق سوخت است، ابتدا باید میان قاچاق خُرد ناشی از سوءاستفاده از سهمیهها و قاچاق عمده و سازمانیافته تمایز گذاشت.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology

