به کجا روم ز دردت ، چه دوا کنم ، چه چاره ؟که هزار باره خون شد جگر هزار پارهمنم و ز عشق دردی، که اگر…
انتشار: 2026/07/25 03:05 UTCدریافت: 2026/08/01 00:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:02 UTC
به کجا روم ز دردت ، چه دوا کنم ، چه چاره ؟که هزار باره خون شد جگر هزار پارهمنم و ز عشق دردی، که اگر به کوه گویمبه خدا که نرم گردد دلِ سختِ سنگِ خارهبه دو دیده کِی توانم که رخ تو سیر بینم !دو هزار دیده خواهم که تو را کنم نظارهمَه من! ز جمع خوبان به کسی تو را چه نسبت !تو زیادهای ز ماه و دگران کم از ستارهز برای کشتن من، چو بس است چشم شوختز چه میکِشند خنجر، مژهها ز هر کناره ؟چو غنیمت است خوبی به کرشمه جلوهای کنکه به عالم جوانی نرسد کسی دوبارهدل خستهی هلالی، چو بسوختی حذر کنکه مباد از آتش او برسد به تو شراره ...#هلالی_جغتایی @poemlife