✍ ای یار فشنگ از خودش می ترسدهر بار تفنگ از خودش می ترسدهر جنگ تمام می شود می دانیمانگار که جنگ از…
انتشار: 2026/07/27 21:24 UTCدریافت: 2026/08/15 00:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:47 UTC
✍ ای یار فشنگ از خودش می ترسدهر بار تفنگ از خودش می ترسدهر جنگ تمام می شود می دانیمانگار که جنگ از خودش می ترسدبمبی که اجازه داد پلکی بپردزنبیلی که....زنی نمانده.....بخردیک گیره به بند گفت (( او انسان اوکو؟ پیرهنی..نمانده. .بادی ببردفال ته قهوه ..دور بر ..دائم دودروشن گفتی که ""مرگ در صبحی زود ""موشک ..کودک...چکاوکی که... می خواندانگار جهان صدای تاریکی بود #یزدان_سلحشور🆔 @poem_Iran_world
