۵. با نگاه به مثال نکتۀ ۱ شاید ذهنیتی ایجاد شود از اینکه تا چه حد مفهوم کلی از داللتِ کلماتِ طرزِ ک…
انتشار: 2026/08/05 23:21 UTCدریافت: 2026/08/07 23:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 23:00 UTC
۵. با نگاه به مثال نکتۀ ۱ شاید ذهنیتی ایجاد شود از اینکه تا چه حد مفهوم کلی از داللتِ کلماتِ طرزِ کارِ زبان را با دو دوبغباری احاطه میکند که دیدِ روشن را ناممکن میسازد. ــ میوهپراکنده میشود اگر ما پدیدارهای زبان را در انواع ابتدایی کاربردِ آنها مطالعه…6. میشود تصور کنیم که زبانِ نکته ۲ کل زبان الف و ب باشد؛ حتی کل زبان یک قبیله. کودکان چنان بار میآیند که این فعالیتها را انجام بدهند، این واژهها را در آن حال به کار ببرند، و اینطور به کلمات دیگران واکنش نشان بدهند.بخش مهمی از آموزش در این خواهد بود که یاددهنده به اشیاء اشاره کند، توجه کودک را به آنها جلب کند، و در آن حال واژهای را به زبان بیاورد؛ مثلاً واژه «تخت» را در حال ارائه این شکل. (این را نمیخواهم «تعریف» یا «توضیح اشاری» بخوانم، چون کودک هنوز که نمیتواند نام را بپرسد. میخواهم آن را «یاد دادنِ اشاریِ واژهها» بخوانم. — میگویم بخش مهمی از آموزش را خواهد ساخت، چون درمورد انسانها چنین است؛ نه اینکه چون جور دیگری تصورشدنی نیست.) میتوان گفت که این یاد دادن اشاریِ واژهها پیوندی از نوع تداعی میان واژه و چیز برقرار میکند. ولی این یعنی چه؟ خب، امور مختلفی میتواند باشد؛ ولی لابد اول از همه این به فکرمان میرسد که وقتی کودک واژه را میشنود تصویر آن چیز به ذهنش میآید. ولی حال، اگر این روی بدهد ـ آیا این است غرض واژه؟ ـ بله، غرض میتواند این باشد.ـمن میتوانم چنین کاربردی را از واژهها (سلسلهاصوات) خیال کنم. (به زبان آوردن یک واژه گویی زدنِ یکی از دکمهها بر پیانوی قوة تصور است.) ولی در زبانِ نکته ۲ غرض واژهها برانگیختن تصورات نیست. (البته ممکن هم هست که معلوم شود این به غرض حقیقی کمک میکند.)ولی اگر این است تأثیری که یاد دادنِ اشاری دارد، آیا باید بگوییم که تأثیرش فهم واژه است؟ آیا کسی که به فریاد «تخت!» فلان طور رفتار میکند آن را نمیفهمد؟ ـ صدالبته یاد دادن اشاری بود که به پدید آمدن این کمک کرد؛ ولی فقط همراه با تعلیمی خاص. با تعلیمی متفاوت، همان یاد دادنِ اشاریِ این واژهها تأثیرش فهمی کاملاً متفاوت میبود.«با متصل کردن میله به اهرم، ترمز را به کار میاندازم.» — بله، با بودن کل باقیِ سـازوکار. فقط همراه با این سـازوکار اسـت که آن اهرم اهرمِترمز است؛ و جدای از حمایت آن حتی اهرم هم نیست، بلکه هرچیزی ممکن است باشد، یا هیچچیزی.