🗯 رابرت اروین (مورخ بریتانیایی) کتابی داره به اسم «برای شهوتِ دانستن: شرقشناسان و دشمنان آنها» که…
انتشار: 2026/07/31 13:40 UTCدریافت: 2026/08/04 04:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 04:42 UTC
🗯 رابرت اروین (مورخ بریتانیایی) کتابی داره به اسم «برای شهوتِ دانستن: شرقشناسان و دشمنان آنها» که سال 2006 منتشر شد. این کتاب توی بعضی کشورها مثل ایران و امریکا به اسم «دانش خطرناک: شرقشناسی و مصائب آن» چاپ شد. «دانش خطرناک» رو محمد دهقانی به فارسی ترجمه و نشر ماهی اون رو منتشر کرد. این کتاب هم تاریخِ شرقشناسیِ آکادمیک هست و هم حملهای بر کتاب «شرقشناسیِ» ادوارد سعید (انتشار در سال 1978). اروین کتاب سعید رو اینطور توصیف میکنه: «حاصل شیادی شریرانهای است که تشخیص خطاهای صادقانۀ آن از سیاهنماییهای عامدانهاش دشوار است». عبارت «برای شهوتِ دانستن» که عنوان انگلیسی کتابه، از شعر «سفر طلایی به سمرقند» سرودۀ جیمز الروی فلکر (شاعر بریتانیایی سدۀ نوزدهم و بیستم) گرفته شده.🗯 بخش اعظم کتاب دربارۀ تاریخ شرقشناسی و جریانها و مکاتب این حوزه هست. برخلاف نگاه ادوارد سعید توی کتاب «شرقشناسی»، اروین توی این کتاب رمانها، نقاشیها و بقیۀ آثار ادبی و هنری رو بررسی نمیکنه. تمرکز اروین توی «دانش خطرناک» روی شرقشناسهای بریتانیایی، فرانسوی و آلمانیه و سعی میکنه رویکردهای متضاد اونها رو برای مخاطب روشن کنه. تقریباً هر جایی که اروین توی این کتاب اسمی از سعید میاره، قصدش اینه که به یه اشتباه یا عدم انسجام توی نوشتهها و افکار سعید اشاره کنه. مثلاً یکی از معدود شرقشناسهایی که سعید اون رو ستایش میکنه، لویی ماسینیون و یکی از «اَبَرتبهکارهای شرقشناسی» (تعبیری که اروین به قصد تمسخر سعید به کار میبره)، ارنست رنان هست.🗯 اروین دربارۀ علاقۀ «نامنسجم» سعید به ماسینیون مینویسه: «سعید لویی ماسینیون، این فرانسوی فرهمند و عجیب و غریب و عارفمسلک و شوونیست را بهمراتب بیشتر میپسندد. ... سعید نهفقط به یهودستیزی ماسینیون اشارهای نمیکند، بلکه از نگرش علناً اربابمنشانۀ او در قبال اعراب و نیز دِین آشکار او به [ارنست] رنان در این باب سخنی نمیگوید». منظور اروین اینه که وقتی ماسینیون تا حدود زیادی تحتتأثیر نگاههای فیلولوژیک ارنست رنان بود، سعید نمیتونه همزمان عاشق ماسینیون و متنفر از رنان باشه. یه فصل از «دانش خطرناک» دربارۀ کتاب «شرقشناسیِ» سعید هست و توی بخشی از این فصل اروین سعی میکنه نشون بده که ارجاعات مکرر سعید به فوکو و گرامشی نامنسجم هست؛ چون تلقی فوکو و گرامشی از مفهوم گفتمان متفاوت و متضاد بوده.🗯 آیا در نهایت میشه گفت که نقدهای اروین به سعید، بنیانهای فکری سعید رو تخریب میکنه؟ برای پاسخ به این سؤال، از گفتههای مایا جاسانوف (استاد تاریخ دانشگاه هاروارد) استفاده میکنم. جاسانوف میگه بعضی از اصلاحاتی که اروین دربارۀ آثار سعید مطرح میکنه درست هستن؛ منتها این اصلاحات و نقدها چندان نمیتونن ادعاهای نظری سعید رو تضعیف کنن. در واقع اروین نمیتونه ساختمونی که سعید ساخته رو تخریب کنه، فقط میتونه بعضی از جاهایی که توی این ساختمون، گردوخاک روش نشسته رو تمیز کنه. کتاب «شرقشناسی» یه کتاب الهامبخش برای خیلی از دانشگاهیها توی رشتههای مختلف بوده؛ اونها کورکورانه گزارههای سعید رو قبول نکردن، بلکه اونها رو گسترش داده و اصلاح کردن.📢 الیور مایلز (سفیر سابق انگلیس در لیبی که تحصیلات دانشگاهی شرقشناسی رو توی کارنامۀ خودش داره) هم ارزیابیای شبیه به جاسانوف دربارۀ کار اروین داره. اون میگه اروین تونسته چند تا ضربه به سعید بزنه، ولی نتونسته که سعید رو نقش بر زمین کنه. من بین دو نگاه سعید و اروین به شرقشناسی، نگاه سعید رو بیشتر میپسندم. نه به این دلیل که تصور میشه سعید «غربستیز» هست (که قطعاً نیست)؛ بلکه به این دلیل که معتقدم برای شناخت «گرایشهای شرقشناسانه» صرفاً نگاه به پژوهشگران شرقشناسی در طول تاریخ کافی نیست. گاهی اوقات این گرایشها به شکل قویتر و پررنگتری در بیرون از حوزۀ دانشگاهی شکل میگیره؛ مثلاً بین دیپلماتها، خبرنگارها، رماننویسها، نقاشها و غیره. دانش (یا علم یا معرفت) یه پدیدهایه که تا مغز استخوان اجتماعیه. نمیشه اون رو از تاریخ و فرهنگ منفک و بعد بررسیش کرد.✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh«جنس بدنش از سایهست؛ رو گردنبندش یه تیکۀ شکستۀ آینهست، در حال تابیدن؛ تا یه کمی نزدیک میشه بهت میزنی غلت؛ انگار داری روتو میکنی به سمت تاریکتر» (خودها / بهرام نورایی)@philosophycafe