تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-10 07:00 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
A Channel For Fun 😜 ...Community Of Friends you can Join Right Now!🙌Join Group - @PG_FC !And Have FUN!#ProGramming #Fun #Friends#FreeTalking #FreeArea
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 45 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
بسم الله الرحمن الرحیم امنیت انسانی حد اعلای امنیت است در ابعاد بزرگ و کوچک. چه این امنیت در یک خانه در جریان باشد با خانواده، چه در جهان در جریان باشد با تمام موجودات و اجزا، چه در رابطه بین دو نفر.در برابر امنیت حیوانیست که امروزه بر زمین مسلط است و مصادیق آن فراوان دیده ایم. این که کشوری از ترس بمبهای غول آسا و گلولههای پیل افکن به کشور دیگری حمله نکند از آن مصادیق است. این که شهروندی از ترس دادگاه و قصاص به شهروند دیگر تعرض نکند از آن مصادیق است. این که برادری از ترس پدر با برادرش جدل نکند و کذا و کذا.منطق این امنیت این مثل است که تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر.بن مایه این امنیت پوشالی ترس است، سکوت است، سکون است. این است که حرفی گفته نشود تا التهابی پیش نیاید تا خدایی نکرده امنیت به هم نریزد. حالآنکه امنیتی که دلیل وجودش این است که نکند امنیت از بین برود، بی ارزش است. داشتن چیزی، صرفا از ترس نداشتنش و این که علت داشتنش ترس نداشتن باشد، ارزشی ندارد.اگر وجود امنیت از ذات انسان باشد، ترسی در دل بیگناهان وجود ندارد. مردم از یکدیگر حراس ندارند. مظلوم از ظالم نمیترسد. ظالم قدرتی ندارد که مؤمنين نتوانند بر آن قلبه کنند.دیگر مرگ ترس ندارد، زیرا هر مرگی در راه حق است و ماجور خواهد بود.وجود آرمانشهر تنها زمانی ممکن میشود که امنیت حیوانی از میان انسانها رخت بربندد و ایمان بر جهان هستی حاکم شود؛ امنیت انسانی حاکم شود و در این جهان است که هدایت الهی حاکم است و حضرت صاحب نمود این هدایت الهی در میان انسانها.
بسم الله الرحمن الرحیم مومن برای جهان امنیت آفرین است.در تعریف مومن دو نظریه است، یک نظر آنرا از ریشه ایمان میداند که مومن کسیست که ایمان به خدا دارد.اما نظر دیگه آنست که مومن را از ریشه امنیت شناخته، یعنی کسی که برای دیگران امنیت آفرین است. تنها هدف مومن خیرخواهی برای همگان است. این که برای همه آرامش داشته باشد و تلاشش در این است که آسیبی از جانبش به احدی نرسد.این خیرخواهی نه به این معناست که همیشه طریق آرامش اتخاذ کند و از جنگ و التهاب جلوگیری کند. بلکه مومن میداند که اگر زخم سر باز نکند و خونش جاری نشود، لخته خون در رگها و عروق میتواند به مراتب خطرناک تر و جدیتر باشد تا کمی خونریزی موقت و گذرا.گاهی مومن نیاز میبیند که رودررویی کند و مبارزه، گاهی نیاز میبیند که بجنگد و بکشد و ترسی از کشته شدن نداشته باشد. همچنین گاهی نیاز میبیند که به هر قیمتی آرامش را حاکم کند و لطف و رحمت الهی را شامل حال دیگران کند.به طور خلاصه آنکه تلاشش رضایت خداست و رسول و عبادت به جز خدمت خلق نیست و رسول الله پیامآور رحمت و آرامش است.اما در دفاع از حق مظلوم، مومن سکوت نمیکند، نمینشیند، به سود خود فکر نمیکند، به جلوگیری از خطر و ظرر برای خود و کیش خود فکر نمیکند.و رضایت خدا و رسول در این است که با ظالم مقابله صورت گیرد و کشته این راه نیز نمیمیرد در دلها.و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقونو کشتگان راه حق را از مردگان ندانید، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.مومن جانش را و مالش را و اهل و عیالش را فدای راه حق میکند که راه حق این است که جهان ایمن شود. نه ایمن از بیمهای جنی و انسی و نه ایمن با فنون جنی و سلاحهای گوناگون کشتار جمعی.امنیتی که انسانیست.
امشب پست نداریماما سخنرانی رو گوش کنید حتما
بسم الله الرحمن الرحیم عاقلان مجنونند.جنون از ریشه جن و جن به معنی نادیدنیست.آن که مجنون شود، بیمار است. بیماری که جسمانی نیست و نادیدنیست.جنون عاقلان را میتوان مرضی در دل پنداشت که در نتیجه، بیمار عقل را در برابر مولا میبیند و بر خلاف امر پروردگار از آن استفاده میکند.چون سربازی که چون از جانب سپهدار مسلح شد، از آن سلاح برای جنگ با لشکریان سپهدار استفاده کند.فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضادر دلهاشان بیماریست پس خداوند بر بیماریشان میافزاید.بنی بشر هرچه در برابر ذات حق و امر ولی و نور امام سرکشی کند و تلاش در تعقل و استدلال برای نافرمانیاش داشته باشد، مریضتر میشود و از راه حق دورتر.و هرچه سعی در اطاعت و بندگی کند، توفیق بیشتر حاصل آورد.عقل مومن و عقل مجنون نه از نظر میزان و کیفیت، بلکه از نظر محل استفاده متفاوت است.مومن در تلاش است تا با عقل، بهترین خود را در اطاعت امر مولا به ارمغان آورد.و مجنون در تلاش برای سرپیچی و ارائه دلیل و برهان که اگر سرپیچی نمیکرد چنین میشد و چنان.هرکه از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیستعاقل آنست که از عشق تو دیوانه شود
بسم الله الرحمن الرحیم ولایت اطاعت است. نه از سر ترس و خوف، که از شدت حب و علاقه.ولایت را عدهای بندگی پندارند و چندی دوستی. نه یکی غلط است و نه دیگری.ولایت بندگیست که از روی دوستی باشد.آنست که چون مولا امر فرمود جز طاعت نکنی و حتی به خیانت و سرپیچی نپنداری. و نپنداشتن نه از سر جبر و یا اختیار، بلکه از گزینههای ممکن برای تصمیمگیری هیچ یک نظری بر نااهلی و نافرمانی نداشته باشد. جهان واقعی از حقیقت نورانی نشأت میگیرد و نور حقیقت چون چشمهای که از دریا؛ و آن دریا نور امام است که جز نور خدا نیست و کلهم نور واحد.ولایت گنجیست از کنوز غیبی که با لطف خدا به قلب انسان مینشیند و لاغیر.کیفیت آن چنان است که دوستان بی حرف، یک دل میشوند و طوری همکاری میکنند که گویی سالیان دراز تمرین این همکاری و همدلی را کرده اند، حتی اگر دیری نپاید که یکدیگر را شناخته اند.چنان که کودکان بازی میکنند و نقش خود را در بازی به درستی ایفا میکنند. حد اعلای این کیفیت، که بی حرف بدانی امام چه میخواهد و چگونه خوشنود میشود، ولایت است.این که بنده بعد از هزار و چهارصد و اندی سال چنان در طرح رسول الله برای عالم حرکت کند که گویی با ایشان مصاحبت و مجالست داشته.عبد طوری پیروی امام کند که گمان رود با حضرتشان ملاقات دارد، حتی با این وجود که همگان به خوبی از این امر مطلع اند که ادعای ملاقات با حضرت صاحب از زبان حضرش نفی شده و مدعی این امر دروغگوست. اما در باور دیگران نگنجد که بی دستور مستقیم حضرتش، چنین میدان داری کند و بر رویای امام جامه واقعیت بپوشاند.هدف عبد جز شادی مولا نیست و حتی اگر با تلاشش و اطاعتش آن هدف میسر نشود، باز سرپیچی در خیالش نمیگنجد.عبد باید آنطور باشد که اگر پروردگار امر فرمود تا بر جز منی سجده کنید، سر باز نزند و اطاعت امر کند.مجنون به دنبال استدلال و استنتاج است که ثابت کند سجده بر جز ربّش حرامست و گناه کبیره، حال آن که فرمان سجده از جانب همان رب آمده است.سجود نشانه واقعی از حقیقت اطاعت و خشوع در برابر رب است، اگر به امر پروردگارش، بر دیگری سجده نکرد -چه بسا فیالواقع چندین هزار سال بر پروردگارش سجده و خشوع کرد- این سجده هزار ساله مقبول نیست، خواه صحت در شکل و وضع و کیفیت مخارج حروف داشته باشد و خواه نه. این سجده بی حقیقت است، چرا که حقیقت سجده اطاعت است و سجدهای که بر خلاف اطاعت مولاست عین سرپیچی.و مجنون سرکش دشمن مبین بر انسان مطیع.
بسم الله الرحمن الرحیم در این خیال سرای ذهن که هر واقعیتی سایهی حقیقت است، بیان صحیح مفاهیم نورانی امریست که جز به لطف حق و نور ولایت میسر نمیشود.ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهمخداوند بر دلهایشان مهر میزند و بر شنواییشان و بر بیناییشان.روشنایی حقیقت از کسانی که نور ولایت ندارند بدین وسیله منع میشود.و نمیبینید حتی اگر خورشید بر آنها بتابد و نخواهند شنید حتی اگر شیپور به گوش ببندند و نخواهند فهمید حتی به واسطه ماهر ترین اساتید و حکما.تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است.نااهلی نه صرفا یک خصیصه منفور و یک سیره زندگی، بلکه نشانه بیحقیقت زیستن است.نااهل اگر اطاعت کند هم یا در آن سود میبیند یا برای جلوگیری از زیان است. عمل را برای رسیدن به هدف دیگری انجام میدهد.خلوص نیت خاصه انسان است و مجنون سرپیچی میکند حتی اگر امر پروردگارش باشد.ابلیس عمری چاکری درگاه حق کرد و جز اطاعت و عبادت بروز نداد، به امید مقامی و جاهی که خدا به آدم اعطا کرد.و اذ قلنا للملائکه اسجدو لآدم فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربهو چون به ملائک گفتیم بر آدم سجده کنید، سجده کردند مگر ابلیس که از جنیان بود پس از امر پروردگارش سرپیچی کرد.پس ابلیس چون هدف مد نظر را در طاعت ندید دست از آن کشید و راه دیگری از پی گرفت.
بسم الله الرحمن الرحیماگر افسار افکارمان را به دست نگیریم، به دست دیگران خواهد افتاد.جریان فکر وابستگی مستقیم و غیرمستقیم با ورودی و خروجیهایش دارد.آنچه میشنویم را فکر میکنیماگر بگوییم، بیشتر میشنویم و اگر دور بریزیم نخواهیم دید.آنچه میگوییم، میبینیم و باز با گفتن تصدیق میکنیم و این چرخه خود را تقویت میکند. هرچه بیشتر بگویی بیشتر میبینی و هرچه بیشتر دور بریزی، هیچ نخواهی دید.بایست ورودی را بررسی کرد و اگر آن نیست که ميخواهيم بشود، دور بریزیم تا نشود.چنان که امام صادق علیه السلام از فراموشی به عنوان نعمتی بزرگ تر از یادآوری، یاد فرمود.میبایست افسار به دست گیریم، زیرا اسب بی سوار وحشی میشود و هرز میرود.با تکرار و گفتار افکار، بر اسب فکر در مسیری که میخواهیم میتازیم و با فراموشی افسار را میکشیم و مسیر عوض میکنیم.
بسم الله الرحمن الرحیمپادشاهان از سر خود بر میایند و پاد-شاهان از دل مردم.آنان که میشناسیم، از دل برون تراویده اند و آنان که شناسانده میشوند از خیال خودشان.جمهور هر زمانه موسایی دارد و سامریای.موسی را مردم میشناختند و پیرو او شدند، حتی اگر بناست از دریا بگذرند.با سامری آشنا شدند و موثر از مکر او شدند. تا آن زمان که به دست موسی بیدار شندند.پاد-شاه به قوت الهی و پشتوانه خرد جمعی برمیخیزد.در جامعهای که پادشاهان از پاد-شاهان محبوب تر باشند، زندگی بر روشنایی دوستان سخت میشود و آرامش آرزوی ابدی هر انسان.در تنگنای تاریکی روزگار شاهی این حب امام است که دل را گرم نگاه میدارد و روز را روشن.
بسم الله الرحمن الرحیم.شخص اول مملکت، چه محبوب باشد و چه نباشد، رویای خِرَد جمعی را متصور میشود.آنچه در سر میپروراند، خواه و ناخواه واقعیت جامعه خواهد بود.امیر المومنین حقیقت جهان را به دستان متبرکش مینویسد و بر جهان تار و پود میبافد.ولیِ فقیه نیز بر واقعیت حاکم است و بر رویا جامه عمل میپوشاند.دستگاه فکری و فلسفی رهبر یک جمهور، بر تک تک اعضا و اجزای جمهور موثر است، مستقیم و غیر مستقیم.پادشاه در جهان فیزیکی قانون وضع میکند و بر واقعیت با استبداد حکم رانی میکند.رهبر با رویا بینی و تصور، بر اذهان.و واقعیت جز تصورات ذهن چیست؟و امام با رحمتش بر قلوب و با نورش بر حقیقت.و ذهن جز دارایی قلب چیست؟و واقعیت جز سایه حقیقت چیست؟دستگاه فلسفی یک رهبر هادی جامعه و حکمِ عقلی مردم است.اگر جامعه بتواند او را بشناسد و درک کند، مشکلی نیست که مرتفع نشود.ارزش هر جامعه اندازه رویای اوست.وظیفه رهبر جامعه رویا پردازی برای جامعه است.جامعه با ارزش، پادشاه و حاکم مستبد ندارد. زیرا رویای پادشاه، جز پرورش خود و اطرافیانش نیست.
دل برا کربلا تنگی میکنه ...ولی عقل میگه هرجا هستی وظیفه شرعیته، همونجا بهترین خودتو نشون بده.خدایا هرچی بشه میدونم حکمت تو پشتشه. سمعا و طاعتا.
قمر باده بده از خُم جانانهقمر نازل کن از آن مِی شاهانه
جدی شما پستی در موردش دیدین؟یا فقط من انقدر clear شدم که دور و برم ازینا نیست 😂❤️
مثلا یه نفر یه پست مفید از این کانال جایی دیده و جوین دادهالان اینا رو میبینه میگه اشتباه عضو شدم؟!
این که فصل پنجم از جلد پنجم قراره توش اینا باشه داره اذیتم میکنه 😔
دوستان سلام من یوحنا هستم (مرتضی کسی هست که اکثر پست هارو قرار میده) واقعا کسی اینجا مطالب کانال رو دنبال میکنه؟مشتی من خودم مطالبو دنبال نمیکنممطالب منو دنبال میکنه
دوستان سلاممن یوحنا هستم (مرتضی کسی هست که اکثر پست هارو قرار میده)واقعا کسی اینجا مطالب کانال رو دنبال میکنه؟
ممبرا اینطوری ان که:نه ناموسا چاپ کن ببینیم چی چاپ میکنی 😂🤷♂نه واقعا یه جمله از کتابت بگو ببینیم مثلا به چی باید بخندیم 😂
خب یکی لایکشو برداشت پس کتابو چاپ میکنم.
خب دوستان لایکا شد ۶ تاقضیه کتاب فعلا کنسله
اشاره میکنن امروز پنج پنج هزار و چهارصد و پنجهبه همین مناسبت چون پستم ۵ تا لایک خورد میرم ۵ جلد کتاب ۵ فصلی چاپ میکنم از محتوای کانال فقط چون حوصله تایپ مجدد ندارم، اسکرین شاته همش
دوستان لایکا به ۱۰۰ برسه کتاب چاپ میکنم
مثلا یه نفر مثل من کانال داره مطالب طولانی پست میکنه از افکارش و نظریاتشبعد میبینه ۱۰۰ تا لایک گرفت، سریع میره کتاب چاپ میکنه میفروشه
کتاب نوشتنم خز کردن بخدا ...
به چی فکر میکنید؟
ببینیم تلگرام پاکمون میکنه یا نه
Here is Boom Boom Tel Aviv.mp3
بسم الله الرحمن الرحیمفَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَٰذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَقَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُقَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَىٰ أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَٰذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ كَانُوا يَنْطِقُونَ فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ ثُمَّ نُكِسُوا عَلَىٰ رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَٰؤُلَاءِ يَنْطِقُونَقَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْأُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَوَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَوَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً ۖ وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ الانبیاء (۵۹ - ۷۳)
و من الله توفیق
تو جنگ ۱۲ روزه مردم ملی گرا بودن.همه اقشار جامعه یک دل شده بودن و میگفتن باید اسرائیل نابود شه چون به کشور ما حمله کرده.ولی یهو کاملا ناگهانی ۹ اسفند ریختن بیرون و ابراز خوشحالی کردن و رقص و پایکوبی!و همین الانم وطن فروشا خیلی راحت و راست راست دارن راه میرن تو خیابونا ...برید تحقیق کنید ببینید تو این مدت چه فیلمهای مهم و معروفی منتشر شده که همه نگاه کردن.ممکنه یکی از فیلمای مارول باشهیا باربی یا هرچی ...ولی تحقیق بی نتیجه و تاثیر نخواهد بود.
چند روز پیش توی یه هیئت مذهبی دیدم یه پیر مرد داره با رفیقاش گپ و گفت میکنه و حواسش به نوههاش نیست.نوههاش تمام مدت داشتن ریلز اینستا میدیدن!یعنی بگم Doom Scrolling رو به سطح دیگهای برده بودن شاید دروغ نباشه.چایی براشون گذاشتن ولی نخوردن.شام گذاشتن ولی بیشتر از ۲ ۳ قاشق نخوردن. (اونم با تشر بابا بزرگشون)و وقتی طرف میخواست بره خیلی راحت گوشیو از دست بچه کشید و بلند شد خداحافظی کرد رفت.کاملا مشخص بود گوشی دست بچه دادن برای اینه که حوسله نداره و اگه گوشی دست بچه نباشه گریه میکنه و بهانه میگیره.بجای این که یاد بگیرن چطوری بچه تربیت کنن، خیلی راحت یه فیلم میندازن رو تلویزیون میگن بشین نگاه کن، فقط خفه شو!فقط جیغ نزن! هر کار میخوای بکنی بکن!وقتی میکی موس و ارباب حلهها و این شخصیتا بجای پدر و مادر، بچه رو تربیت میکنن،چه چیزی بهتر و گل و بلبل تر از اتفاقات دیماه انتظار داری؟
در مورد این یه تحقیق خیلی عمیق تری شده توی ایران.به بچههای ایرانی دو تا عروسک نشون میدن.یکی باربی و یکی یه عروسک زشت.ازش میپرسن به نظرت تو کدومشونی؟همشون به اون زشته اشاره میکنن.مستندش موجوده میتونید سرچ کنید ببینید.توضیحات کامل تری ارائه میده ولی نه از این حرفایی که گفتم.وقتی تو سریال، شخصیت اصلی یه مو طلایی و چشم آبیه و همه تیم به حرف اون گوش میکنن و بهش بله قربان میگن،و این میشه نظام باورهای یک بچه.همزمان میدونه که من اون شخصیت اصلی نیستم و با یه شخصیت فرعی توسری خور بیشتر احساس همزاد پنداری میکنه.اینطوری میشه که بعدا شخصیت اصلی رو آمریکا میبینه و ما توسری خورای دور و برشیم که باید بهش بله قربان بگیم.وگرنه میشیم شخصیت منفی ماجرا که همه ازش متنفر هستن.حالا یهو میاد بهت چی نشون میده؟جوکر!یه شخصیت منفی، که بجای منفور بودن محبوبه.طوری میسازتش که خودتو جوکر ببینی.یه یاغی که باید دنیا رو با تخریب، بسازه.معلومه که ۴۰۱ پیش میادمعلومه که ۴۰۳ پیش میادمعلومه که ۴۰۴ پیش میادوقتی از بچگی تنها چیزی که به خورد مغز بچه دادی این اراجیف بوده
فیلم و سریال و داستان و افسانه و تخیلات، میتونن برای ذهن ما کتابخونه جدید بنویسن و نصب کنن.شاید خودمون متوجه نشیم ولی داستانها طوری مهندسی میشن که توی ذهن بشینن و بشن باور ما.ضمیر ناخودآگاه معمولا خودشو شخصیت اصلی فرض میکنه.مگر این که داستان طوری طراحی بشه که خودشو یکی از شخصیتهای فرعی ببینه.توجه توی داستان روی هرکی باشه، خودتو اون میبینی.از هر ایرانی بپرسی تو که سریال وضعیت سفید رو دیدی، خودتو کدوم شخصیت میبینی؟اکثر پسرا میگن امیر، اکثر دخترا میگن شیرین.چون این سریال با مهندسی ساخته و پرداخته شده.خیلی تمیز روش کار شده.یه کتابخونه جدید برامون نصب میکنه.تاثیرات جالبی هم داره.حالا کافیه یه سریال که میبینی خودتو بذاری جای یکی دیگه از شخصیتهاتوجهت روی اون باشه.ناخودآگاه توی زندگی شبیه اون میشی.به این میگن الگو.همون کتابخونه، همون نظام باور، ولی این دفعه تو یه شخصیت دیگه همون داستانی.و زندگیت مثل اون شخصیت میگرده.
افسانهها هم برای ذهن ما کتابخونه هستن.به هر افسانهای باور داری همون میشه برات.الگوی ذهنی میشه و توی زندگیت میبینیش.و همچنین باقی چیزهایی که ممکنه بهشون باور داشته باشیم و هر باوری که داریم به صورت مستقیم یا غیر مستقیم خودشو توی زندگی بهمون نشون میده.بحثو ازین بیشتر کش ندم.
حالا یکی میاد یه کتابخونه جدید تولید میکنه.میگه اصلا بجز زمین هیچی دیگه وجود ندارهستارهها و ... توهم هستن و وجود خارجی ندارن.تا حالا چنین آدمی دیدین؟نه!چرا؟چون این تفکر تنهایی میارهبی کسی میارهکسی که این تفکر رو داره هیچ وقت اجتماع رو نمیپذیرهچون به صورت غیر مستقیم باور داره که این اجتماع واقعی نیست و وجود نداره.ولی اگه خودت دنبالش بگردی و با کلی آدم مصاحبه کنی بالاخره میرسی و اون یه نفرو پیدا میکنیکه احتمالا بخاطر باورش در مورد جهان، حتی باهات مصاحبه نمیکنه.یکی میاد میگه سیارهها وجود دارن ولی تاثیری روی زمین ندارن.گردش به موقع مریخ و زهره و زحل و ...و فاصله زمین با خورشید، تاثیری روی این زمین نداره.و توی زندگی هم کمک و خیری از کسی نمیبینه.هرجا گیر کنه خودشه و خودش.بقیه فقط هستن در حدی که بهش بگن 'عه چه جالب که داری بدبخت میشی"و همین ...زمین خود ماییمهیئت خانواده و اطرافیانجهان جامعههر باوری در مورد اینا داری، توی واقعیت زندگیت تاثیر مستقیم میذاره.ولی انقدر ظریف تاثیر میذاره که حتی حسش نمیکنی.دیگه زیادی رفتم توی مثال کتابخونه زمین، برای نرم افزار ذهن
ذهن مثل یک برنامهست که با کلی کتابخونه کار میکنه.کتابخونه فیزیک، نجوم، شیمی، ادب، هنر، افسانه، خیال و کلی چیز دیگه ...برخلاف تفکر عموم این کتابخونهها RO نیستن و ما بهشون دسترسی نسبتا کامل داریم.میتونیم بنویسیمشون و میتونیم تغییر بدیم و همچنین به نظر میاد که میتونیم حذف و ایجاد هم بکنیم.ذهن برای انجام محاسباتش از همه این کتابخونهها استفاده میکنه.و همچنین اگر فیزیک رو وهم فرض کنیم و ذهن رو دارای ماهیت واقعی و روح رو حقیقت فرض کنیم،پس دسترسی کاملا آزاد به تمام کتابخونهها داریم.نتیجه محاسبات و اعمال ذهن ما، واقعیت فیزیکی رو بهمون نمایش میده.از ابتدائی ترین راههای استفاده از آسیب پذیری توی نرم افزارها Dependency Injection بوده و هست.توی این جهان هم میشه این کارو کرد.باورهای ما کتابخونههای نرم افزار ذهن ما هستن.این که یه چیزیو باور کنی دقیقا مثل اینه که یه کتابخونه جدید به برنامه اضافه کنی.مثلا در مورد منظورمه شمسی، هر نظریهای که هست یک کتابخونست.شما میتونی کتابخونه زمین-محور نصب کنی و میتونی کتابخونه خورشید-محور نصب کنی.حتی خیلی وقت پیشا مردم کتابخونه ماه-محور داشتن.شاید بگید خب این که هیچ تاثیری روی زندگی نداره 🤷♂️چه فرقی میکنه که زمین محور عالم باشه یا خورشید یا هرچی ...و همه دور اون میگردن ... چه اهمیتی میتونه داشته باشه.ولی به صورت غیر مستقیم تاثیر میذاره.اینا نشانستاگر جهان فیزیکی رو خیال فرض کنیم و نتیجه افکار و اعمال ذهن، این که خورشید وسط باشه نشانه از افکار و نظرات ما داره.ببینید، بین سیارات منظومه شمسی تنها سیاره قابل زیستن، زمین ماست.توی دقیق ترین محل ممکن توی منظومه قرار داره.نه انقدر به خورشید نزدیکه که بسوزه و نه انقدر دوره که یخ بزنه.خلاصه بگم بهترین جایی که ممکن بود یه سیاره باشه زمینه.و مفید ترین سیاره هم به نظر میاد که زمینه.اگه بگیم زمین مرکز عالمه و خورشید و ماه دورش میگردن و ستارهها ...یعنی در طولانی مدت و تصمیمات و ناخودآگاهمون، این موقعیت خوب و راحتی و امکانات و فایده برامون چیزیه که مطرحهمثلا یه انسان زمین-محور معمولا خود-محور هم هستن. چون هر کسی خودشو مفید ترین فرد جامعه میدونه.من زمین تخت گرا زیاد دیدم و تفکر زمین تخت گرایی از باروهای زمین-محوره.و خالصانه بخوام بگم بجز چند تایی که بعدا دیدم دیگه بهش باور ندارن، کسایی که سفت و سخت گرفتنش، خیلی خود-محور زندگی میکنن.فکر میکنن زمین هم دور اینا میگرده!بگه باباش بشه رییس جمهور، میگه چون من پسرش بودم اون رییس جمهور شد!اگه بچش هم بشه رییس جمهور، میگه چون من باباش بودم رییس جمهور شد!اگه یکی باهاش قطع رابطه کنه و بره بشه رییس جمهور، میگه ببین چطوری تو رابطه تربیتش کردم که تا ولش کردم رفت رییس جمهور شد!حافظ هم میفرماید "که سعد و نحس، تاثیر زهره و زحل است"اینو دیگه فعلا وارد بحث نمیکنم، ولی خلاصش که باور ما در مورد منظومه شمسی، زندگی ما در مورد خانواده و جامعه رو میسازه.اوایل که نظریه منظومه شمسی میاد تو ایران، ایرانیا اسمشو میذارن هیئت.و یه کتاب هست تحت عنوان اسلام و هیئت.با احادیث و روایات ثابت میکنه که منظومه شمسی توی کلام ائمه وجود داشته.حالا چرا گفتیم هیئت؟هیئت میشه یه دسته و گروه دارای مرکزیت.مثلا فلانی و هیئت همراه، یعنی یه عده که مرکزیتشون فلانی و همراهی کردن اونه.حالا هیئت میتونه یه شخص هم نباشه.مثلا هیئت منصفه مرکزیتشون اینه که نظر بی طرفانه و با انصاف بدن.هیئت مذهبی، یه جمعیه که مرکزیتش دین و مذهبه.نظریه هیئت نجوم هم اینه که این ستارهها یک مرکز داره و اون مرکز مشخصا زمین نیست، چون ستاره شناسا شواهدی دیدن که مشخصه همه چیز دور زمین نمیچرخه بلکه دور چیز دیگه ای میچرخه که با محاسبات دقیق مشخص میشه دور خورشید میچرخه.حالا اگه خورشید مرکز این هیئت باشه چی؟مرکزیت عالم رو خورشید بدونیم.تو زندگیمون چه اتفاقی میفته؟دگر-محور یا بزرگ-محور میشیم.مثلا طرف اگه خودش پولدار بشه، میگه تاثیر لقما حلال پدر و مادرمه.اگه خودش خوشبخت بشه، میگه تاثیر محبت خانوادمه.اگه با تلاش خودش به جایی برسه، میگه تاثیر همراهی اطرافیانمه.دقیقا چیزی که برای زمین پیش میاد.چرا زمین انقدر جای خوبی برای زیستنه؟چون همه چیز دقیقا همون جایی که باید باشهست.یه بزرگ تری هست که بهمون نور میده.یه خانوادهای هست که تاثیر وضعی رومون داره.یه قمر هست که اونم تاثیرات زیادی رومون داره.و هیئت-گرایی این اخلاق رو به ما میده.
نمیدونم ربط داره یا نهولی من هیچ کدوم از فیلمایی که اکثریت رو اسمشون قسم میخورن رو هیچ وقت ندیدم.یه بار تلاش کردم ببینم ولی اصلا حال نکردم.مثلا ارباب حلقهها و هابیت و هری پاتر و میکی موس و این چیزا ...خیلیا رو دیدمکل اونجرز رو دیدمکل ایکس من رو دیدمدی سی رو دیدمسریالاشو دیدمولی اونا که گفتمو ندیدمو حس میکنم علاقه مردم نسبت به اون فیلما طبیعی و واقعی نیستنمیدونم چرا عاشق اون فیلما میشنهیچ وقت نتونستم باهاشون ارتباط بگیرمیه پرس و جو بکنید ببینیم اکثریت کسایی که اون فیلما رو دیدن الان تو کدوم طرف تاریخ هستن و اونایی که ندیدن تو کدوم طرف تاریخ.شاید واقعا مامان باباهامون راست میگفتن و هرکی اونا رو ببینه شیطان پرست میشه ...
یه عده واقعا قدرت آمریکا رو باور کردندیفالت ذهنشون اینه که آمریکا صاحب همه چیزه ...اگه میگه موشکی نداشته باش، چرا داشته باشیم اصلا؟ اون یه چیزی میفهمه که میگه دیگه ...اون از ما بزرگ تره، رییس ماست ...
بچه بودیم یه جوک بود اینطوری که:به یه نفر گفتن آمریکا میخواد به ایران حمله کنه، یارو گفته یا ابالفضل! کی میخواد جلو آرنولدو بگیره!!؟؟بزرگ شدیم دیدیم گویا جوک نبوده
حتی اذا جاء امرنا وفار التنور
ما اونا رو احمق میبینیماونا ما رو احمق میبیننباقی دنیا که بی طرف هستن اونا رو احمق میبیننباقی دنیا که بی طرف هستن مارو وطن پرست و عاقل میبیننکافر همه را به کیش خود پندارد
دیگه بسهبریم یکم استراحت کنیم فردا هم باید بخوابیم باز
بیدار شیم یا زوده؟