🔴نظام رزق و منشأ فقر از دیدگاه علامه حکیمیحکیمی در کتاب الحیات میکوشد به یکی از بنیادیترین پرسشهای اجتماعی و اعتقادی پاسخ دهد:اگر خداوند روزی همه بندگان را تضمین کرده است، پس فقر، گرسنگی و محرومیت از کجا پدید میآید؟او برای پاسخ به این پرسش، نظام رزق و معیشت انسان را در سه مرحله تحلیل میکند .مرحله نخست: تقسیم الهینخستین مرحله، مرحلهٔ «تقسیم الهی» است؛ یعنی مرحلهای که خداوند نعمتها، امکانات طبیعی و اسباب زندگی را در جهان قرار داده و برای همه موجودات روزی مقرر کرده است.حکیمی با استناد به آیات قرآن تأکید میکند که:🔻زمین برای همه انسانها آفریده شده است؛🔻نعمتهای الهی اختصاص به گروه خاصی ندارد؛🔻خداوند روزیرسان همه بندگان است؛🔻هیچ موجودی از قلمرو رزق الهی بیرون نیست.از این رو، در اصل آفرینش و تقدیر الهی، محرومیت و فقر معنا ندارد؛ زیرا خداوند برای همه موجودات سهمی از رزق و امکانات زندگی قرار داده است.بر همین اساس، آیات:«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ»و«وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ»به عنوان شاهد آورده میشوند تا روشن شود که رزاقیت الهی فراگیر و همگانی است.🔹بنابراین حکیمی نتیجه میگیرد:در مرحلهٔ تقسیم الهی، نه کمبود رزق وجود دارد و نه کسی از روزی محروم آفریده شده است.اگر خدا روزی همه را داده است، پس فقر از کجاست؟پس از اثبات اصل تقسیم الهی، حکیمی پرسش اصلی را مطرح میکند:اگر خداوند روزی همگان را مقدر کرده است، پس این همه:فقر،گرسنگی،شکاف طبقاتی،محرومیت،و نابرابریچگونه به وجود آمده است؟پاسخ این پرسش در دو مرحله بعدی نهفته است.مرحله دوم: کسب و طلبمیان «رزق مقدر الهی» و «رزقی که عملاً به دست انسان میرسد» فاصلهای وجود دارد که نویسنده آن را مرحلهٔ کسب و طلب مینامد.در این مرحله، انسان برای دستیابی به روزی تلاش میکند؛ اما نوع این تلاش اهمیت اساسی دارد.اگر کسب مال از راههای مشروع و عادلانه انجام گیرد، سهم انسان با تقسیم الهی هماهنگ خواهد بود؛ اما اگر راه کسب منحرف شود، تعادل نظام اقتصادی نیز بر هم میخورد.نویسنده نمونههایی از انحراف در کسب را برمیشمارد:ظلم و ستم؛غصب حقوق دیگران؛رباخواری؛احتکار؛کمفروشی؛تقلب و فریب؛گرانفروشی؛سوءاستفاده از نیاز مردم.🔹از نگاه حکیمی، بسیاری از نابسامانیهای اقتصادی از همین مرحله آغاز میشود؛ زیرا انسان به جای آنکه در چارچوب عدالت حرکت کند، برای دستیابی به ثروت بیشتر به راههای نامشروع روی میآورد.از این رو، در روایات سفارش شده است:در طلب روزی اعتدال داشته باشید و برای رسیدن به مال، مرتکب معصیت الهی نشوید.مرحله سوم: توزیعحکیمی مهمترین و حساسترین بخش بحث را در این مرحله مطرح میکند.به اعتقاد او، بخش عمده فقر و محرومیت نه در مرحلهٔ تقسیم الهی و نه حتی در مرحلهٔ کسب، بلکه در مرحلهٔ توزیع ثروت و امکانات شکل میگیرد.در این مرحله، صاحبان قدرت و ثروت میتوانند:منابع طبیعی را در اختیار بگیرند؛بازارها را کنترل کنند؛قیمتها را تعیین نمایند؛کالاها و سرمایهها را انحصاری کنند؛و مسیر گردش ثروت را به سود خود تغییر دهند.در نتیجه، ثروتهایی که باید در جامعه جریان پیدا کند، در دست گروه محدودی متمرکز میشود.پیامد چنین وضعی، پیدایش دو چهره کاملاً متضاد در جامعه است:در یک سو:ثروتهای انباشته،کاخهای مجلل،رفاه و تجمل.و در سوی دیگر:فقر،محرومیت،گرسنگی،و زندگیهای فرسوده و رنجآلود.🔹به تعبیر نویسنده، در اینجا رشتهٔ «تقسیم الهی» گسسته نشده، بلکه «توزیع انسانی» دچار انحراف شده است.منشأ واقعی فقر از نگاه روایاتبرای تأیید این تحلیل، حکیمی به مجموعهای از روایات استناد میکند.🔺از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند:خداوند روزی فقرا را در اموال ثروتمندان قرار داده است.یعنی بخشی از دارایی اغنیا در حقیقت حق نیازمندان است.🔺همچنین از امام صادق(ع) نقل میشود:مردم فقیر و محتاج نمیشوند مگر به سبب رفتار ثروتمندان.🔺و از امام موسی کاظم(ع):اگر عدالت در جامعه برقرار گردد، همه مردم بینیاز خواهند شد.🔺و نیز از امام حسن عسکری(ع):ثروتمندان روزی فقرا را میخورند.مجموع این روایات درصدد بیان یک حقیقتاند:🔸فقر نتیجه نرسیدن حق صاحبان حق به آنان است، نه نتیجه کمبود نعمتهای الهی.بنابراین:مسئولیت اصلی فقر متوجه ساختارهای ظالمانه و رفتارهای ناعادلانه انسانهاست، نه تقدیر الهی.🔸در نتیجه، حکیمی به صراحت میگوید:خداوند نعمت را برای همه آفریده است؛ اما حرص، ظلم، انحصارطلبی و بیعدالتی انسانها مانع رسیدن آن نعمتها به صاحبان واقعیشان میشود و از همینجا فقر و محرومیت پدید میآید.📚برگرفته از مجموعه الحیات جلد ۴ صفحات ۱۶۷ - ۱۷۲@allamehhakimi
🔴اجرای عدالت، روحِ دین استاز مهمترین امتیازهای تعلیمات پیامبر اسلام(ص) و رسالت ایشان، دعوت به برقراری عدالت اجتماعی است. در نگاه علامه حکیمی هر کس مختصر اطلاعی از تعلیمات دین داشته باشد، درمییابد که اجرای عدالت در جامعه روحی است که دین خدا به آن زنده است و صراط مستقیم به آن پیموده میشود. . مروری بر سیره پیامبر(ص) در اندیشه علامه حکیمی:. عالمان و حاکمان منشا فسادهای بزرگ. حدیثی از پیامبر که هزارانبار در ایران تجربه شده است. سرنوشت مسئولانی که زندگی مردم را تباه میکنند. عظمت قرآن کریم. نمایش ایمان یا ایمان نمایشی. حاکمیت مسئول فقر مردم است. مدارا لازمه زندگی اجتماعی. دستورالعملی ربانی از پیامبر (ص)@allamehhakimi
🔴مدینه؛ ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری📝پیامبر(ص) درگذشته است، و مدینه یتیم شده است. اکنون کسانی که باید به خانه علی(ع) روی آورند، و همانندترین فرد را به پیامبر(ص) - که خداوند در آیه مباهله او را نفسِ پیامبر(أنفسنا) - خوانده است ، به جانشینی او برگزینند، بلکه به مقامی که خدای متعال برای علی(ع) برگزیده بود، و پیامبر اکرم در طول دو دهه همواره بر آن تأکید کرده بود، گردن نهند، چنین نکردند. 📍اکنون دیگر سخنی از مدينة النبی نیست، و کسی نمیتواند از امامت قرآنی دم زند. #علی_حذف_شده و تمام حرمت او پایمال گشته است. علی که در روزگار پیامبر، محترم ترین مسلمانان و برادر پیامبر خدا، بلکه نفس پیامبر (به نص آیه مذكور)، محسوب می شد، و بزرگترین مجاهد راه خدا، و مؤمن ترین و نیرومندترین پشتیبان دین خدا بود، و از سوی دیگر عالم به همه قرآن و عامل به همه آن بود، و در کار دین ذرهای سستی نمیکرد، و در اداره جامعه و تربیت امت جز عدالت چیزی نمیشناخت، پس از درگذشت پیامبر(ص) هیچ احترامی ندارد...📍خانه ای که برای پیامبر آن همه محترم بود و هرگاه از برابر آن میگذشت به اهل آن سلام می کرد و به بهترین تعبیر «محل دو یادگار رسالت، قرآن - اهل بیت (ع)» بود، شکسته و بسته است. مدینه در سکوت غرق است و جز برق چند شمشیر که در فضا می تابد و مدافع اهداف #سقیفه است، و - به تصریح تواریخ معتبر اهل سنت-تا پای کشتن علی ایستاده است ، نفس کشی در مدینه نگذاشته اند...📚مقدمه استاد حکیمی بر کتاب «شهر گمشده»-صفحه ۱۱#وصایت#عدالت@allamehhakimi
🔴برای رسیدن به خدا باید به انسان خدمت کردرابطه انسان با خدا هر چه استوارتر گردد، و معرفت او صحیح و قرآنی و سلوک او وحیانی باشد، بیشتر، به خدمت به انسانهای دیگر -به عنوان آفریدههای خدا- گرایش مییابد، و بندگان خدا در نظر او ارزشمندتر میگردند، از این رو برای خدمت به انسانها میکوشد، و خدمت به خلق سرانجامِ سیر او قرار میگیرد، و این خدمت، خداشناسِ راستین را بیشتر به خدا میرساند.🔻پیامبر(ص):از شما کسی خدا را بیشتر دوست میدارد، که مردم را بیشتر دوست بدارد.🔻اسماعیل به امام صادق(ع) گفت: ما هرگاه به مکه میرویم دوستان به طواف کعبه میروند و مرا میگذارند تا اسبابشان را نگاه دارم.امام فرمود:تو پاداش بیشتر و بزرگتری نسبت به آنان داری.📚محمدرضاحکیمی-محمدحکیمی-علیحکیمی/الحیات-جلد۱۲-صفحه۳۵۹@allamehhakimi
🔴نزدیکترین راهِ رسیدن به تقوا، اجرای عدالت استمحمدرضا حکیمی: افرادی که تصوّر میکنند اهل تقوای دینی هستند، و خود را از همهچیز بهدور میگیرند، و از اهتمام به امور مسلمانان غفلت میکنند، در اشتباهند، و درست بهعکس مقاصد قرآن (در جهت ساختنِ فرد و جامعه و جامعه و فرد) حرکت میکنند. قرآن کریم اجرای «عدالت» را راه رسیدن به «تقوا» دانسته است «إعدلوا هو أقرب للتّقوی». و راه همین است.تقوی به هر معنی (پرهیزگاری، خویشتنبانی، خودنگهداری، «صیانت تکاملی نفس»)، و به هرگونه (تقوای پرهیز و تقوای ستیز)، با بیخبری از حال بندگان خدا و ترک اهتمام به امور جامعه اسلامی و بیتفاوتی نسبت به آنچه بر قشرهای محروم میگذرد، هرگز سازگار نیست. این است که کتاب خدا به صراحت میفرماید، نزدیکترین راهِ رسیدن به تقوی اجرای عدالت است. عدالت را هم در نفس خود ایجاد کنید، و هم در جامعه خود اجرا، تا اهل تقوی بهشمار آیید.#گزارش_الحیات@allamehhakimi
🔴حتی شیطان هم او را نمیپذیرد!حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند:🔻 «مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَةِ الشَّيْطَانِ فَلَا يَقْبَلُهُ الشَّيْطَانُ»🔺 هر کس بر علیه مؤمنی سخنی بگويد و قصدش عيبجویی از او و ريختن آبرويش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خود خارج مىکند و تحت سرپرستى شیطان قرار مىدهد؛ ولى شیطان هم او را نمىپذیرد!📚 كافى، جلد۲، صفحه ۳۵۸، حدیث۱@allamehhakimi
🔴بانوی حماسه ها 🔻سرودهای از محمدرضا حکیمی در رثای فریادگر عدالت، حضرت زینب سلام الله علیها زینب آن شعله افروخته در دامن عشقآتش افکند به بنیاد نگون دشمن عشق سوخت بنیاد ستمگستری سفیانی دخت فرجاد علی، پادشه میهن عشق خون خورشیدی توحید ز رگهای زمان گشت جاری به هواداری او در تن عشق چون سوی قتلگه شاه شهیدان آمد کائنات از پی او رفت پی دیدن عشق عشق در دور زمان جلوه بسیار نمود کربلا بود ولی مقصد تابیدن عشق عشق توحید نه آن است که خاموش شود گرچه سوزند خیام حرم مأمن عشق خیمهها سوخت ولی خیمه توحید نسوختشعلهها گرچه زدند آنهمه در خرمن عشق شب، نماز و، سخن از عدل به میدان در روز این دو گل بود که شد جلوهگر از گلشن عشقگاه در قتلگه و گاه دگر بر سر نی که نشیب است و فرازی، به ره روشن عشقزینب آموخت به مردان جهان رسم "حضور"سخن "داد" بود، رمز سخن گفتن عشقخاک و افلاک نشستند به همدردی اوتا که درد دل خود گفت به پیراهن عشقسخن عشق و سر شاه شهیدان بر نیآری اینگونه بود رمز غزل خواندن عشقزینبی حوصلهای باید، تا خون خدابر سر نیزه شود غرق ثنا کردن عشق سخن از عدل کجا، در ستمستان دمشق؟این سرودی است به آیین خروشیدن عشقهمه ارواح مکرم به عزا بنشستند تا عزادار شد آن بانوی شیر اوژن عشقآفتاب از نفس زینب کبری تابید که شد آفاق، تجلیگه رخشیدن عشق"عدل" شد واژه خورشید، چو زینب فرمود "أمن العدل"؟ به بیدادگه رهزن عشق عشق ترتیل شد از ناله زینب آنگاه که شنیدند ز نی، آیهای از مخزن عشق در شب یازدهم قاعده عرش گسست گر نبد زینب کبری، حرس مکمن عشق تشنگان از عطش آورده فرات دگری آب دادند از آن، بحر و بر و برزن عشقآب خوردند شهیدان همه از شط جهاد که فرات از دمشان ریخت به پیرامن عشق عاشقان گریه ندانند مگر بیشیوننشنود تا که هر آن بیخبری، شیون عشق سر اسماء صبور ار چه نمیگردد فاشمظهری زینب از آن است به چالیدن عشق *****مهدی آخر بدمد در همه آفاق حیات غم عشق و نم عشق و یم عشق و فن عشقای خوش آن یار که پا بر سر خورشید نهد تا جهان یکسره بینند، خرامیدن عشق سوی خورشید نگر، تا نگری جلوه اوآفتاب آینهداری است بر روزن عشق محمدرضاحکیمی@allamehhakimi