🔴بانوی حماسه ها 🔻سرودهای از محمدرضا حکیمی در رثای فریادگر عدالت، حضرت زینب سلام الله علیها زینب آن…
انتشار: 2026/06/25 20:06 UTCدریافت: 2026/08/15 02:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:35 UTC
🔴بانوی حماسه ها 🔻سرودهای از محمدرضا حکیمی در رثای فریادگر عدالت، حضرت زینب سلام الله علیها زینب آن شعله افروخته در دامن عشقآتش افکند به بنیاد نگون دشمن عشق سوخت بنیاد ستمگستری سفیانی دخت فرجاد علی، پادشه میهن عشق خون خورشیدی توحید ز رگهای زمان گشت جاری به هواداری او در تن عشق چون سوی قتلگه شاه شهیدان آمد کائنات از پی او رفت پی دیدن عشق عشق در دور زمان جلوه بسیار نمود کربلا بود ولی مقصد تابیدن عشق عشق توحید نه آن است که خاموش شود گرچه سوزند خیام حرم مأمن عشق خیمهها سوخت ولی خیمه توحید نسوختشعلهها گرچه زدند آنهمه در خرمن عشق شب، نماز و، سخن از عدل به میدان در روز این دو گل بود که شد جلوهگر از گلشن عشقگاه در قتلگه و گاه دگر بر سر نی که نشیب است و فرازی، به ره روشن عشقزینب آموخت به مردان جهان رسم "حضور"سخن "داد" بود، رمز سخن گفتن عشقخاک و افلاک نشستند به همدردی اوتا که درد دل خود گفت به پیراهن عشقسخن عشق و سر شاه شهیدان بر نیآری اینگونه بود رمز غزل خواندن عشقزینبی حوصلهای باید، تا خون خدابر سر نیزه شود غرق ثنا کردن عشق سخن از عدل کجا، در ستمستان دمشق؟این سرودی است به آیین خروشیدن عشقهمه ارواح مکرم به عزا بنشستند تا عزادار شد آن بانوی شیر اوژن عشقآفتاب از نفس زینب کبری تابید که شد آفاق، تجلیگه رخشیدن عشق"عدل" شد واژه خورشید، چو زینب فرمود "أمن العدل"؟ به بیدادگه رهزن عشق عشق ترتیل شد از ناله زینب آنگاه که شنیدند ز نی، آیهای از مخزن عشق در شب یازدهم قاعده عرش گسست گر نبد زینب کبری، حرس مکمن عشق تشنگان از عطش آورده فرات دگری آب دادند از آن، بحر و بر و برزن عشقآب خوردند شهیدان همه از شط جهاد که فرات از دمشان ریخت به پیرامن عشق عاشقان گریه ندانند مگر بیشیوننشنود تا که هر آن بیخبری، شیون عشق سر اسماء صبور ار چه نمیگردد فاشمظهری زینب از آن است به چالیدن عشق *****مهدی آخر بدمد در همه آفاق حیات غم عشق و نم عشق و یم عشق و فن عشقای خوش آن یار که پا بر سر خورشید نهد تا جهان یکسره بینند، خرامیدن عشق سوی خورشید نگر، تا نگری جلوه اوآفتاب آینهداری است بر روزن عشق محمدرضاحکیمی@allamehhakimi