در مورد مردستیزی در ایران و تفاوتش با زنستیزی و چرا باید خیلی بیشتر به نقد زن ستیزی بپردازیم؟علت ع…
انتشار: 2026/08/08 23:03 UTCدریافت: 2026/08/11 03:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 03:46 UTC
در مورد مردستیزی در ایران و تفاوتش با زنستیزی و چرا باید خیلی بیشتر به نقد زن ستیزی بپردازیم؟علت عمده مردستیزی در ایران، قانون است. اگر قوانین تبعیضآمیز را تغییر دهیم، بخش بزرگی از مردستیزیِ نهادینهشده در ساختار حقوقی از بین میرود. البته این به معنای آن نیست که پس از اصلاح قانون، هیچ نگرش یا کلیشه مردستیزانهای باقی نمیماند؛ فرهنگ هم میتواند در این زمینه نقش داشته باشد.در مورد زنستیزی، وضعیت پیچیدهتر است. زنستیزی در ایران حاصل ترکیبی از قانون، فرهنگ، سنت و هنجارهای جنسیتی است؛ بنابراین حتی اگر حکومت و قوانین تغییر کنند، زنستیزی بهطور کامل از بین نخواهد رفت.بخشی از آن در سنتها و الگوهای فرهنگیِ بسیار قدیمی ریشه دارد و برای تغییر آنها به زمان و اصلاح فرهنگی نیاز است.اما اینکه زنستیزی گستردهتر، تاریخیتر یا نهادینهتر است، به هیچوجه به این معنا نیست که باید از پرداختن به مردستیزی صرفنظر کنیم. هر دو مسئله باید نقد شوند.پس چرا معمولا بیشتر درباره زنستیزی صحبت میکنیم؟چون در این معادله، وضعیت دو طرف یکسان نیست. در مورد مردان، بخش بزرگی از تبعیض حقوقی مستقیما از قانون میآید و با اصلاح ساختار حقوقی میتوان بخش مهمی از آن را از میان برد. در مورد زنان، علاوه بر قانون، فرهنگ و سنت نیز نقش بسیار پررنگی دارند و مسئله فقط اصلاح قانون نیست.از طرف دیگر، تفاوتهای زیستی و سازوکارهای شناختی انسان نیز ممکن است در شکلگیری برخی سوگیریهای جنسیتی نقش داشته باشند. برای مثال، تفاوت میانگین قدرت بدنی زنان و مردان میتواند بر برخی ادراکها و واکنشهای سریع انسانی اثر بگذارد. انسانها گاهی از روی ظاهر و نشانههای فیزیکی، پیش از آنکه آگاهانه فکر کنند، درباره آسیبپذیری یا توانایی دیگران قضاوت میکنند.این به معنای آن نیست که چنین سوگیریای «درست» یا «اخلاقا قابل قبول» است. صرفا یعنی ممکن است بخشی از این واکنشها ریشههای زیستی یا شناختی داشته باشند و به همین دلیل حذف کامل آنها از ذهن انسان واقعبینانه نباشد.حتی در یک جامعه آزاد و برابر، مانند جوامعی که قوانین برابری جنسیتی در آنها بسیار پیشرفتهتر است مثل آمریکا، نمیتوان انتظار داشت تمام سوگیریهای جنسیتی در ذهن انسان به صفر برسد. ممکن است بخشی از آنها ریشه زیستی داشته باشد، بخشی از طریق فرهنگ و یادگیری تقویت شود و بخشی نیز کاملا محصول هنجارها و ساختارهای اجتماعی باشد.بنابراین مسئله این نیست که یک روز به جامعهای کاملا پاک از هرگونه سوگیری جنسیتی برسیم. چنین آرمانشهری دستنیافتنی است.هدف این است که شدت و پیامدهای تبعیض را تا جایی که میتوانیم کاهش دهیم؛ قانون را اصلاح کنیم، فرهنگ را تغییر دهیم، سنتهای زیانبار را نقد کنیم و اجازه ندهیم سوگیریهای طبیعی یا آموختهشده به تبعیض واقعی و محرومیت از حقوق تبدیل شوند.تمدن شاید به معنای حذف کامل همه سوگیریهای انسانی نباشد؛ بلکه تا حد زیادی به معنای این است که انسان بتواند سوگیریهای خود را بشناسد، آنها را کنترل کند و اجازه ندهد به ظلم و تبعیض تبدیل شوند.پس حتی اگر هیچ جامعهای هرگز به نقطه صفرِ تبعیض نرسد، تلاش برای کاهش آن بیمعنا نیست. ما قرار نیست یکباره به آرمانشهر برسیم؛ در هر نسل تلاش میکنیم جامعه را کمی عادلانهتر کنیم، یا دستکم نگذاریم دوباره به عقب برگردد.🚀 @ofoghroydad



