عادیسازی کثافتی به نام هیتلرهر روز به کانالها و ادمینهایی که هیتلر و نازیسم را عادی میکنند افزو…
انتشار: 2026/08/08 11:28 UTCدریافت: 2026/08/10 12:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 12:30 UTC
عادیسازی کثافتی به نام هیتلرهر روز به کانالها و ادمینهایی که هیتلر و نازیسم را عادی میکنند افزوده میشود.بیشتر این رفتار از روی عقده توجه است.اگر تا امروز جنایات بسیجیها و سپاه و خامنهای را احساس کردهاید باید بگویم که هیتلر هنوز چند مرتبه بدتر از این گروه بود.در اینترنت، گفتن هیتلر درست میگفت یا هیتلر مشکلی نداشت یک راه بسیار ارزان برای گرفتن واکنش است؛ خشم، شوک، کامنت، نقلقول و دعوا.ساختار شبکههای اجتماعی هم محتوای تحریکآمیز و هیجانی را پاداش میدهد.میدانیم که محتوای افراطی، خشمبرانگیز و شوکهکننده معمولا تعامل بیشتری ایجاد میکند و بنابراین بیشتر دیده میشود.گروههای افراطی از شبکههای اجتماعی برای عادیسازی تدریجی ایدههای خود استفاده میکنند؛ گاهی ابتدا با شوخی، میم و ترولکردن شروع میشود و بعد به محتوای جدیتر میرسد.برای بخشی از نسل جوان، هولوکاست و جنگ جهانی دوم دیگر تجربهای زنده نیستند. در نتیجه ممکن است هیتلر را ابتدا بهعنوان یک نماد اینترنتی یا شخصیت تاریخی ببینند، نه کسی که رژیمی مسئول جنگ و کشتار سیستماتیک میلیونها انسان را رهبری کرد.احتمالا این افراد فکر میکنند طرفداری از هیتلر کلاس دارد!بعضی افراد واقعا ممکن است تصور کنند طرفداری از هیتلر به آنها ظاهری خشن، قدرتمند، متفاوت و باکلاس میدهد.چنین طرز فکری دارند:«اکثر مردم از هیتلر متنفرند؛ من برخلاف آنها هستم؛ پس من متفاوت و جسورم 💪؛ متفاوتبودن یعنی خاصبودن؛ خاصبودن یعنی باکلاسبودن.»واکنش به وضعیت سیاسی امروز نیز از جمله دلایل انجام این کار یعنی عادی جلوه دادن هیتلر است. بعضی افراد از نارضایتی خود از مهاجرت، اقتصاد، جنگ، لیبرالیسم یا سیاستهای دولتهای معاصر به نتیجهای بسیار متفاوت میپرند: «پس هیتلر درست میگفت.»روشن است که این یک جهش استدلالی است؛ نارضایتی از یک پدیده معاصر، صحت ایدئولوژی نازیسم را ثابت نمیکند.همه کسانی که در اینترنت میگویند «هیتلر حق داشت» الزاما نازی واقعی نیستند. بعضی صرفا میخواهند واکنش بگیرند از حماقت مخاطب استفاده میکنند تا بازدید بیشتری بگیرند. شما چطور؟ آیا شما هم یک مخاطب احمق هستید؟متفاوتبودن هیچ ارتباط منطقیای با درستبودن، باهوشبودن یا ارزشمندبودن ندارد.کسی از هیتلر و نازیها طرفداری میکند که یا تاریخ را نخوانده، یا خوانده و نفهمیده، یا فهمیده و ترجیح داده برای چند دقیقه خفن و متفاوت به نظر برسد.نه دلبندم؛ این اسمش استقلال فکری نیست.این فقط توجهطلبی با یونیفرم تاریخی است.با همین منطق اگر فردا همه دنیا بگویند زمین گرد است، باید بروی روی پشتبام و اعلام کنی زمین تخت است تا نابغه به نظر برسی.تو لزوما علیه جریان غالب فکر نمیکنی؛ گاهی فقط داری از هر چیزی که جریان غالب با آن مخالف است استفاده میکنی تا برای خودت شخصیت بسازی.اگر تنها چیزی که برای متفاوتبودن داری، دفاع از یکی از مخوفترین دیکتاتورهای تاریخ است، مشکل از خاصبودن تو نیست؛ مشکل این است که ظاهرا برای ساختن هویت شخصی، گزینههای بهتری پیدا نکردهای.طرف فکر میکند با ستایش هیتلر قدرتمند به نظر میرسد؛ در حالی که هیچ ایده اصیلی برای دفاع ندارد و تمام شخصیت سیاسیاش خلاصه شده در یک نام تاریخی، چند نماد ممنوعه و چند جملهٔ شوکهکننده.هیتلر نماد قدرت نبود؛ نماد این بود که وقتی نژادپرستی، اقتدارگرایی، تبلیغات، حذف مخالفان و سیاست تهاجمی با هم ترکیب شوند، چه فاجعهای میتوانند بسازند.اینکه یک جنایتکار تاریخی را بت کنی، تو را عمیق، شجاع یا متفاوت نمیکند.این دیگر تفکر متفاوت نیست؛ کازپلی فکری است.فقط نشان میدهد هنوز فرق میان جسارت و حماقت را پیدا نکردهای.🚀 @ofoghroydad



