ویلیام شاکین، یک یهودی آمریکایی که در شهر نیویورک زندگی میکرد، پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به "اسرائیل" رفت…
انتشار: 2026/08/10 18:04 UTCدریافت: 2026/08/14 09:33 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 09:33 UTC
ویلیام شاکین، یک یهودی آمریکایی که در شهر نیویورک زندگی میکرد، پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به "اسرائیل" رفت تا در نبردها در غزه شرکت کند.او از طریق برنامه "ماحال" که برای داوطلبان خارجی طراحی شده بود، به ارتش اشغالگر پیوست و در گردان ۱۳ وابسته به تیپ گولانی خدمت کرد و در عملیاتهای نظامی در داخل نوار غزه شرکت داشت.او در آگوست ۲۰۲۶ در نیویورک به دلیل وخامت وضعیت روحی ناشی از شوکهای جنگ و کشته شدن تعدادی از همرزمانش، خودکشی کرد.موارد مشابه این بسیار زیاد هستند.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — امین پورصادقی
9. مزدکیان: این یک جنبش اجتماعی بود که توسط مزدک (درگذشت ۵۲۴ میلادی) تأسیس شد و به برابری در پول و زنان برای از بین بردن طبقات اجتماعی دعوت میکرد. این جنبش پس از آنکه توسط قباد اول، پادشاه فارس، مورد حمایت قرار گرفت تا قدرت خود را در برابر کاهنان تقویت کند، محبوبیت زیادی پیدا کرد. زرتشتیان علیه آن شورش کردند، زیرا این جنبش باعث هرج و مرج اجتماعی و از بین رفتن نسبها شده بود. سپس، قباد از حمایت خود از این جنبش دست کشید و پسرش (کسری انوشیروان) در سال ۵۲۴ میلادی، مزدک و تعداد زیادی از پیروانش را به قتل رساند. آنها پراکنده شدند و خود را در سراسر فارس پنهان کردند.🎯 نکاتی از بررسی ادیان سرزمین فارس:1. مجوسیت و مانیگری، خالقی دیگر برای شر قائل شدند تا خالق خیر را تبرئه کنند. این ایده شبیه به این است که گفته میشود: "انسان عمل خود را خلق میکند تا خالق از خلق شر پاک شود." آنها میخواستند خالق را از خلق شر تبرئه کنند، بنابراین یک خالق دیگر را اثبات کردند.2. بودیسم، سمانیسم و هندوئیسم، ریشه در مفهوم فنای معنوی و پیامدهای آن، مانند رستگاری، اتحاد و وحدت وجود دارند.3. نسطوریه، ریشه در تلفیق فلسفه با دین و مقدم قرار دادن عقل بر وحی دارد.4. سقوط ناگهانی امپراتوری فارس و تسلیم شدن مردم آن به دولت اسلام و همچنین همسایگی با هند و چین، باعث شد که باورها و فرهنگهای آنها قبل از اسلام در ذهنشان باقی بماند، بر خلاف امپراتوری روم صلیبی که صدها سال با ما جنگید.
🟥 ادیان سرزمین فارس1. مجوسیت و بودیسم از ۵۰۰۰ سال پیش در ایران، خراسان، هند و چین گسترش یافتهاند.2. مجوسیت (زرتشتیگری): این دین، دین رسمی فارس، دارای عقیدهای مشرکانه است؛ یک خدای خیر و نور و یک خدای شر و تاریکی که در یک نبرد دائمی با یکدیگر هستند. آتش در این دین مقدس شمرده میشود، زیرا نمادی از نور و حقیقت است. به همین دلیل، آتشکدههایی وجود دارند که در آنها آتش هرگز خاموش نمیشود، اما خود آتش پرستش نمیشود. پیروان این دین به اخلاق پایبند هستند و به کتاب مقدس خود، "اوستا"، که شامل تعالیم زرتشت و سرودهای گاتا است، اعتقاد دارند. [مهمترین بخش اوستا، ۱۷ سرود مذهبی است که به زرتشت نسبت داده میشود و در سال ۵۸۳ قبل از میلاد در بلخ، شمال افغانستان، گردآوری شده است.]3. مانیگری: پیروان مانی که توسط بهرام در سال ۲۷۲ میلادی کشته شد از ایران تبعید شدند و در سرزمینهای ماوراء النهر ساکن شدند. آنها به وجود دو خدا اعتقاد دارند: خدای نور و خدای تاریکی (دوگانهپرستی). آنها معتقدند که مانی حکمت مسیح، بودا، زرتشت و دیگران را جمعآوری کرده است. به عبارت دیگر، دین آنها تلاشی برای تلفیق زرتشتیگری، مسیحیت، بودیسم و دیگر ادیان است. این دین با حمایت حاکمان گسترش یافت. برای مثال، حاکم چین در زمان سلسله سامانیان، از مانیگری پیروی میکرد و به مسلمانان هشدار داده بود که اگر به مانیها آسیبی برسانند، او نیز آنها را خواهد کشت.4. بودیسم: این یک فلسفه دینی است که به خالق اعتقاد ندارد و به تناسخ ارواح معتقد است. بودیسم معتقد است که انسان باید از طریق پیروی از یک مسیر مشخص، از خواستهها و شهوات خود رها شود تا به نیروانا (فنای روحی، برترین حالت برای خاموش کردن همهی خواستهها و رنجها و رسیدن به آرامش و رهایی نهایی) دست یابد. این دین توسط سیدهارتا گوتاما (درگذشت ۴۸۳ قبل از میلاد در هند) با لقب "بودا" تأسیس شد. سپس، این لقب به هر کسی داده شد که به نیروانا دست یابد. بودیسم قبل از میلاد گسترش یافت، زمانی که امپراتور هندی، اشوکا موریا، به این دین گروید و آن را به عنوان دین رسمی کشور خود اعلام کرد و مبلغان را به سریلانکا و مناطق دیگر آسیا فرستاد. سپس، مدارس بزرگ بودایی تأسیس شدند و توانستند در سراسر شرق آسیا گسترش یابند.5. سمانیسم (سُمنیة): این دین ریشه در بودیسم دارد و پیروان آن، ماتریالیست هستند؛ یعنی به خالق، پیامبران، رسالتها، روز قیامت و هرگونه پدیدههای ماوراء الطبیعه اعتقاد ندارند. آنها به تناسخ ارواح اعتقاد دارند و لقبی مشابه "بوذا" در بودیسم دارند، یعنی "بوداسف". این لقب به کسی داده میشود که به درجه بسیار بالایی از تربیت، تعالی و رهایی معنوی رسیده باشد که نشاندهنده کمال است. آنها فقط به ماده و آنچه که حواس درک میکنند، اعتقاد دارند. آنها با جهم بن صفوان مناظره کردند و ماتریدی معتقد بود که این مناظره بیمعنی بود، زیرا آنها دلایل را انکار میکردند. او در تفسیر خود و کتاب "توحید" به شدت به رد این دیدگاهها و سایر فرقههای موجود در سرزمین فارس پرداخت.6. برهمانیسم (هندوئیسم): این یک دین هندی است که در هند، سند و بخشهایی از افغانستان گسترش یافت. این دین در طول هزاران سال، در نتیجه امتزاج باورها و سنتهای اقوام آریایی و قبایل هندی باستانی، تکامل یافته است. این دین بنیانگذار مشخصی ندارد و جهان موجود را یک توهم و پوچ میداند و به آن ارزشی قائل نیست. تنها چیزی که ارزش دارد، جهان "براهما" است، آن خدای بزرگ، کامل، واحد، خیر مطلق و ابدی. با وجود اینکه این دو جهان از هم جدا هستند، انسان باید از این مظاهر محسوس رها شود و از طریق "یوگا" (مجموعهای از تمرینات معنوی و جسمی برای کنترل نفس و اتحاد با جنبه الهی)، به سوی خیر کامل که همان جهان براهما است، صعود کند. این دین در حال حاضر سومین دین بزرگ جهان است.7. یهودیت: این دین از دیرباز در بابل (عراق کنونی) وجود داشته و مراکز علمی و دینی مهمی در آنجا داشته است.8. نسطوریان: این گروه از مسیحیان (کلیسای شرق) هستند که عقل را بر انجیل مقدم کردند و سپس آن را بر اساس عقل خود تحریف کردند. پس از تلفیق الهیات مسیحی با فلسفه یونانی، آنها ادعا کردند که خدا یکی است، اما دارای سه "اقنوم" (شبیه به کاتولیک). قرآن کریم در مورد آنها میفرماید: "کسانی که گفتند خدا سوم از سه هستند، کافر شدهاند. در حالی که هیچ معبودی جز خدای یگانه وجود ندارد." این "اقنومها" افزون از ذات خدا نیستند و نه خود خدا هستند. برخی از آنها، "قدر" (تقدیر) را انکار میکنند. این گروه پیروان زیادی در عراق و ایران داشت.👇👇👇
🔑 منصب، معیار بزرگی انسان نیست. کسی که به خاطر منصب خود مغرور شود و رفتارش خشک و بیاحساس شود، نشاندهنده حقارت اوست. بزرگان، با داشتن منصب، تغییر نمیکنند؛ آنها منصب را پلهای برای سقوط خود میدانند، نه برای ارتقا.
🔑 از نورالدین و صلاحالدین، رحمت خدا بر آنها، آموختم که امت برای مقابله با دشمنانش، باید آماده شود. یک امت ضعیف و متفرق نمیتواند پیروز شود، و این آمادگی باید در ابعاد ایمانی، فکری، اجتماعی، جهادی و اقتصادی باشد.
🔑 همراهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) با مسلمانان، دو نوع است: یک نوع همراهی که با وفات ایشان به پایان رسید؛ و این مربوط به اصحاب گرامی ایشان است، خداوند از همه آنها راضی باشد. و نوع دیگر، همراهی دائمی است که تا روز قیامت قطع نخواهد شد؛ و این همراهی، حضور پیامبر (صلی الله علیه وسلم) با مسلمانان از طریق هدایت، سنت، رفتار و اخلاق ایشان است. بنابراین، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) همواره – بدون وقفه – با هدایت، سنت، رفتار و اخلاق خود، با ما همراه هستند.
