فقه اولویتها: چگونه باید به جنگها بپردازیم؟تعیین مهمترین مسائل در دورانی که چالشها فراوان هستند…
انتشار: 2026/08/05 12:28 UTCدریافت: 2026/08/07 08:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 08:10 UTC
فقه اولویتها: چگونه باید به جنگها بپردازیم؟تعیین مهمترین مسائل در دورانی که چالشها فراوان هستند.در هر دورهای از تاریخ، چالشها فراوان هستند، اما مشکل اصلی در این نیست که چالشها زیاد هستند، بلکه در ناتوانی مردم در اولویتبندی آنهاست. بسیاری از ملتها به دلیل کمبود نیروی انسانی یا منابع سقوط نکردهاند، بلکه به این دلیل سقوط کردهاند که جنگهای اشتباه را، در زمان اشتباه، آغاز کردهاند و جنگ واقعی را رها کردهاند تا انرژی خود را در جنگهای فرعی صرف کنند.در اینجا اهمیت فقه اولویتها برجسته میشود، فقهی که تعیین میکند چه چیزی باید در اولویت قرار گیرد، چه چیزی میتواند به تعویق بیفتد و چه چیزی اصلاً نباید مورد توجه قرار گیرد، تا انرژیها به سمت هدفی هدایت شوند که بیشترین منافع را به ارمغان میآورد و بزرگترین آسیبها را جلوگیری میکند.قرآن کریم به ما آموخته است که اولویتها یکسان نیستند. خداوند متعال میفرماید: «آیا آب دادن حجاج و آبادی مسجد الحرام را با ایمان به خدا و روز رستاخیز و جهاد در راه خدا یکسان میدانید؟ اینها نزد خدا برابر نیستند.» بنابراین، همه کارها در یک سطح نیستند و همه مسائل شایسته توجه یکسان نیستند.به همین دلیل، یکی از خطرناکترین اشتباهاتی که جوامع مرتکب میشوند، این است که مسائل فرعی را به مسائل سرنوشتساز تبدیل کنند، در حالی که مشکلات اساسی که آینده ملت را تعیین میکنند، نادیده گرفته میشوند.امروزه ما در دورانی زندگی میکنیم که پروندههای متعددی وجود دارد: بحرانهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فکری، آموزشی، رسانهای، اجتماعی و اخلاقی. با وجود این شلوغی، بسیاری از مردم هر روز از یک موضوع به موضوع دیگر میپرند، بدون داشتن یک راهنما، به طوری که افکار عمومی در حالت سردرگمی دائمی قرار دارد.شبکههای اجتماعی در تشدید این بحران نقش داشتهاند، زیرا آنها باعث میشوند تا موضوعی که بیشتر مورد بحث قرار میگیرد، مهمترین موضوع در نظر مردم باشد، در حالی که زیاد صحبت کردن درباره یک موضوع، به معنای این نیست که آن خطرناکترین چالش است. ممکن است یک ملت برای چند روز یا چند هفته درگیر یک بحث رسانهای شود که تغییری در واقعیت آن ایجاد نمیکند، در حالی که مسائل سرنوشتساز بدون توجهی لازم سپری میشوند.خطر اینجاست که این موضوع از مردم عادی به رهبران منتقل شود و ملت در مسیرهای سردرگم و گمراهی قرار گیرد، مانند سرگردانی و تیه بنی اسرائیل.ملتی که دارای یک سلسله مراتب روشن از اولویتها نباشد، انرژی خود را در واکنشهای سطحی صرف میکند و توانایی ایجاد آینده را نخواهد داشت.به همین دلیل، تعیین اولویتها باید بر اساس معیارهای مشخصی باشد، از جمله:• اولویت دادن به کلیات بر جزئیات.• اولویت دادن به واجبات بر مستحبات.• اولویت دادن به منافع عمومی بر منافع شخصی.• اولویت دادن به پرورش انسان بر شعارهای فراوان.• اولویت دادن به پروژههای استراتژیک بلندمدت بر منافع موقت.• اولویت دادن به رفع علل بر صرفاً مقابله با نتایج.اگر بنیان فکری یک ملت فروپاشیده باشد، تعداد زیادی دستاورد جزئی نیز به آن سود نخواهد رساند. اگر عدالت از بین برود، هیچ کشوری، با وجود تمام ابزارهای قدرت، نمیتواند پایدار بماند. اگر آموزش فاسد شود، نه اقتصاد، نه ارتش و نه دولت نمیتوانند این نقص را در بلندمدت جبران کنند.به همین دلیل، پیامبر اکرم (ص) بزرگترین الگو در تعیین اولویتها بودند. ایشان قبل از ایجاد دولت، انسان ساختند، قبل از مقابله با جهان، ایمان را بنا نهادند و قبل از پرداختن به جزئیات، اصول بزرگ را که ملت بر اساس آن بنا شد، مستحکم کردند.همچنین تاریخ به ما میآموزد که تمدنها به دلیل یک جنگ واحد فرو نمیپاشند، بلکه زمانی فرو میپاشند که نظام اولویتها مختل شود، انرژیها هدر شوند و شخصیتها بر اصول، بحث بر عمل، احساسات بر برنامهریزی و لحظه حال بر آینده ارجحیت یابند.👇