داستانی بزرگ ..یک کلمه... یک کلمه... که اثر عمیقی داشت، به خواست خدا.امام عبدالله بن مبارک، رحمت ال…
انتشار: 2026/08/02 22:02 UTCدریافت: 2026/08/07 08:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 08:10 UTC
داستانی بزرگ ..یک کلمه... یک کلمه... که اثر عمیقی داشت، به خواست خدا.امام عبدالله بن مبارک، رحمت الله علیه، در یکی از شهرهایی که مسیحیان در آن زندگی میکردند، نشسته بود و به مردم آموزش میداد. ناگهان، جوانی خوشچهره و زیبا از زیباترین افراد، با چهرهای باوقار و با شکوه، از کنار او عبور کرد. او از خانوادهای ثروتمند و با نفوذ در میان مسیحیان بود.ابن مبارک درباره او پرسید و به او گفته شد: "او یک مسیحی است."ابن مبارک گفت: "خدایا، او را به اسلام هدایت کن."او مسلمان شد، اسلامش نیکو بود، به دنبال علم رفت و در این راه سفر کرد. او فردی مورد اعتماد و حافظ بود، سپس به آموزش مردم پرداخت و تعداد زیادی از طلاب، حدود ۱۲۰۰۰ نفر، در محضر او حاضر میشدند.او پس از حج، در سال ۳۹ هجری درگذشت.حاکم میگوید: "من از دو نفر از نوههایش شنیدم که میگفتند: پدربزرگ ما در حج عمرهای که در آن فوت کرد، ۳۰۰ هزار درهم انفاق کرد."حاکم ادامه میدهد: "من با آنها به حج رفتم و از قبر پدربزرگشان بازدید کردیم که روی سنگ قبر او خواندم: {و هر کس از خانهاش به قصد هجرت به سوی خدا و پیامبرش خارج شود و سپس مرگ او را در بر گیرد، پاداش او بر عهده خداست.}"او، حافظ و مورد اعتماد، "الحسن بن عیسی بن مسرجس، ابوعلی نیشابوری" بود.از نوادگان او، عالمان و محدثان زیادی بودند.خداوند او و همچنین ابن مبارک را که برای او دعا کرد، رحمت کند.یک کلمه صادقانه، اثر عمیقی دارد و برکت آن، به خواست خدا، پایدار است.