《حملهی صلیبی علیه جهان اسلام پایان نیافته است:چگونه غرب از اشغال کشورها به ایجاد نظامها روی آورد؟…
انتشار: 2026/07/18 19:15 UTC
《حملهی صلیبی علیه جهان اسلام پایان نیافته است:چگونه غرب از اشغال کشورها به ایجاد نظامها روی آورد؟در دو کامنت برای درک واقعیت جهان اسلام امروز، کافی نیست که صرفاً به رویدادهای معاصر نگاه کنیم، بلکه باید به نقطهی تحول بزرگ بازگردیم که با حملهی صلیبی علیه جهان اسلام آغاز شد، حملهای که با اشغال مصر توسط بریتانیا در سال 1882 آغاز شد و نقطهی شروع یک مرحلهی جدید از گسترش استعماری اروپایی در قلب جهان اسلام بود. این حمله، صرفاً اشغال یک کشور نبود، بلکه یک پروژهی استراتژیک و یکپارچهای بود که هدف آن، تضعیف امت اسلامی و فروپاشی نهاد سیاسی آن بود.این پروژه، اهداف خود را در مراحل مختلف به دست آورد. اولین نتیجهی آن، تضعیف امپراتوری عثمانی بود تا جایی که در نهایت، خلافت اسلامی، آخرین نهاد سیاسی که از نظر تئوری، نمایندهی وحدت مسلمانان بود، سقوط کرد. سپس، این پروژه وارد مرحلهی خطرناکتری شد، یعنی بازتعریف جغرافیای سیاسی جهان اسلام. کشورهای مسلمان به دولتهای کوچکتر و مرزهای مصنوعی تقسیم شدند که با خطکش و قلم ترسیم شده بودند، نه بر اساس واقعیتهای تاریخی، دینی یا اجتماعی، بلکه بر اساس منافع استعماری. به این ترتیب، هویت امت اسلامی با هویتهای ملی محدود جایگزین شد و حاکمیت شریعت با حاکمیت دولتهای ملی جایگزین گشت و وفاداری به مرزهایی که توسط استعمارگران تعیین شده بود، بر تعلق به امت ترجیح داده شد.اما اشغال نظامی مستقیم، قابل ادامه نبود، زیرا از نظر مالی، نظامی و سیاسی، بسیار پرهزینه بود. بنابراین، قدرتهای استعماری به مرحلهی هوشمندانهتر و کمهزینهتری روی آوردند، یعنی ادارهی کشورها از طریق نخبگان محلی و حاکمانی که به آنها وفادار بودند و از نظامهایی که توسط استعمارگران ایجاد شده بود، محافظت میکردند. این فرآیند، با نامی جذاب به نام "استقلال" شناخته میشد. به نظر میرسید که استعمارگران رفتهاند، در حالی که نظام سیاسی، مرزها، منافع و ابزارهای نفوذ آنها، همانند قبل باقی مانده بود، اما در اختیار نیروهای محلی قرار داشت.از اینجاست که یک واقعیت اساسی مشخص میشود که بسیاری از افراد از آن غافل هستند: نظامهای سیاسی که پس از "استقلال" ادعایی، جهان اسلام را اداره کردند، خارج از پروژهی استعماری ایجاد نشدهاند، بلکه در رحم آن متولد شدهاند و برای محافظت از ساختار سیاسی که توسط استعمارگران تأسیس شده بود، قدرت را به دست گرفتهاند، نه برای از بین بردن آن. به همین دلیل، مرزها، قوانین اساسی و روابط استراتژیک، در بسیاری از موارد، همانند گذشته باقی ماندند، حتی اگر پرچمها و نامها تغییر کرده باشند.به عبارت دیگر، نظامهای سیاسی حاکم بر کشورهای مسلمان امروز، تداوم حملهی صلیبی هستند که حدود 150 سال پیش، کشورهای آنها را در بر گرفت.بنابراین، اشتباه در درک این واقعیت، نه تنها یک اشتباه تاریخی، بلکه یک اشتباه در درک کل واقعیت است.کسانی که فکر میکنند آنچه رخ داد، صرفاً یک اشغال بود که به پایان رسید و پس از آن، یک مرحلهی ملی مستقل آغاز شد، قادر به توضیح بسیاری از رویدادهای معاصر نخواهند بود و در پیشبینی آینده، اشتباه خواهند کرد.اما کسانی که درک میکنند که پروژهی استعماری از اشغال مستقیم به نفوذ غیرمستقیم از طریق نظامهایی که ایجاد کرده، تغییر کرده است، تصویری منسجمتر از واقعیت را در مقابل خود خواهند داشت و قادر خواهند بود بسیاری از تحولات سیاسی را که در ابتدا پراکنده به نظر میرسند، درک کنند، در حالی که در واقع، حلقههایی در یک زنجیرهی تاریخی واحد هستند.ادامه 👇👇👇