امیدوارم شب با تو مهربان باشدتویی که روز در فرسودنت کم نگذاشت…
انتشار: 2026/08/08 23:38 UTCدریافت: 2026/08/15 00:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:04 UTC
پستهای تلگرام — راز انار
- من به زمانبندی و برنامه ریزی خدا برای زندگیم اعتماد دارم +(خدا ): دروغ میگه … تقریبا هر روز گریه میکنه تازه دیروز سرم داد زد !!!#مزاح
In reality, the other person is your most sensitive self in another body.~Khalil Gibran~@nazanari🦋
رازانار🦋nazanari@ – هر کسی لایق آن نیست که عاشق باشد🕊هرکسی را به درگاه عشق راهی نیست. بسیارند که نامِ عاشق بر خود نهاده اند ولی هرگز آتشی در جانشان نیفتاده؛ عشق را بر زبان گردانند بی آنکه در دل جایش دهند. اینان عشق را زیوری کرده اند بر قامتِ خویش، غافل از آنکه عشق زیور نیست؛ کوره است و کسی که به کوره نزدیک شود، باید تابِ گداختن باشد و تابِ گداختن، نصیبِ هر کس نگردد.عاشقی به اختیار حاصل نمیشود؛ ابتلاست. تقدیری است که بر برگزیده های کوی اش نازل گردد، نه امتیازی که مشتاقان به زور به دست آورند. عشق، امتحانِ اهلیت است؛ و هر که تاب نیاورد، از آنِ او نیست، هرچند عمری در پی اش بدود.مدعی از یار بسیار میگوید و از خود هیچ نمیگذرد؛ کوله بارش سنگین از توقع، از غرور، از خواستنِ بی حساب است. اما عاشق، زبانش خاموش است و دستش تهی؛ در راه، از خود میگذرد ...از نام و از نفس و آن «منِ» که هر صبح طلبکارانه برمیخیزد. و اگر هزار بار میانِ ماندن و رفتن بایستد، باز پا بر جاده ی وفا میگذارد، بی آنکه از رنج خود سخنی گوید؛ صبرش بی صداست، چنانکه آتش بی آنکه فریاد کند، میسوزاند.و این سوختن، خودِ معنای عشق است. عاشقِ حقیقی در معنا میسوزد، یعنی از «منِ» خویش چنان تهی میشود که جز معشوق، چیزی در او باقی نماند. فرهاد کوه را با تیشه نمیشکافت؛ کوه در برابر آهن، سر فرود نمیآورد. آنچه کوه را تسلیم کرد،آتشِ دل بود. سالک نیز درون خود کوهی دارد که هیچ فولادی آن را نمیشکافد، جز عشق راستین؛ از این رو نه به زور که به صدق میکوبد، و کوهِ نفس،ذره ذره فرو میریزد.و اگر وصال دیرتر از وعده رسید، وفای او پابرجاست. اگر درِ دیدار سالها بسته بماند، دلش از آستان برنمیگردد. و اگر سهم او از این سفر، تنها انتظار و دلتنگی بود، باز سر بر خاک می نهد و میگوید: «من به طمعِ رسیدن نیامده ام؛ آمدم تا در راهِ تو، خودِ گمشدهی خویش را بیابم.» و چون در این آتش بسوزد، دیگر نمیپرسد «به من چه رسید؟»؛ چه کسی میپرسد که آتش چه به او رسانده، وقتی خودْ آتش شده است؟ آن «منِ» طلبکار، سالهاست در نخستین منزل سوخته؛ و از خاکسترِ او سالکی زاده شده که نه برای رسیدن می آید و نه از دیر رسیدن می هراسد. آمده است تا در راهِ معشوق، حقیقتِ خود را بیابد و این یافتن، خودِ رسیدن است.#نانا@nazanari🦋
او به ظاهر گشت عاشق؛ما به معنا سوختیم.
در شکست بال، پرواز دگر داریم ما.#بیدل_دهلوی@nazanari🦋
از زمین زخم برداشته ام از آسمان مرهم گرفتم باز خواهم گشت …نانا