باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…وقتی نگاه من به تو اف…
انتشار: 2026/08/12 02:09 UTCدریافت: 2026/08/17 09:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 09:45 UTC
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشتتصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چایسنگینی هوای هتل بود و ما دو تاافتاد روی میز ورقهای سرنوشتفنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تاکمکم زمانه داشت به هم میرساندماندر کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…تا آفتاب زد همه جا تار شد برامدنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،از خواب میپریم که این ماجرا فقطیک آرزوی مانده به دِل بود و ما دو تا…#نجمه_زارع🌺🍃اینو باید ساعت سه نصف شب خوند روزا نمیچسبه 😍