مفلوک و زخمخورده بودم و به سختی خودم را اینجا و آنجا میکشاندم. بیوهزن جعبۀ داروهایش را که در فضا…
انتشار: 2026/07/28 08:59 UTCدریافت: 2026/08/04 13:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 13:12 UTC
مفلوک و زخمخورده بودم و به سختی خودم را اینجا و آنجا میکشاندم. بیوهزن جعبۀ داروهایش را که در فضای شیبدار زیر سقف پنهان کرده بود، بیرون آورد و قوطیای به من داد که کمی وازلین توی آن مانده بود. نمیتوانم تصور کنم که پیشترها معاشقه چه حس خوبی به من میبخشید؛ در واقع همیشه لذتبخش بود نه مایۀ رنج. هرگز مجبورم نکرده بودند و هرگز از سر ناچاری به آن تن نداده بودم. همهچیز، همانطور که بود، خوش و خرم بود. چیزی که حالا مرا به این فلاکت انداخته، زیادهروی نیست؛ این واقعیت است که تنم بیسیرت شده و به رغم میلش، از آن سوءاستفاده کردهاند و این درد واکنشی است که در مقابل تعرض نشان میدهد...زنی در برلین | نویسندۀ ناشناس | ترجمۀ سیامند زندی | نشرنو، چاپ چهارم ۱۴۰۵، قطع رقعی، جلد سخت، ۳۸۲ صفحه، ۱.۷۰۰.۰۰۰تومان، #ازکتاب.ــــــــــــــــــــــــــــــــسفارش و خرید از وبسایت نشرنو:@nashrenow | nashrenow.com

