تنهایی را دوست دارم، و وقتی تنها هستم هم غمگین میشوم، هم به طرز عجیبی احساس قدرت میکنم. گاهی دلم…
انتشار: 2026/08/09 10:59 UTCدریافت: 2026/08/11 13:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 13:15 UTC
تنهایی را دوست دارم، و وقتی تنها هستم هم غمگین میشوم، هم به طرز عجیبی احساس قدرت میکنم. گاهی دلم میخواهد تنهایی مطلق و بیوقفه و ابدی داشته باشم. همانطور که روی اسب نشسته بودم، مردی در ساحل عبور کرد، بهرغم سردی هوا پاچههای شلوارش را بالا زده بود، او چیزی در دست داشت احتمالاً ماهیگیر بود، از دیدن آدم خوشحال نشدم. تنهایی مطلق وجود ندارد، برای همین هیچچیز مطلقی در دنیا وجود ندارد. کاش تنهایی شدیدی داشتم که تنم را به درد میآورد، من را از شدت غم نابود میکرد قلبم را چنگ میزد و تکهپارهام میکرد. البته در واقع طالب چنین تنهاییای نیستم، من حتی یک تنهایی معمولی و موقت را هم نمیتوانم تحمل کنم چه برسد به چنین تنهایی وحشتناکی، اما با این حال، این واقعیت مانع از میل و اشتیاقم به تنهایی مطلق نمیشود.تاریخ خاص تنهایی | احمد آلتان | ترجمهٔ علیرضا سیفالدینی | نشرنو، چاپ سوم ۱۴۰۵، قطع رقعی، جلد شومیز، ۲۰۵ صفحه، ۶۴۰.۰۰۰تومان، #تجدید_چاپ.ــــــــــــــــــــــــــــــــسفارش و خرید از وبسایت نشرنو:@nashrenow | nashrenow.com
