✨ دُ هولباخ: در نقد برهان نیوتن درباب وجود خدااکنون ببینیم آیا نیوتن(Newton) جاودانه، این چراغ بزرگ…
انتشار: 2026/08/11 05:42 UTCدریافت: 2026/08/12 06:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 06:25 UTC
✨ دُ هولباخ: در نقد برهان نیوتن درباب وجود خدااکنون ببینیم آیا نیوتن(Newton) جاودانه، این چراغ بزرگ علم و مدافع برجستهی حقیقت نجومی، میتواند دربارهی وجود جوهرهای نامادی تصورات روشنتر، اندیشههایی دقیقتر و شواهدی مطمئنتر در اختیار ما قرار دهد.این مرد بزرگ، که نبوغ گستردهاش رازهای طبیعت را گشود و ذهن توانمندش قوانین آن را آشکار ساخت، به نظر میرسد درست در همان لحظهای که طبیعت را از نظر دور میکند، خود نیز راه را گم میکند. او که هنوز اسیر پیشداوریهای دوران کودکی خود بود، جرئت نکرد چراغ همان عقل روشنی را که در مطالعهی طبیعت به کار میگرفت، بر آن عاملی بیفکند که الهیات بیهیچ دلیل کافی در کنار طبیعت قرار داده بود. او نتوانست بپذیرد که نیروهای خود طبیعت برای پدید آوردن همان پدیدههای زیبایی که با چنان مهارت و درخششی توضیح داده بود کفایت میکنند. کوتاه سخن آنکه، حتی نیوتن بزرگ نیز همین که فیزیک را ترک میکند و برهان را کنار میگذارد، به کودکی تبدیل میشود که در پیچوخمها، هزارتوهای گریزناپذیر و سرزمین فریبندهی الهیات سرگردان شده است.او دربارهی خدا چنین میگوید:«این خدا بر همهچیز حکومت میکند، نه همچون روح جهان، بلکه همچون فرمانروا و حاکم همهی اشیا. به سبب همین حاکمیت است که او را خداوندِ خدا، پانتوکراتور، یعنی فرمانروای جهانی، مینامند. در حقیقت واژهی خدا واژهای نسبی است و نسبت آن با بندگان معنا پیدا میکند. الوهیت عبارت است از فرمانروایی یا حاکمیت خدا، نه بر بدن خود، چنانکه کسانی میپندارند که خدا را روح جهان میدانند، بلکه بر بندگان.»از این سخن روشن میشود که نیوتن نیز مانند الهیدانان، خدا را روحی محض میداند که همچون پادشاهی بر جهان فرمان میراند؛ یعنی همان چیزی که انسان در حکومتهای زمینی آن را مستبد، شاه مطلق و فرمانروای قدرتمندی مینامد که جز ارادهی خودش الگویی برای حکومت ندارد و قدرتی نامحدود بر مردمی اعمال میکند که به بردگانش تبدیل شدهاند و معمولاً سنگینی اقتدار او را به شکلی دردناک احساس میکنند.اما بنا بر تصور نیوتن، جهان از ازل وجود نداشته و بندگان خدا در زمانی معین آفریده شدهاند.پس میتوان نتیجه گرفت که پیش از آفرینش جهان، خدای نیوتن فرمانروایی بدون رعیت بوده است.ببینیم آیا این فیلسوف حقیقتاً بزرگ در ادامهی سخنانش دربارهی این موضوع، با خودش سازگارتر عمل میکند یا نه.او میگوید:«خدای برتر موجودی ازلی، نامتناهی و کاملاً کامل است؛ اما هر اندازه موجودی کامل باشد، اگر حاکمیت نداشته باشد خدای برتر نیست. واژهی خدا به معنای ارباب است، ولی هر اربابی خدا نیست. حاکمیت موجود روحانی است که خدا را خدا میسازد؛ حاکمیت حقیقی، خدای حقیقی را؛ حاکمیت برتر، خدای برتر را؛ و حاکمیت دروغین، خدای دروغین را. از حاکمیت حقیقی نتیجه میشود که خدای حقیقی زنده، هوشمند و قدرتمند است؛ و از دیگر کمالاتش نتیجه میشود که او در بالاترین درجه کامل است. او ازلی، نامتناهی و دانای مطلق است؛ یعنی از ازل وجود داشته و هرگز پایانی نخواهد داشت؛ بر همهچیز حکومت میکند و هر آنچه انجام شده یا ممکن است انجام شود میداند. او خودِ ابدیت یا نامتناهی نیست، بلکه ازلی و نامتناهی است؛ او خودِ فضا یا زمان نیست، بلکه وجود دارد و حاضر(adest) است.»واژهای که نیوتن در اینجا به کار میبرد adest، یعنی «حاضر است»، به نظر میرسد عمداً انتخاب شده تا از گفتن این جمله پرهیز کند که «خدا در فضا قرار دارد».اما در تمام این مجموعهی فهمناپذیر، چیزی جز تلاشی شگفتآور برای سازگار کردن صفات انتزاعی الهیاتی با ویژگیهای انسانیای که به خدا نسبت داده شده، دیده نمیشود.صفات سلبیای را که دیگر حتی به انسان قابل نسبت نیستند، به فرمانروای طبیعت میدهند و سپس او را همچون یک پادشاه تصور میکنند.با این همه، این تصویر همچنان فرض میکند که خدای برتر برای برقرار ساختن حاکمیت خود به رعیت نیاز دارد.در این تصور، خدا برای اعمال فرمانروایی خود به انسان نیازمند میشود؛ زیرا مطابق خود این متن، بدون رعیت پادشاهی نیز وجود ندارد.در زمانی که هنوز هیچ چیز وجود نداشت، او نیز نمیتوانست فرمانروایی داشته باشد.اما اگر این توصیف نیوتن درست باشد و واقعاً خدا را نشان دهد، میتوان کاملاً بهحق پرسید:آیا این پادشاه روحانی، حکومت روحانی خود را بیهوده بر موجوداتی سرکش اعمال نمیکند که همیشه آنچه او میخواهد انجام نمیدهند، پیوسته در برابر قدرتش مقاومت میکنند و در قلمرو او آشوب پدید میآورند؟این فرمانروای روحانی که مالک ذهنها، روحها، ارادهها و شورهای بندگانش است، آیا به آنان آزادی میدهد علیه خودش شورش کنند؟این فرمانروای نامتناهی که با عظمت خود همهچیز را پر کرده و بر همه فرمان میراند، آیا بر انسانی که گناه میکند نیز حکومت میکند؟آیا اعمال او را هدایت میکند؟ آیا هنگامی که انسان به خدا توهین میکند، خدا نیز در درون او حضور دارد؟شیطان، خدای دروغین یا اصل شر، بنا بر این تصور، آیا قلمروی گستردهتر از خدای حقیقی ندارد؛ خدایی که بنا بر گفتهی الهیدانان، شیطان پیوسته طرحهایش را برهم میزند؟در حکومتهای زمینی معمولاً کسی فرمانروای حقیقی دانسته میشود که قدرتش بر بیشترین شمار اتباع اثر میگذارد.اگر فرمانروایی را همهجا حاضر فرض کنیم، یعنی در هر مکان حضور داشته باشد، آیا نباید بگوییم او شاهد اندوهگین همهی تجاوزهایی است که علیه اقتدارش صورت میگیرد؟و اگر اجازه دهد این تجاوزها ادامه پیدا کنند، آیا میتوان تصور بسیار والایی از قدرتش داشت؟درست است که این شیوهی استدلال دربارهی پادشاهی زمینی به کار میرود، اما این همان زبانی است که هر ناظر معمولی به کار خواهد برد.و سرانجام، آیا کسانی که میگویند خدا سراسر فضا را پر میکند واقعاً از نامادی بودن او دفاع میکنند؟✏ Baron Holbach📦 Examination of the Proofs offered by DESCARTES, MALEBRANCHE, NEWTON, &c.✈️@fargasht22
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- نقدآگین · تطابق دقیق — ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۲۵
- فلسفه و دانش · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۰۸
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند