#پرسشهای_تاریخیپرسش:درود اقای عرب زاده. میخواستم درمورد اردشیر بابکان بپرسم و اینکه مشروعیتش چیبود؟…
انتشار: 2026/07/27 22:07 UTCویرایش: 2026/08/06 07:37 UTCدریافت: 2026/08/06 07:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 07:37 UTC
#پرسشهای_تاریخیپرسش:درود اقای عرب زاده. میخواستم درمورد اردشیر بابکان بپرسم و اینکه مشروعیتش چیبود؟واقعا تبار اردشیر بابکان چی بوده؟ آیا واقعا همونطور که ساسانیها ادعا میکردن از نسل هخامنشیها بوده یا این بیشتر یه داستان برای مشروعیت دادن بوده و کلا طبق برخی منابع فقط خودش و پدرش به تازگی شاه پارس شده بودن. اگر واقعا نسبی به هخامنشیها داشته، دقیقاً از چه طریقی؟ و اگه نداشته پس چطور تونست به قدرت برسه و شاهنشاهی رو بگیره؟ چون یه نکته که عجیبه شاهنشاهی اشکانی چند قرن دوام اورد با اینکه کلی جنگ داخلی داشتن ولی باز همیشه یکی از خود اشکانیها شاه میشد.(یعنی قدرت داخل اون خاندان میبود) پس چرا هیچ وقت خاندانهای بزرگ دیگه مثل کارن و سورن خودشون شاهنشاه نشدن؟اگه مشکل مشروعیت بوده پس اردشیر بابکان این مشروعیت رو از کجا آورد که تونست اون نظم چندصدساله رو بهم بزنه؟ جالبه که حتی تو بعضی روایتها همین خاندانهای بزرگ(مثلا سورن یا کارن) هم بهش کمک کردن.خلاصه سوالم اینه که اردشیر بابکان چه چیزی داشت که تونست حمایت بخشی از اشراف رو جلب کنه و کل سیستم قبلی رو تغییر بده؟مشروعیتش چی بود که اولین نفر شد توی اونهمه سال که تونست شاهنشاه بشه. اگر نسبش واقعا به شاهان پیشین نمیرسید چطوری حمایت اونارو جلب کرد. اگر شاهنشاه شدن فقط به پیروزی در نبرد متکی بود برای چی اون خاندان ها قدرت شاهنشاهی رو خودشون برنداشتن؟ تقریبا توی دوره ساسانی هم بجز اواخر، همیشه شاهنشاه از خاندان ساسانی بود. خاندان ساسانی (یا بهتره بگیم اردشیر بابکان) چطوری تونست نظم قدیمو کنار بزنه و خاندان خودشو بیاره رو کار (اگر از نسب شاهان قدیم نبودند) چی داشت که بقیه نداشتن؟__پاسخ:یعقوب لیث وقتی نیشابور رو از طاهریان گرفت مردم نیشابور ازش پرسیدن از خلیفه اجازه گرفتی؟ چون اون دوره رسم این بود هر سلطان و امیری باید تأییدیه خلیفه عباسی رو می گرفت. یعقوب یه پاسخ خیلی خیلی خیلی مهم میده به مردم نیشابور. شمشیرش رو از غلاف می کشه و میگه من رو این شمشیر به حکومت نیشابور رسوند و همین شمشیر خلیفه رو در بغداد به قدرت رسوند!!! منظور بزرگوار این بود که مشروعیت اصلی از قدرت میاد. حالا این درسته که ساسانیان در مقطعی سعی کردن خودشون رو به هخامنشیان منسوب کنن و بعد سعی کردن خودشون رو به کیانیان اوستایی منسوب کنن، ولی در کل اصل مشروعیت اردشیر و ساسانیان از قدرت نظامیشون میومد. در مورد نَسَب اردشیر هم اختلاف هست. برخی روایات میگن که اردشیر پسر بابک و بابک پسر ساسان بوده و برخی روایات میگن که اردشیر پسر ساسان بوده. بیشتر مورخان در قدیم طرفدار نسب شناسی اولی بودن ولی تازگیا طرفداران نظریه اینکه ساسان پدر اردشیر بوده و نه پدربزرگش بیشتر شدن. ولی من خودم فکر می کنم پدر اردشیر بابک بوده و ساسان پدربزرگش بوده. اینکه اشکانیان با وجود جنگ های داخلی تونستن مشروعیت خودشون رو حفظ کنن البته نکته بسیار مهمیه و یه علت مهمش قدرت نظامی خاندان شاهی اشکانی هست که اونقدر قوی بودن هیچ خاندانی جرئت نمی کرد مشروعیت اونا رو زیر سوال ببره تا اینکه اردشیر بابکان این کارو کرد. اما اینکه چرا برخی از خاندان های پارتی مثل سورن حاضر شدن از اردشیر حمایت کنن هم پرسش مهمیه و نشون میده پویایی قدرت در اواخر دوره اشکانی چقدر سیّال بوده. برخی مورخان معتقدن ساسان اصلا در اصل از پارتی های شرق ایران بوده که به پارس میره و این رو براساس قدمت نام ساسان در میان پارتی ها میگن و اینکه از نظر زبان شناسی ساسان یک واژه پارتی هست نه پارسی. برخی مورخان هم معتقدن که برخی از خاندان های پارتی با خاندان اصلی اشکانیان و شاه آخرش یعنی اردوان چهارم اختلاف خورده بودن و این اختلافات باعث شد به اردشیر متمایل بشن. اینکه ساسانیان چطور تونستن نظم قدیمی اشکانی رو از بین ببرن هم جای سوال داره. ما یقین داریم که تا اواخر دوره ساسانی اشکانیان هنوز در میان برخی از اشراف ایرانی محبوب بودن تا جایی که مثلا بهرام چوبین خودش رو به اونا وصل می کرد. بنابراین ساسانیان با گذر زمان و حفظ قدرت خودشون تونستن برای خودشون مشروعیت کسب کنن. در جهان باستان اصلی ترین عامل مشروعیت زور و قدرت نظامی بود. _جهت سفارش کتابهای 《فرمانروایان کوهستان》،《شوالیههای مسکین مسیح و معبد سلیمان》، «افسانه استر و مردخای»، 《خوداینامگ کتاب شاهان فارسی میانه》 و 《مانویت: دین باستانی ایرانشهر》به مدیر پیام دهید:@MortezaArabzadeh_@NagoftehayeTarikh@NagoftehayeTarikh@NagoftehayeTarikh
