زن بی آن که بگرید، ژاکتش را از روی رختآویز برداشت و رفت ـچنان که گویی ماه را از آسمان تابستانی برد…
انتشار: 2026/07/26 10:52 UTCدریافت: 2026/08/07 00:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 00:30 UTC
زن بی آن که بگرید، ژاکتش را از روی رختآویز برداشت و رفت ـچنان که گویی ماه را از آسمان تابستانی برداشته باشد.مرد باور نکرد. همان شب چشم انتظار نشست،روز دیگر و روز پس از آن همدو هفتهای که گذشت، با بازگشت ماه،دریافت که او دیگر نخواهد آمد. تنها آینهبر جا ماند تا بهسان پنجرهای بازدر آسمانی بیماه، به یاد داشته باشد.چرا که زن ژاکتش را هم همراه خود برده بود.یانیس ریتسوسترجمهی فریدون فریاد@nabayad_mikhandim