
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 9 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/04 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 10 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
می خواهم اجاق گاز را تمیز کنم،شعر مرا می خواند .....اجاق گاز را رها می کنم و سراغ غزل می روم...مرا ببخش زنانگی ام، باید بروم...شاعرانگی ام دلگیر می شود.#معصومه_خورشیدی t.me/mypoems_mkhorshidi
معتقدم که جهان یک الک دستش گرفته داره خودش آدمهای دور و برمون رو الک می کنه.این شوری که در وجود ماست، از اون بالا و پایین پریدن های توی الک هست 😊نگران نباشید به زودی آرامش در دنیامون حکمفرما می شه ❤️#معصومه_خورشیدی t.me/mypoems_mkhorshidi
می خواهم بلند شوم و زندگی کنم، اینستاگرام و تلگرام دست و پایم را بستند.خسته شدم از مجازی ها دلم برای حقیقی ها بدجور تنگ شده #معصومه_خورشیدیhttps://t.me/mypoems_mkhorshidi
کمان ابروی تو بیت عاشقانه ی من و چشمها که شده پشت میله زندانی بخوانم از تو به لبهات چون رسیدم وای لبان سرخ تو ترجیع بند پایانی تمام روز نشستم به صرف قرص رخت برای شعر شدنهای من تو دیوانی#معصومه_خورشیدی #بداهه_عاشقانهhttps://t.me/mypoems_mkhorshidi
نگرانت هستم نقشه ی زیبای وطن تار مویی ز سرت کمنشود ایرانم این همه خنده به لبهای شما می آید سهم تو، غصه و ماتم نشود ایرانم #معصومه_خورشیدیhttps://t.me/mypoems_mkhorshidi
داستان عشق سربازی که بعد از خدمت برمی گرده و می بینه عشقش الهام ازدواج کرده رو امشب به شعر کشیدم چهارپاره عاشقانه من تقدیم نگاهتون ❤️یادش بخیر اون روز بارونیوقتی قسم خوردی که می مونیانگار دنیا رو بهم دادناز پشت لبخندای پنهونیدیوار پشتم تکیه گاهم شدموهات پریشون بود و من بیشترتوی دلم گُر می گرفت انگاریک آتیش اما زیر خاکستراون شب قرار و از دلم بردیتا قطره های اشکت و دیدماز اینکه سهم دیگران باشیتوی دلم بدجور ترسیدم رفتم ولی بعد دو سال تلخسهم من از تو، اون نگاهت بودیادم نرفته، تازه شاهد بودچتری که اون شب سرپناهت بودحالا همونجا تو همون کوچهبا من غم عشقت قدم می زدبه عاشق دیوونه ی اون شبیک شهر انگ متهم می زد از موج موهای شرابی تاچتری که بالای سرت داریدارم حسودی می کنم الهامبه حسی که به همسرت داری#معصومه_خورشیدی گوارای وجودتون🌹❤️t.me/mypoems_mkhorshidi
هر روز صبح که زخم تنم طلوع می کند، باران چشم هایم باعث رستاخیز ابر زنی دیگر در من می شود.لباس رزم را می پوشم و مادرانه هایم را می جنگم.می جنگم باسلیقه های متفاوتی که باید کنار هم بچینم و پازل زیبای خانواده را کامل کنم .زنانگی ام لابلای حجم رزمندگی ام گم می شود. دیروز صبح که دنبال گوشواره های نگین فیروزه خودم می گشتم، ترسیدم فراموش کرده باشم چگونه قفل گوشواره را باز کنم ؟ترسیدم فراموش کرده باشم ؛لاک های جیغم را در اعماق کدام کمد گم کرده ام ؟رها بودن گیسوانم را که فراموش کردم و تنها به دم اسبی و گوجه ای کردن آنها بسنده می کنم. دم اسبی را دوست دارم، چون دیگر نگران باد کوچه نیستم.نگران پریشانی موهایم هم نیستم چه رسد به پریشانی دل.شاید چهل سالگی یک زن یعنی، دوباره لاک جیغت را توی کیف دستی ات بگذاری و گاهی در هیاهوی رزمندگی هایت، لاکت را با رژلبت ست کنی.اصلا نگران نباش من چهل ساله خودم؛رزمندگی هایمان جای خودش، فقط اینبار به زن درونت می گویی: "بیا، سوار شو، با هم می ریم ...."#معصومه_خورشیدی #چهل_سالگی_یک_زن#جستارhttps://t.me/mypoems_mkhorshidi
هوش مصنوعی شکسته و بسته شعر جنوب رو برام خونده شنیدنش خالی از لطف نیست نوش نگاهتون❤️🌹t.me/mypoems_mkhorshidi
تموم بندرای این حوالی ، بغض تر دارن گمونوم همشون تو پادگانا ، یک پسر دارن تموم قایقا تو آتیش خمپاره ها سوختن نمی دونم صدا اومد یا اونا گوش کر دارن؟ما آتیش باره خمپاره توی خرما پزون داریمهنوز چندتا ازون نخلا، برامون مونده سردارنخداروشکر آهو پای رفتن مونده تو جونش بمیروم واسه ماهی ها نه پا دارن نه پردارنبرا حال دل ایرانمون، ایقد دعا کردوم گمون می کردوم اون وقتا، دعاهامون اثر دارن#معصومه_خورشیدیhttps://t.me/mypoems_mkhorshidi