اوّل آخِر یار«در ذکرِ پیرِ دفتردار»در آن دَم که میانِ پیر و پادشاه، عهد و میثاق و شرط و اقرار در می…
انتشار: 2026/08/03 17:54 UTCدریافت: 2026/08/06 14:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 14:27 UTC
اوّل آخِر یار«در ذکرِ پیرِ دفتردار»در آن دَم که میانِ پیر و پادشاه، عهد و میثاق و شرط و اقرار در میان آمد، به امرِ بیچونوچرای پروردگار، حضرتِ پیرموسی – آن کاتبِ درگاهِ سلطان – مأمور گشت تا طومارِ این عهود را در دفترِ خویش مُصوّر و مُثبَت نماید. همانا تمامیِ کاینات و هرآنچه در کهکشانِ وجود از ازل تا ابد به ظهور پیوسته یا خواهد پیوست، جملگی – پارهای به رمز و کنایه و پارهای به عیان و آشکار – در صحیفهی پیرموسی مرقوم است.در این دفتر، اسرارِ مگو میانِ پیر و پادشاه به رموزِ اعداد و کلمات مسطور گشته؛ چه کلامِ سرانجام، ظاهری دارد مأنوس و باطنی دارد مکنون. تمامیِ هستی در «سرانجام» مُندرج است و تمامیِ سرانجام در این کلامِ قدسی خلاصه: «اوّل آخِر یار».پیرموسی است که در این کتابِ ناطق، ارکانِ یاری و طریقِ سلوک را بر یاران عیان میسازد. مطالعهی کلامِ سرانجام، آتشِ عشق به حق و پیرانِ حقیقت را در جانِ آدمی برافروخته، طریقِ خودشناسی و خداشناسی را هموار میکند. دفترِ سرانجام، به دستانِ پیرموسی، راهِ کمال را با کلامی دلانگیز و بیانی سحرآمیز بر یاران میگشاید؛ چرا که بیمطالعهی کلام، کردار، جانی بیروح است و شوقی در آن نیست. این کلام است که شورِ سلطانی در دل میافکند و انگیزهی خدمت به عشقِ پیر و پادشاه را در نهادِ یار، حیاتی نو میبخشد.درویشِ آستا (دونِ خاتونِ رمزبار) مَرمو: (در دورهی برزنجه)وه دفتر مبوگردِ حسابی طی وه دفتر مبوحسابِ دانگدانگ پیش، میسّر مبوبیدفتر، خزینه پُرضرَر مبودفتردار، بینایِ کویِ بشر مبووه دفترِ مولا، پیشِ نظر مبو«تمامیِ حسابهایِ عالم در آن دفترِ جاویدان طی میشود؛ و طریقِ حسابرسیِ ذرّه به ذرّه، تنها بداندفتر میسّر میگردد. که بیحضورِ این دفتر، خزانهی کردار، خسرانبار و تهیمایه ماند. دفتردارِ بصیر، بر کوی و برزنِ جانِ بشر آگاه است و آنکس که به دفترِ مولا اِشراف یابد، در سایهی نظرِ حق قرار گیرد.»"دفترِ سفید"بشیم وه خدمتِ دفترِ سفیدنگاهِ کریم، ثبتِ اسرارِ توحیدپیرِ دفتردار، بونی وه شاهید«به خدمتِ آن دفترِ سپید و پاکسرشت رویم و بر اسرارِ توحیدِ آن چشم بگشاییم؛ و پیرِ دفتردار را بر این عهد و پیمان، شاهد بگیریم.»بیانِ دفتربلیم وه شونِ بیانِ دفترنهگه پیچواپیچ، مدرو خوردفتر، مکیشو حسابِ اخضرقلمِ الماس، کیشو نخته سروه رملِ لِهسر، شاه ماریم او بَرتاقیق منمانو، حق پیمانِ نظرآزاد مویم چی رای چونواگر«بیایید در پیِ بیاناتِ این دفترِ راهنما گام برداریم، که او از پیچوخمِ بیراهههایِ حقیقت، ما را آگاه میسازد. دفتر، حسابِ سبزِ هستی را پیشِ رو میکشد و قلمِ الماسگونِ دفتردار، اسرارِ نهان را بر صفحه مینگارد. با نردِ این دفتر است که از سِرِّ شاه آگاه میشویم و او را به مقصد میرسانیم. بدانگاه که شاه با نظرِ عنایتِ خویش بر پیمانِ ما نگرد، دیگر تردیدی باقی نماند و از وادیِ تاریکِ “چونوچرا”، رهایی یافته و آزاد میشویم.@motaeeal