" اول و اخر یار"(گاهشمار سلطانی) آغاز پاییز کوردی و برتخت نشستن پیر موسی قلم زر در تقویم گورانیدوم…
انتشار: 2026/07/24 19:33 UTCدریافت: 2026/08/03 14:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 14:17 UTC
" اول و اخر یار"(گاهشمار سلطانی) آغاز پاییز کوردی و برتخت نشستن پیر موسی قلم زر در تقویم گورانیدوم مردادماه - شب نخست پاییز کوردیرمزبار مرمو:چـــــوارن ملک مایه شان هزارنه یک فرزنمی فصلمان هر چوارمایش نه دواد ســر جـوشن بهار تاوِشت بنیامین بادریز دفتــردار مایش مصطفی زمستان یــــــاردر سنت تقویم گورانی، دوم مردادماه آغاز پاییز کوردی و نخستین شب این فصل است؛ فصلی که به پیرموسی تعلق دارد، شخصیتی بنیادین در جهانبینی یارسان که نماد ثبت، ضبط، حافظه و حسابگری کیهانی است.اگر بهار، فصل زایش و تابستان، فصل شکوفایی و باروری باشد، پاییز زمان سنجش و ثبتِ دستاوردهای چرخهٔ زندگی است. در این شب، پیرموسی بر تخت معنوی خویش مینشیند و آنچه در طول سال پدید آمده است، در دفتر او ثبت میشود؛ نه تنها محصول زمین، بلکه کردار انسان، کوشش، مسئولیت، نیکی و کوتاهی او نیز.آغاز پاییز سلطانی یا کوردی همزمان با فصل برداشت محصولات کشاورزی، گردآوری میوهها، تهیهٔ روغن حیوانی و ذخیرهسازی آذوقه برای زمستان است. از اینرو، برداشت در فرهنگ یارسان تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه کنشی آیینی است که ارزش و معنای آن در نسبت انسان با طبیعت و برکت الهی سنجیده میشود.در منطق تقویم گورانی، پیرموسی حافظهٔ کیهانی این چرخه است. او فراوانی تابستان را به نظم، آگاهی و مسئولیت تبدیل میکند و نشان میدهد که هیچ برکتی بدون حساب و هیچ تلاشی بدون ثبت باقی نمیماند.پاییز سلطانی در تقویم گورانی، فصل فراموشی نیست؛ فصل به یاد سپردن است.فصلی که در آن، برکتِ زمین به حافظهٔ فرهنگ و کردارِ انسان به کارنامهٔ هستی تبدیل میشود.دفتر پیرموسی و کارنامهٔ برکتجستاری در باب آغاز پاییز کوردی در تقویم گورانیدر تقویم گورانی، دوم مردادماه آغاز پاییز کوردی و نخستین شب این فصل است؛ نقطهای که چرخهٔ سال از مرحلهٔ رویش و باروری، به مرحلهٔ ثبت، سنجش و معنا وارد میشود. برخلاف برداشت رایج از پاییز بهعنوان فصل افول و زوال، در جهانبینی گورانی و سنت یارسان، پاییز فصل آگاهی، مسئولیت و به ثمر نشستنِ برکت است.این فصل به پیرموسی تعلق دارد؛ شخصیتی بنیادین در نظام اسطورهای یارسان که جایگاه او با کتابت، ثبت و حافظهٔ کیهانی پیوند یافته است. اگر بهار زمان زایش و تابستانِ پیربنیامین زمان استقرار و شکوفایی حیات باشد، پاییزِ پیرموسی زمان ثبت دستاوردهای این چرخه است. در آغاز این فصل، پیرموسی بر جایگاه کتابت مینشیند تا آنچه در طول سال پدید آمده است، در کارنامهٔ هستی به ثبت برسد.در فرهنگ گورانی، این زمان با برداشت محصولات کشاورزی، گردآوری میوهها، تهیهٔ روغن حیوانی و ذخیرهسازی آذوقه برای زمستان همزمان است. اما این فعالیتها تنها کنشهایی اقتصادی نیستند؛ بلکه در منطق آیینی یارسان، هر برداشت، نشانی از نسبت انسان با زمین، طبیعت و برکت الهی است. کوشش، امانتداری، نیکی، کوتاهی و شیوهٔ زیستن انسان، همگی در آنچه میتوان «دفتر پیرموسی» نامید، معنا و جایگاه مییابند.از این منظر، پیرموسی تنها کاتب اعمال نیست؛ او پاسدار حافظهٔ چرخهٔ هستی است. آنچه در بهار زاده شد و در تابستان به بار نشست، در پاییز به آگاهی و معنا تبدیل میشود. برکت، زمانی کامل میشود که به یاد سپرده شود و مسئولیت انسان در برابر آن شناخته گردد.در منطق تقویم گورانی، پاییز پایان زندگی نیست؛ پایان یک مرحله از چرخهٔ آفرینش است. چرخهای که در آن، زمستان بذر را در دل خود میپرورد، بهار آن را میرویاند، تابستان به باروری میرساند و پاییز آن را به حافظه و تجربهٔ جمعی تبدیل میکند. از همینرو، پایان سال نه خاموشی، بلکه آمادگی برای آغاز چرخهای نو است؛ چرخهای که بر بنیان تجربه، برکت و آگاهی سال گذشته استوار میشود.پاییز سلطانی در تقویم گورانی، فصل فراموشی نیست؛ فصل به یاد سپردن است.فصلی که در آن، برکتِ زمین به حافظهٔ فرهنگ و کردارِ انسان به کارنامهٔ هستی تبدیل می شود@motaeeal