📝📝📝 باز هم اعدام با دادرسی غیرعلنی و مجازات علنی!✍️ فریبا نظری✅سحرگاه امروز، دو معترض دی ماه ۱۴۰…
انتشار: 2026/07/29 07:10 UTCویرایش: 2026/08/01 00:07 UTCدریافت: 2026/08/01 00:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:07 UTC
📝📝📝 باز هم اعدام با دادرسی غیرعلنی و مجازات علنی!✍️ فریبا نظری✅سحرگاه امروز، دو معترض دی ماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان به صورت علنی، اعدام شدند.این اقدام در تداوم بهرهمندی از حقوق تنبیهی در زمانه قواعد اجتماعی مبتنی بر جامعه ارگانیک و حقوق ترمیمی است. ✅پرسشهای مهمی به ذهن میرسد:۱- چگونه است که فرایند دادرسی و دادگاه این افراد با برچسب امنیتی، غیر علنی، پشت درهای بسته و بدون اقناع افکار عمومی و خانوادههای ایشان صورت میگیرد اما زمانی که نوبت به اجرای احکام همان دادگاههای غیرعلنی و دادرسی غیرشفاف فرارسیده، بهطور علنی و در مقابل همان جامعهای که همچنان معترض است و پاسخ قانعکنندهای دریافت نکرده، حکم اعدام اجرا میشود؟۲- آیا دادرسی غیرعلنی، نشاندهنده ضعف در استدلال، نبود ادله محکمهپسند برای افکار عمومی و ترس از قضاوت جامعه است؟ چرا دادگاهی که به حکم خود اطمینان حقوقی دارد، از حضور رسانهها و مردم هراس دارد؟۳- آیا مجازات علنی نشاندهنده تمایل به استفاده از خشونت به عنوان ابزار پیامرسانی به جامعهی معترضی است که سالها، نادیده گرفته شده و سرکوب شده است؟۴- آیا حاکمیت در اثبات جرم، ناتوان یا بی تمایل به اقناع افکار عمومی است؟ اما در نمایش قدرت قهریه، پافشاری دارد؟ آیا این اعتراف بر این شبهه است که قانون، ابزاری نه برای اجرای عدالت، بلکه به عنوان سرکوب مورد استفاده قرار میگیرد؟۵- آیا تداوم بهرهبرداری از حقوق تنبیهی در جامعهای که در آن پارلمان، دولت، انتخابات( بخوانیم رأیگیری )، قانون اساسی، عضویت در مجامع و کنوانسیونهای بینالمللی، سفارتخانه و روابط دیپلماتیک دستکم در حد ظاهری و ناقص وجود دارد و بدانها در مواقع مورد لزوم استناد میشود؛ یک پارادوکس آشکار و پرسشبرانگیز نیست؟۶- درحالی که تبدیل میدان علیخانی اصفهان به صحنهی اعدام، کارکرد فضای شهری و حق به شهر را به شدت دگرگون میکند؛ آیا این تغییر کاربری مبتنی بر خشونت و قدرت هژمونیک و نمایش قدرت در فضای عمومی را میتوان مصداقی از تحمیل یک فضای دگرسان یا هتروتوپیای وحشت بر زندگی روزمره و فضای زیسته شهروندان تلقی کرد؟✅جامعه امروز ایران یک جامعه ارگانیک با همبستگیهای پیچیده و مدرن است. در چنین جامعهای، حقوق باید ترمیمی باشد. اما نهاد قدرت با پافشاری بر حقوق تنبیهی و سرکوبگرانه که ویژهی جوامع مکانیکی و بدوی است، نشان میدهد که چه اندازه از تحولات اجتماعی عقب مانده است.اعدام در ملأ عام، تنها گرفتن جان انسانها نیست، بلکه تجاوز به فضای زیسته شهروندان و مصادرهی خشونتآمیز فضای روزمره زندگی آنان با بازتولید خشونت و عادی سازی آن است.این تغییر کاربری موقت اما عمیقاً خشن در میدان شهر، دقیقاً مصداق بارزی از یک هتروتوپیای لغزان است؛ فضایی که برای مدتی کوتاه از کارکرد مدنی و روزمره خود لغزیده و به صحنه نمایش بیپرده قدرت بدل میشود و سپس به ظاهر به حالت عادی بازمیگردد، اما حافظه فضایی و زیستهی آن برای همیشه مخدوش میماند.یادآوری میشود اعدام در هر شکل و ساختاری، بازماندهی حقوق تنبیهی است، اما اجرای علنی و نمایشی آن، ابعاد این سلب حق را به فضای زیسته و روزمره شهروندان نیز کشانده است.@Sociologyofsocialgroups@MostafaTajzadeh