📝📝📝۱۰۰سالگی احمد شاملو✅تبدیل شاعر بزرگ به کنشگر سیاسی کماهمیت ✍🏻علی اصغر سیدآبادی✅چند سالی است که…
انتشار: 2026/07/28 12:55 UTC
📝📝📝۱۰۰سالگی احمد شاملو✅تبدیل شاعر بزرگ به کنشگر سیاسی کماهمیت ✍🏻علی اصغر سیدآبادی✅چند سالی است که گروهی ذرهبین به دست گرفتهاند و لابهلای سخنان هر کسی که در ایران کاری کرده، اعتباری به دست آورده یا نامی از خود به جا گذاشته است، میگردند تا جملهای پیدا کنند؛ جملهای که بتوان با جدا کردنش از زمینه و زمانهاش، همهی کارنامهی آن آدم را نادیده گرفت و بهانهای برای حذف و حمله ساخت.✅این روند را - به رغم ادعای مروجانش- نمیتوان صرفاً واکنشی طبیعی و خودجوش دانست. سالهاست از دو پایگاه شناسنامهدار پیگیری میشود و بعد چنین روایت میشود که مردم، وقتی از نقش فلان نویسنده یا روشنفکر در انقلاب ۱۳۵۷ یا مخالفت با آن باخبر میشوند، خودبهخود چنین واکنشهایی نشان میدهند. حتی ادرار کردن بر مزار یک نویسنده و بازتاب پر تعداد آن را هم حرکتی مردمی جا میزنند. حال آنکه برجسته شدن چنین رفتارهایی، بیارتباط با پروژههای رسانهای سازمانیافته نیست و بعدها رد پای برخی از مجریان و مروجانشان در گزارشهای تحقیقی، بهعنوان ابزارهای رسانهای جریانهای سیاسی، آشکار شد.✅آنچه در سالهای اخیر، با عنوانها و بهانههای گوناگون، تقریباً همهی سرمایههای فرهنگی و ملی ایران را هدف گرفته، پدیدهای نیست که بتوان به سادگی طبیعی تلقیاش کرد. البته به این معنا هم نیست که بخشی از مردم عادی به این موج نپیوستهاند یا تحت تأثیر آن قرار نگرفتهاند. اما میان احساس عمومی و پروژهی هدایتشده تفاوتی جدی وجود دارد.✅این ماجرا را نباید با نقد رادیکال اشتباه گرفت. نقد رادیکال نهتنها ایرادی ندارد، بلکه برای زنده ماندن اندیشه ضروری است. اما نقد رادیکال دانش میخواهد، خواندن میخواهد، زحمت میخواهد و استدلال. در مقابل، برای سرکوب چند جملهی بریده، چند کلیدواژه و چند حکم آماده از زبان یک سلبریتی|مترجم یا یک روشنفکر|سلبریتی کفایت میکند تا لشکری آن را تکرار کنند. ✅این روزها، همزمان با صدمین سال تولد احمد شاملو، نشر چشمه، مجموعهی آثارش را منتشر کرده است و شاید همین دوباره او را به یکی از سوژههای سرکوب تبدیل کرده است. اگر قرار باشد شاملو را داوری کنیم، نقطهی آغاز باید شعر او باشد که جایگاهش در زبان و ادبیات فارسی را شکل داده است، نه چند جمله از یک سخنرانی یا مصاحبه یا یادداشت و سرمقاله. طبیعی است که در میان دهها سال گفتوگو، یادداشت و سخنرانی، بتوان عباراتی پیدا کرد که امروز محل مناقشه یا حتی مسخره باشد. از کارنامهی هر شخصیت بزرگ دیگری هم میتوان چنین جملههایی بیرون کشید.✅مثلا در سخنرانی مشهورش دربارهی فردوسی، شاملو، پژوهشهای علی حصوری را با زبانی عامیانه و سادهسازانه برای نقد فردوسی به کار میگیرد و مخاطب را به پژوهشهای او ارجاع میدهد که توسط نشر چشمه منتشر شده است. همین ارجاع نشان میدهد که دستکم در آن مقطع، شاملو ادعای اسطورهشناسی ندارد. اشارههای تاریخی او نیز، مانند بسیاری از روشنفکران همنسلش، متأثر از کلیشههای رایج زمانه است؛ از جمله این تصور که همهی تاریخنگاری کهن صرفاً متونی تبلیغاتی و درباریاند. در حالی که تاریخپژوه امروز میتواند از دل همان متون نیز دادههایی متفاوت و گاه بسیار ارزشمند بیرون بکشد. آن سخنرانی اساساً قرار نبوده یک گزارش پژوهشی باشد.✅اهمیت احمد شاملو در آن سخنرانیها و یادداشتها و مصاحبهها نیست؛ در شعر اوست، در تأثیری است که بر زبان فارسی گذاشته و افقی که پیش روی شعر معاصر گشوده است. تقلیل دادن شاعری بزرگ به چند اظهار نظر سیاسی یا تاریخی، هر اسمی داشته باشد، نقد نیست. این دقیقاً همان کاری است که پروژههای سیاسی برای پیش بردن اهداف خود انجام میدهند: تبدیل یک شاعر بزرگ، یک نویسنده یا یک متفکر اثرگذار به یک کنشگر سیاسی کماهمیت، تا بتوان به راحتی سرکوبش کرد. این پدیده معمولا ذیل نام ایرانگرایی، تقریبا تمام سرمایهی فرهنگی ایران را سرکوب میکند. احمد شاملو هرچه گفته باشد و هرچه کرده باشد، با تاثیری که در تقویت زبان فارسی گذاشته، خدمتی بزرگ به ایران کرده است.@MostafaTajzadeh