📝📝📝 حق به شهر گروههای خاموش در هیاهوی جنگ✍️ فریبا نظری✅در شرایط پیچیده کنونی جنگ و بحرانهای نظام…
انتشار: 2026/07/22 07:10 UTC
📝📝📝 حق به شهر گروههای خاموش در هیاهوی جنگ✍️ فریبا نظری✅در شرایط پیچیده کنونی جنگ و بحرانهای نظام اجتماعی کشور، گروههایی در میدان آسیب بیشتری قرار دارند. این گروهها را بر اساس اولویت آسیبپذیری در قالب لایههای مختلف زیر شناسایی کردهام؛ زیرا نوع خطر برای آنها متفاوت است.✅الف/لایه نخست در معرض خطر مستقیم جانی و مکانی:۱- سربازان وظیفه پادگانها بهعنوان اهداف مستقیم جنگ۲- ساکنان مناطق مرزی و حاشیهنشینان مجاور تاسیسات استراتژیک، نظامی، امنیتی۳- زندانیان با نداشتن عاملیت بقا۴- بیماران بهویژه مبتلایان بیماریهای سخت و خاص وابسته به دارو و تجهیزات ضروری۵- افراد بیخانمان و کودکان کارب/لایه دوم با آسیبپذیری شدید جسمی و روانی:۶- معلولان۷- سالمندان۸- زنان باردار۹- کودکان۱۰- مبتلایان اختلالات روانی ج/لایه سوم، طردشدگان و ناتوانان زیست روزمره:۱۱- پناهندگان و مهاجران بهویژه افراد بدون اوراق هویتی و محروم از شبکههای حمایتی رسمی۱۲- شاغلان اقتصاد غیررسمی با درآمد غیرثابت۱۳- زنان سرپرست خانوار۱۴- خانوادههای دادخواه اعتراضات اجتماعی بهویژه دی ۱۴۰۴ با آسیبپذیری رویارویی دوباره با تروماد/لایه چهارم در معرض خطر به واسطه شغل و حضور در میدان:۱۵- کادر درمان۱۶- شاغلان تولید و توزیع خدمات ضروری و شبانهروزی خوراک، دارو، انرژی و پسماند۱۷- خبرنگاران، عکاسان✅به دلیل رها شدگی نظام اجتماعی و وضعیت تعلیق کشور، امید چندانی به راهکارهای ساختارهای کلان ندارم، بنابراین با تمرکز بر راهکارهای خرد و محلهمحور با هدف شکلگیری عاملیت مدنی و تابآوری جمعی؛ شهروندان میتوانند حق خود را برای بقا و زیست شهری بازپس گیرند.با این یادآوری که دور کردن برخی گروهها از خطر، در لایههای مورد اشاره، نیازمند راهبردهای کلان نظام اجتماعی و وظایف حاکمیتی است؛ مانند سربازان، ساکنان مناطق مرزی، زندانیان، کادر درمان و خبرنگاران.✅راهکارهای پیشنهادی خرد و محلهمحور در مورد برخی گروهها عبارتند:۱- کنشگران محلی و همسایگان میتوانند یک ارزیابی سریع و غیررسمی از ساکنان آپارتمان یا محله خود داشته باشند. شناسایی اینکه در کدام واحدها، سالمندان تنها، معلولان، کودکان یا بیماران خاص سکونت دارند. ایجاد یک زنجیره ارتباطی ساده سرکشی روزانه و اطمینان از دسترسی آنها به آب، غذا، دارو و آرامش در زمان قطع احتمالی ارتباطات و خدمات شهری. ۲- در بحران، مرز فضاهای خصوصی و عمومی به نفع خیر جمعی تغییر مییابد. بازتعریف کاربری فضاهایی مانند پارکینگها، زیرزمینهای امن، یا حتی مساجد و سراهای محله به عنوان پناهگاه اشتراکی.۳- شکلدهی به کنشهای کوچک همبستگی با تبادل کالا با کالا یا کالا با خدمات میان همسایگان در فروپاشی زنجیره تأمین رسمی. نیز اولویت دادن به خرید از دستفروشان محلی و زنان سرپرست خانوار.۴- تبدیل همسایگی از یک انبوهه فیزیکی به یک ارگانیسم زنده و یاری گر با شناسایی تخصصها و مهارتها در سطح آپارتمان، مجتمع یا محله. این تدبیر میتواند پیش از رسیدن نیروهای امدادی به بیماران خاص یا مجروحان یاری رساند.✅در شناسایی راهکارهای خرد و محله محور از سه رویکرد نظری جامعهشناختی بهره بردهام:۱- بازگشت به همبستگی ارگانیک با رویکرد دورکیم؛ هنگامیکه جنگ، پیوندهای سنتی و درونی جامعه را مخدوش میکند و جامعه برای متلاشی نشدن، نیازمند فعال کردن یک همبستگی ارگانیک اضطراری یعنی تقسیم کار داوطلبانه و پیوند متقابل اجزای محله بر اساس نیازها و مهارتهایشان است.۲- دوسرتو میان استراتژی نهادهای قدرت و تاکتیک شهروندان تمایز قائل میشود. جنگ، حاصل استراتژیهای کلان و مخرب ساختارهای قدرت است که شهروندان معمولی در شکلگیری آن نقشی ندارند. آنان با استفاده از تاکتیکهای روزمره مانند بازتعریف کاربری زیرزمینها و ایجاد سیستمهای مبادله خرد؛ فضا را به نفع بقای خود تسخیر میکنند. این کنشهای محلهمحور، در واقع مقاومت فعالانه جامعه برای حفظ زیست خویش است.۳- جنگ، فضای شهری را ناامن و خشن نموده و ضعیفترین گروهها را به حاشیه میراند. راهکارهای محلهمحور، مانیفستی کاربردی برای بازپسگیری حق به شهر با زیست همبستهی رویکرد لوفور در این زمان است. یعنی شهر فقط متعلق به کسانی نیست که آن را اداره یا بمباران میکنند؛ بلکه متعلق به ساکنان آن است که با دیدن گروههای به حاشیه رانده شده در شبکههای حمایتی خود، اجازه نمیدهند فضای شهری و زیست عمومی؛ خالی از انسانیت و برابری شود.✅در بحرانها، همبستگی محلهمحور، دیگر یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه تنها راه بازپسگیری عاملیت مدنی و زنده نگهداشتن برخی لایههای زیستی است که ساختارهای کلان، آنها را فراموش و خاموش کردهاند.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme