در ناحیه لس بیله بیشتر مردم به لَسی، که یکی از گویشهای سندی است صحبت میکنند. بلوچی زبان اکثریت ۲۰…
انتشار: 2026/08/09 10:20 UTCدریافت: 2026/08/12 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 00:35 UTC
در ناحیه لس بیله بیشتر مردم به لَسی، که یکی از گویشهای سندی است صحبت میکنند. بلوچی زبان اکثریت ۲۰ ناحیه که شامل ۷۰ درصد این ایالت هست و پشتو زبان اکثریت ۱۰ ناحیه را با ۳۰ درصد تشکیل میدهد.ناحیههانواحی خودمختار قبایلیآواران، بارخان، کچهی (بولان)، چاغی، دیره بگتی، گوادر، هرنای، جعفرآباد، جهل مگسی، قلات، کیچ، خاران، کوهلو، خضدار، قلعه عبدالله، قلعه سیفالله، لَسبیله، لورالائی، مستونگ، موسیٰ خیل، نصیر آباد، نوشکی، پنجگور، پشین، کویته، شیرانی، سبی، واشک، ژوب، زیارت، لهری، صحبت پور، سکندر آباد، دوکیشهرهای بلوچستان پاکستانکراچی، پنجگور، خضدار، گوادر، کلاتجیوانی، پاکستان، تربت، پسنی، هوشاب، قلعه لادگشت، دالبندین، دیز، کویته، تومپ، نوک کوندی، خاران، پروان، بلا، سوراب، نوشکی، مهریآباد، علیآبات، هزاره تاونسیاستنارضایتی بلوچها از حکومت مرکزی پاکستان ریشه در چندین عامل کلیدی دارد:بهرهکشی اقتصادی:ایالت بلوچستان با داشتن منابع طبیعی عظیم مانند گاز، زغالسنگ، مس و مواد معدنی دیگر، غنیترین استان پاکستان به شمار میرود؛ اما همزمان بالاترین نرخ فقر (۴۸٪) و بیسوادی (۵۰٪) را در این کشور دارد. برای نمونه، میدان گازی سوئی که ۳۸٪ از انرژی داخلی و تجاری پاکستان را تأمین میکند، در بلوچستان قرار دارد؛ اما فقط ۵ تا ۶ درصد از جمعیت خود استان به گاز لولهکشی دسترسی دارند و این دسترسی نیز دههها پس از انتقال گاز به سایر نقاط پاکستان ممکن شد. قومگرایان بلوچ معتقدند، که درآمد حاصل از این منابع به جای توسعه استان، مستقیماً به مرکز منتقل میشود و سهمی ناعادلانه به بلوچستان تعلق میگیرد. این تفاوت بین ارزش منابع تولیدی و فقر استان، به عنوان نمادی از بهرهکشی توسط بیگانگان تلقی میشود.به حاشیه رانده شدن سیاسی و عدم نمایندگی بلوچها در ساختارهای قدرت پاکستان؛ از جمله ارتش، خدمات مدنی و وزارتخانهها، حضور بسیار کمرنگی دارند؛ برای مثال، مطالعه ای نشان میدهد که هنگامی که در بلوچستان ۸۳۰ پست خدمات مدنی وجود داشت، فقط ۱۸ مورد از آنها در اختیار بلوچها بود. حتی در داخل ایالت بلوچستان نیز بسیاری از مقامات ارشد، از دبیرکل ایالت گرفته تا بازرس کل پلیس، از پنجاب یا سایر استانها منصوب میشوند. این عدم حضور در نهادهای تصمیمگیری باعث شده است، که بلوچها حکومت و دستگاههای آن را «بیگانه» و نماد سلطه بر سرزمین خود بدانند.نظامیگری و سلب خودمختاری:حکومت پاکستان با ایجاد پادگانهای نظامی متعدد در نقاط راهبردی؛ مانند سوئی، کوهلو و گوادر، حضور نظامی خود را در بلوچستان تقویت کرده است. بلوچها این پادگانها را نه برای تأمین امنیت؛ بلکه به عنوان ابزاری برای اشغال سرزمین، کنترل منابع و سرکوب خواستههای مشروع خود میبینند. از دید آنها، این تأسیسات نظامی به «جزایر قدرت موازی» تبدیل شدهاند، تا در آنها قوانین ایالتی اجرا نمیشود و به ابزاری برای استعمار و بهرهکشی بدل شدهاند.توسعه به مثابه استعمار:اجرای پروژههای بزرگ عمرانی؛ مانند توسعه بندر گوادر و بزرگراه ساحلی، یکی از نگرانیهای اصلی ملیگرایان بلوچ است. آنها معتقدند که نیروی کار و منافع این پروژهها عمدتاً به غیربومیان (بهویژه پنجابیها و پشتونها) میرسد. نگرانی بزرگتر این است، که این پروژهها به هجومی گسترده از سوی غیربومیان منجر شده و ترکیب جمعیتی منطقه را به ضرر بلوچها تغییر دهد و در نهایت آنها را در سرزمین خود به اقلیت تبدیل کند. از دید سردار عطاءالله مینگل، «یک کراچی در گوادر کافی است تا کل جمعیت بلوچستان را به اقلیت تبدیل کند» و این امر به نابودی هویت، زبان و فرهنگ بلوچها خواهد انجامید.جنبش مقاومت و وضعیت کنونی:از سال ۱۹۴۸، بلوچها چهار شورش بزرگ مسلحانه را علیه حکومت مرکزی به راه انداختهاند. موج اخیر مقاومت، که از سال ۲۰۰۰ با ظهور گروههایی مانند «ارتش آزادیبخش بلوچستان» (BLA) آغاز شد، تفاوتی ماهوی با گذشته دارد. رهبری این جنبش دیگر فقط در انحصار سردارهای سنتی قبایل نیست و نسل جدیدی از جوانان تحصیلکرده، شهرنشین و دارای گرایشهای مارکسیستی نیز به آن پیوستهاند. قتل نواب اکبر بوگتی، از رهبران برجسته بلوچ، توسط ارتش پاکستان در ۲۶ اوت ۲۰۰۶، نقطه عطفی در این مناقشه بود. این اقدام نه تنها مقاومت را خاموش نکرد؛ بلکه به اتحاد بیشتر گروههای مختلف بلوچ و تشدید حملات علیه نمادهای حکومتی منجر شد. همزمان، گزارشهای متعددی از سوی سازمانهای حقوق بشری مانند کمیسیون حقوق بشر پاکستان (HRCP) و عفو بینالملل دربارهٔ نقض گسترده حقوق بشر در بلوچستان؛ از جمله قتلهای فراقضایی، شکنجه، ناپدید شدنهای اجباری و بمباران کور مناطق مسکونی توسط نیروهای امنیتی پاکستان منتشر شد