حکومتهای ایرانشهر، در دست اقوام بارکزایی و لاشاردر دست میرلاشاری، مبارکی و قسمتهای اعظم بلوچستان…
انتشار: 2026/08/06 15:43 UTCدریافت: 2026/08/09 04:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 04:06 UTC
حکومتهای ایرانشهر، در دست اقوام بارکزایی و لاشاردر دست میرلاشاری، مبارکی و قسمتهای اعظم بلوچستان ، بمپور، فنوج برای چندسال رودبار و کهنوج در دست شیرانی بودهاست.{سازمان سیاسی حکومت محلی بنت در ایام حکمرانی خاندان شیرانی ۱۲۰۰–۱۳۷۳ هـ. ق /. ۱۱۶۶–۱۳۳۴ خ. " / محمد برقعی}حکومت نواحی نرماشیر ریگان فهرج زهکلوت تا کهنوج در دست طایفه پلنگی (شهریاری) بودهاست و به گویش محلی این نواحی زبان پلنگی میگویند، که به مرور زمان دستخوش تغییرات قرار گرفتهاست.حکومت خاش سرحد به استناد کتاب احیاء الملوک توسط حاکمان موروثی سرحد از جمله میر عارف ولد میر عبدالعلی، که حاکمان سرحد بودهاند اداره شده است به استناد همین کتاب و شجره های موجود در بین اقوام متحد تفتان (ایل میر عارفی) که همگی از نوادگان میر عارف و امیر عبدالعالی هستند، (ایل میر عارفی؛ شامل ولانی، نارونی، عجب زهی و سرحدی های سیستان به علاوه تمندانی به عنوان نماد اتحاد وصله رحمی بین اقوام تفتان بوجود آمده است ). از زمان نسل کشی ایل میرعارفی؛ یعنی ابتدای سلسلهٔ قاجاریه تا ۸۰ سال پیش؛ یعنی تا زمان محمد حسن خان کرد به صورت ملوک الطوایفی به دست خوانین کرد و میر بلوچ زهی و سهراب زهی اداره میشد. این زمام داری با حمله امپراتوری انگلیس به فرماندهی ژنرال رجینالد ادوارد هری دایر به پایان رسید.اکثریت قریب به اتفاق بلوچها، تا اواخر سدهٔ ۱۹ م، در داخل مرزهای سرزمین ایران میزیستند؛ با تشدید رقابت بین انگلستان و روسیه بر سر افزایش دامنهٔ قدرت و نفوذ خود در منطقهٔ خاورمیانه و ایجاد اختلافات و برخوردهای قومی و تغییر مرزها، محلّ سکونتشان بین کشورهای ایران، هند (بعدها پاکستان و افغانستان) تقسیم شد.در دورهٔ قاجاریان قراردادی منعقد شد به نام قرارداد گلداسمیت یا قرارداد گلدسمیت که به موجب آن بلوچستان به سه قسمت تقسیم شد، بخشی از خانات کلات (خانات بلوچ) تحت کنترل انگلستان، بخشی تحت کنترل ایران و بخشی هم تحت کنترل افغانستان قرار گرفت. بعد از این پیمان بخش شرقی خانات کلات تحت عنوان بلوچستان انگلیس نیز شناخته میشدهاست که تا سال ۱۹۵۵ این حکومت به حیات خود ادامه داد و توسط پاکستان تصرف و پایان یافت. انگلیسیها پس از شکست ناپلئون بناپارت در مقابل روسیه که به احتمال حملهٔ فرانسه به هند پایان میداد، درصدد برآمدند، تا با جداکردن بخشهایی از شرق ایران و ایجاد منطقهٔ حایل، از حملهٔ احتمالی روسیه به هند نیز در امان باشند. انگلیس پس از جداسازی افغانستان از ایران، طبق معاهدهٔ پاریس، که در سال ۱۸۵۷ به امضای طرفین رسید، فردریک جان گلدسمید را مأمور تعیین مرزهای خانات بلوچ کرد. گلدسمید نیز در ۱۸۷۱ مرزهای ایران و بلوچستان انگلیس را از خلیج گواتر تا کوهک معین کرده و برای تصویب نهایی به ناصرالدینشاه قاجار تسلیم داشت.دورهٔ پهلویهنگام به حکومت رسیدن رضاشاه، قوای دولتی حکومت وقت به فرماندهی امانالله جهانبانی در سال ۱۳۰۷ به بلوچستان اعزام و لشکرکشی میکنند و بعد از درگیری با دوست محمد خان (حاکم وقت بلوچستان) و نیروهایش موفق میشوند آنها را شکست دهند و بعد از آن بلوچستان تحت نظر حکومت مرکزی اداره میشود و حکومت سرداران و خوانین محلی بلوچ به پایان میرسد. امانالله جهانبانی خاطرات خود را در این مورد در کتابهایی با عنوان عملیات قشون در بلوچستان و در کتابی دیگر به نام سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن منتشر کردهاست.جنگ جهانی اول و مبارزه سرداران بلوچ با انگلیسیهادر نخستین روز اکتبر سال ۱۸۷۷ ژنرال ریجنالد ادوارد هری دایر به بهانه همکاری سرداران بلوچ با قوای آلمانی به بلوچستان حمله کرد. هنگامی که کمپانی هند شرقی بر هند و پاکستان امروزی مستولی شد و منطقه کلات و بلوچستان پاکستان به تصرف انگلیسیها درآمد، سرداران بلوچ برای اهداف استعماری انگلیس مانعتراشی میکردند. آنها با حمله به کاروان انگلیسیها مانع حضور انگلیس در سرحد بلوچستان شده بودند. در این زمان، انگلیس به فکر کشیدن خط آهن به بلوچستان ایران بود. مهمترین سرداران بلوچ، که با انگلیسیها جنگیدند سردار جمعه خان اسماعیلزهی، سردار خلیل خان گمشادزهی در منطقه گشت و سردار جنیدخان یار احمدزهی بودند. جنگهای این سرداران بلوچ با قوای انگلیس منجر به کشته شدن بسیاری از نیروهای انگلیسی شد در نبردی که بین نیروهای جمعه خان با انگلیس در شمال زاهدان کنونی روی داد بیش از ۷۰ انگلیسی کشته شدند. در نبرد درهٔ نالک در نزدیکی روستای سنگان نیز بیش از ۳۳۰ انگلیسی به قتل رسیدند. هری دایر ماجرای جدال خود با بلوچها را در کتابی به نام «مهاجمان سرحد»، که درسال ۱۹۲۱ در لندن انتشار پیدا کرد، به چاپ رساند.