امروزه پیشاور از مراکز انتشار کتاب به زبان فارسی در خارج از ایران و افغانستان است. تمرکز انتشارات ک…
انتشار: 2026/08/03 20:00 UTCدریافت: 2026/08/03 23:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 23:02 UTC
امروزه پیشاور از مراکز انتشار کتاب به زبان فارسی در خارج از ایران و افغانستان است. تمرکز انتشارات کتب فارسی بیشتر در بازار قصهخوانی است و بیشتر توسط پشتونهای شیعه صورت میگیرد.بازار قصهخوانی که از شلوغترین مناطق پیشاور است، محلههای زیادی دارد و یکی از این محلات، شیعهنشین است. در گذشته قصهخوانهای حرفهای در کاروانسراها و قهوهخانههای این محله از شاهنامه و حماسه هندی مهاباراتا داستانهای شورانگیزی را روایت میکردند و در همینجا اخبار شهر و کشور رد و بدل میشد. مشتریان این بازار عمدتاً بازرگانان و خریداران پاکستانی، هندی و مهاجران افغان هستند که قهوهخانهها، تیکهکبابیها، چاپلیکبابیها، دکههای قدیمی خشکبار و غرفههای مدرن پوشاک و لوازم خانگی را رونق بخشیدند.پناهندگانپیشاور میزبان شمار فراوانی از پناهندگان افغان است.شهر پیشاور، با وجود نارساییهای زیادی که در سامانهٔ درمانی و خدمات بهداشتی خود دارد، هر ماه پذیرای شمار زیادی از بیماران افغان است. پیشاور از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۹ که ارتش شوروی پیشین در افغانستان حضور داشت، شاهد حضور نهادها و سازمانهای نیکوکاری جهانی اعم از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی بود، که به این شهر رونق بخشید و بیش از ۷۰۰ سازمان مردمنهاد در بخشهای گوناگون؛ از جمله تأسیس مراکز بهداشتی و کمکرسانی در آن فعالیت میکردند.ادیب پیشاوریسید احمد ادیب پیشاوری (احمدبن سید شهابالدین موسوم به سید شاهبابا، فرزند سید عبدالرزاق رضوی) (۱۲۶۰ ه.ق / ۱۲۲۳ خ. در پیشاور (پاکستان کنونی و هند آن دوران) – ۳ صفر ۱۳۴۹ ه.ق / ۹ تیر ۱۳۰۹ خ. در تهران) ادیب و شاعر و از پیروان طریقت صوفیه سهروردیه بود. پیشاوری از مهمترین اندیشمندان ایرانی طرفدار آلمان در دوران جنگ جهانی اول بود، که مثنوی بلندی با نام قیصرنامه را در ۱۴ هزار بیت در ستایش از حکومت رایش و ویلهلم پادشاه آلمان سرود.ادیب پیشاوری چون به سن تعلم رسید، پدرش او را به دبستان سپرد تا خواندن و نوشتن آموزد. چنانکه خود در دیوان «قیصرنامه» اشاره کرده است:به هنگام خردیم، فرخپدر که بادش روان شاد، مینوی دربه یک پرهنر پارسایم سپرد چو مه گشت نو، ماهیانه شمردکه تا جان به دانش برافروزدم ز هرگونه دانش بیاموزدمز خورشید دانش چو پرتو گرفت هیولای جان، صورت نو گرفتچنان چونکه تن، زنده گردد به جان به دانش فروزند جان و روانپس آموزگارت مسیحای توست دَم پاکش افسون احیای توستادیب در زادگاه خود مقدمات را آموخت و چون در سرحدات غربی هند بین اهالی و قوای انگلیس جنگ درگرفت، پدر و دیگر خویشاوندانش کشته شدند. ادیب، مادر سالخورده را وداع گفت و رهسپار کابل شد. وی در کابل نزد ملامحمد آلناصر به کسب علوم پرداخت و پس از دو سال راهی غزنین شد و در جوار آرامگاه سنایی و محمود غزنوی در محلی به نام «باغ فیروزه» اقامت گزید. در آنجا نیز به کسب علوم همت گماشت و از محضر ملاسعدالدین بهرمند شد. ادیب پس از دو سال و نیم غزنین را به مقصد هرات ترک گفت و در آنجا به مدت ۱۴ ماه بماند و سپس راهی تربت جام شد و در ۲۲ سالگی به مشهد رفت. ادیب در مشهد نزد فضلای آن دوره به تحصیل مشغول شد. او علم حکمت و ریاضی را از میرزاعبدالرحمن و فلسفه و «علوم عقلیه» را از ملاغلامحسین شیخالاسلام فراگرفت و به آموختن ادبیات همت گماشت. ادیب بهواسطهٔ ذوق فطری و نیروی حافظه در این فن به مهارت رسید.اقامت در سبزوارادیب پیشاوری در سال ۱۲۸۷ ه.ق / ۱۲۴۹ خ. در سبزوار اقامت گزید و به حلقهٔ درس ملاهادی سبزواری درآمد و دو سال آخر عمر این حکیم را درک کرد. ادیب، پس از مرگ ملاهادی سبزواری، در محضر فرزندش ملامحمد و همچنین از محضر ملااسماعیل بهره یافت و پس از چندی به مشهد بازگشت و در مدرسه میرزاجعفر سکونت گزید. ادیب در این دوره، از دانشمندان و فضلای زمان خود محسوب میشد و به نام «ادیب هندی» اشتهار یافت.اقامت در تهرانادیب پیشاوری در سال ۱۳۰۰ ه.ق / ۱۲۶۱ خ. رخت اقامت به تهران افکند و تا پایان زندگی در آنجا بهسر برد. ادیب، قریب ۹۰ سال عمر خود را وقف تحصیل دانش و فضیلت کرد و تمام عمر را به تزکیه نفس پرداخت. وی از علایق خانوادگی آزاد بود و از مال دنیا جز چند جلد کتاب که پارهای از آنها را نیز به خط خود نسخهبرداری کرده بود، چیز دیگری نداشت.آثار و رسالاتادیب، سالهای پایان عمر را صرف تحقیق و مراجعه به آثار خاقانی، ناصرخسرو، سنایی و به ویژه مثنوی مولوی میکرد، لذا آثار زیادی از وی به جای نمانده است. از حواشی و تعلیقاتی که بر ابوالفضل بیهقی نگاشته است میتوان به احاطه بسیط او بر تاریخ و لغت پیبرد. دیوان ادیب پیشاوری مشتمل بر ۴۲۰۰ بیت فارسی و ۳۷۰ بیت عربی در سال ۱۳۱۲ ه.ق / ۱۲۷۳ خ. منتشر شد.