در سال ۱۹۰۷ با عطیه فیضی نویسنده هندی در بریتانیا و آلمان دوستی نزدیک داشت. زمانی که در هایدلبرگ بو…
انتشار: 2026/07/23 23:46 UTC
در سال ۱۹۰۷ با عطیه فیضی نویسنده هندی در بریتانیا و آلمان دوستی نزدیک داشت. زمانی که در هایدلبرگ بود، استاد آلمانیاش اما وگناست دربارهٔ فاوست، هاینه و نیچه و گوته به او آموزش داد. او آلمانی را در سه ماه تسلط یافت. خیابانی در هایدلبرگ به یاد او «اقبال اوفر» نامگذاری شده است. اقبال در دوران تحصیل در اروپا شروع به سرودن شعر به زبان فارسی کرد. ترجیح میداد به این زبان بنویسد؛ زیرا این کار بیان افکارش را آسان میکرد و در طول زندگی خود پیوسته به فارسی نوشت.فعالیتهای سیاسیاقبال در دوران جنگ جهانی اول، در جنبش خلیفه عضویت داشت، که جنبشی اسلامی ضد استعمار بریتانیا بود. او با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح نیز همکاری نزدیک داشت.او در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هند حضور داشت؛ اما از آنجا که گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است، پس از انتخابات سال ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب، که شورایی اسلامی واقع در لاهور بود شد و در این شورا از پیشنویس قانون اساسی، که محمد علی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. اقبال در سال ۱۹۳۰ به عنوان رئیس اتحادیهٔ مسلمانان در اللهآباد و سپس در سال ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.اقبال، به دلیل داشتن دیدگاه ضد کاپیتالیستی، معتقد بود که نظام سرمایهداری در حال استعمار ملتها بهخصوص ملتهای مسلمان است؛ از این رو، نگاهی ویژه به کشورهای استعمار شدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی در جهان اسلام را میتوان در پیوستگی فرهنگی، تاریخی و مذهبی کشورش با برخی از کشورهای همسایه؛ مانند ایران و افغانستان دانست.اقبال و ایراناقبال به فرهنگ ایرانی بسیار علاقه داشت و همین امر باعث شده است که برخی ملیگرایان، او را «ایرانیترین غیرایرانی» یا «فردوسیِ برونمرز» بنامند.اقبال و فلسفهاقبال معتقد است، که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریهای مسلمانان از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. از نظر وی، از آنجا که روح قرآن به امور عینی توجه داشت و فلسفه یونانی به امور نظری میپرداخت، کوشش مسلمانان برای فهم قرآن از منظر تعالیم یونانی محکوم به شکست است.در باب فهم تجربی و پوزیتیو او معتقد است، که اندیشهٔ مسلمانانی مانند ابنحزم در خصوص ادراکات حسی بهعنوان منبع شناخت و ابن تیمیه در تبَیُّن اهمیت روش استقرا ابویوسف کندی در خصوص احساس متناسب با انگیزه و استعمال آن در روانشناسی، مقدمات نظری مباحث تجربی جدید غرب را پدیدآورد. اقبال، شکوفایی روش تجربه و مشاهده را در تمدّن اسلامی نتیجهٔ جدال ممتد با اندیشهٔ یونانی میداند.وی در تأیید پیشگامی مسلمانان در روش تجربی مثالهایی را از آثار و نظریههای علمی جاحظ و ابن مسکویه در نظریهٔ تکامل، بیرونی، در ریاضیات و مسئلهٔ زمان، خوارزمی، در جبر و اعداد، عراقی و خواجه محمد پارسا، در روانشناسی دینی ذکر میکند.دیدگاههای فلسفی اقبال، بهشدت تحتتأثیر اندیشههای آنری برگسون بوده است. اقبال برگسون را اولینبار در سال ۱۹۳۲ م، در همایشی ملاقات کرد. اقبال کتابی با عنوان «حقیقت و حیرت: مطالعهٔ بیدل در پرتو اندیشههای برگسون» نیز نوشته که در آن اندیشهها و نگاه فلسفی برگسون و بیدل را باهم بررسی و مقایسه کرده است.احیای اندیشه اسلامیشش سخنرانی انگلیسی اقبال در سال ۱۹۳۰ در لاهور و سپس توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال ۱۹۳۴ در کتاب احیای فکر اسلامی منتشر شد. سخنرانیها در مدرس، حیدرآباد و علیگر ارائه شده بود. این سخنرانیها به نقش اسلام به عنوان یک دین و به عنوان یک فلسفه سیاسی و حقوقی در عصر مدرن میپردازد. اقبال در این سخنرانیها قاطعانه نگرشها و رفتار سیاسی سیاستمداران مسلمان را رد میکند.اقبال ابراز نگرانی کرد که نه تنها سکولاریسم پایههای معنوی اسلام و جامعه مسلمان را تضعیف کند؛ بلکه جمعیت هندو هندوستان، میراث، فرهنگ و نفوذ سیاسی مسلمانان را از بین ببرد. او در سفرهای خود به مصر، افغانستان، ایران و ترکیه، ایدههای همکاری و اتحاد سیاسی بیشتر اسلامی را ترویج کرد و خواستار حذف اختلافات ملیگرایانه میشد. او همچنین در مورد ترتیبات سیاسی مختلف برای تضمین قدرت سیاسی مسلمانان گمانهزنی کرد. اقبال در گفتگو با دکتر امبدکار تمایل خود را برای دیدن استانهای هند به عنوان واحدهای خودمختار تحت کنترل مستقیم دولت بریتانیا و بدون دولت مرکزی هند ابراز کرد. او مناطق مسلماننشین خودمختار را در هند پیشبینی کردکه تحت اتحاد هندی واحد باشند. از سرنوشت مسلمانان هند هراس داشت که به دلیل انزوا از مسلمانان دیگر از بسیاری جهات آسیب میبینند.