چرا ساز دوتار ابتکاری مرتضی گودرزی را " دوتار خراسان بزرگ" نام نهاده ایم؟!دکتر کیوان پهلوان پژوهشگر…
انتشار: 2026/07/23 23:46 UTC
چرا ساز دوتار ابتکاری مرتضی گودرزی را " دوتار خراسان بزرگ" نام نهاده ایم؟!دکتر کیوان پهلوان پژوهشگر موسیقیقسمت سی ام ادامهء " خراسان بزرگ کجاست ؟"پنج و پنجاب و پنجابیها دریای ( رود ) پنج ( آسیای مرکزی )رود پَنج، رودی است در آسیای مرکزی که در مرز میان تاجیکستان و افغانستان روان است و ریزشگاه آن رود آمودریا است. سرچشمهٔ رود پنج رودهای پامیر و آب واخان هستند، که یکی از دریاچهٔ زارکول در استان بدخشان و دیگری از کوهسار واخان در سرزمین افغانستان آب میگیرند. از سراسر رود پنج، مرز افغانستان و تاجیکستان میگذرد، که دو کشور اصلی آبگیر آن هستند.رود پنج، بخش عمدهٔ مرز تاجیکستان و افغانستان را تشکیل میدهدریشهشناسی نامکهنترین نام تاریخی رود پنج خروآب بودهاست، که جغرافیانگاران دوران اسلامی آن را خرناب و جریاب نوشتهاند و سرچشمهٔ آمودریا دانسته و سرچشمهٔ آن را وخاب خواندهاند، که از وخان آید. چنانچه مؤلف گمنام «حدود العالم» در فصل «سخن اندر رودها» میگوید: «و دیگر رودی است او را خرناب خوانند، از مغرب کوه قَسَک برود و میان بدخشان و پارغر اندر جیحون افتد و این خرناب از جیحون مِهتَر است و لکن همه به جیحون بازخوانند از بهر آن که جیحون از رهی دورتر رود».واژههای خرناب و جریاب تحریفی هستند، از واژهٔ خَروآب که آن را به گونهٔ خرباب نیز نوشتهاند. واژهٔ «خَرو» در گویشهای دروازی و بدخشانی زبان فارسی تاجیکی وامواژهای است از زبان فارسی و معنی آن «چشمه، چشمهسار و رود کوهی» است. این واژه و گونههای دیگر آن «شَرو»، «شارو»، «شار»، هماکنون نیز در جاینامهای «موجیخَرو»، «سَبزیخَرو»، «اوشخَرو»، «خَروُندا»، «هیداشار»، «ویسخَرو»، «ویشخَرو»، «پشیخَرو»، «ویشخَروَک»، «پاشخَرو»، «راخَرو»، «تِیخَرو»، «راشارو»، «هیداشَرو»، «ساخچَرو»، «میذنشار»، «پَشار»، «تیشار»، «دیشار»، «ابخَرو» و «شِتخَرو» در تاجیکستان زنده است.پنجاب ( آمل، مازندران )این روستا در دهستان نمارستاق استان مازندران قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۲۰۵ نفر (۶۴خانوار) بودهاست.ولسوالی پنجاب ( افغانستان )وُلُسوالی پَنجاب یکی از ۸ ولسوالی ولایت بامیان افغانستان است. براساس سرشماری نفوس سال ۲۰۱۱ نفوس این ولسوالی ۹۸٬۲۰۰ نفر است.پنجاب در سال ۱۳۰۰خ. چهل سال مرکز حکومت کلان دایزنگی بود و حکومتهای یکاولنگ، لعل و سرجنگل غور، دایکندی، و بهسود از ولایت میدان وردک از لحاظ تشکیلات اداری به پنجاب مربوط بوده است. در سال ۱۳۴۰خ. که بامیان از حکومت پروان جدا شد، پنجاب از حکمرانی اعلی به ولسوالی تنزیل و این ولسوالی تحت اداره ولایت بامیان قرار گرفت.باشندگان ولسوالی پنجاب را هزارهها تشکیل میدهند که به زبان فارسی هزارگی صحبت میکنند.پنجابیهای شبه قاره هندمردم پنجابی یا مردم پنجآبی؛ پنجابیها یا پنجآبیها گروه قومی از مردم هندوآریایی زبان در شمال غرب شبه قاره هند میباشند، که بهطور عمده در منطقهٔ پنجاب پاکستان و پنجاب هند به سر میبرند. همچنین شمار زیادی از پنجابیها شهروند کشورهای آنگلوساکسن، بهخصوص در کانادا و ایالات متحده هستند. پنجابیهای هند اکثریت سیک و هندو هستند. در پنجاب پاکستان اکثریت افراد مسلمان هستند با شمار قابل توجهی از اقلیت هندو. زبان آئینی سیک پنجابی است و گروههای اقلیت بودایی، مسیحی و جینی نیز در میان پنجابیهای هند وجود دارند.زبان رایج در این ایالت زبان پنجابی است. پس از زبان پنجابی زبانهای اردو، بلوچی و انگلیسی نیز در این ایالت رواج دارند.منطقهٔ پنجاب بین دو کشور پاکستان و هند تقسیم شدهاست، که بخش عظیمی از آن در پاکستان قرار دارد.نام "پنجاب" از دو بخش: پنج، آب تشکیل شدهاست. واژهٔ پنج-آب بنابراین معادل وامواژه شده از هندوآریایی پنچ-آپ است و به معنای"سرزمین پنج آب" میباشد، که به رودهای جهلم، چناب، راوی، ستلج و بیاس اشاره دارد. همهٔ آنها شاخههایی از رود سند هستند، که ستلج بزرگترین آنهاست. ارجاعات به سرزمین پنج رود در مهاباراتا یافت میشود، که در آن یکی از مناطق پنچانادا (آوانگاری: pañca-nada، «پنج رود» نامیده شده است. یونانیان باستان از این منطقه با عنوان پنتاپوتامیا (یونانی) یاد میکردند، که همین معنا را دارد. پیشتر، پنجاب، همچنین با نام ساپتا سیندو در ریگودا و هاپتا هندو در اوستا شناخته میشد، که به "سرزمین هفت رود" ترجمه میشود؛ دو رود دیگر سند و کابل هستند، که در منطقهٔ بزرگتر پنجاب گنجانده میشوند. نام کنونی در طول دورهٔ گورکانی رواج یافت.