•#رسانتیمان؛ وقتی سیاست از کینه تغذیه میکندنیچه "رسانتیمان" را کینهای میدانست که از ناتوانی زاده…
انتشار: 2026/08/05 20:37 UTCدریافت: 2026/08/09 16:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 16:45 UTC
•#رسانتیمان؛ وقتی سیاست از کینه تغذیه میکندنیچه "رسانتیمان" را کینهای میدانست که از ناتوانی زاده میشود. جایی که انسان، به جای آنکه جهان را بیافریند، هویت خود را از نفی دیگری میگیرد. او پیش از آنکه بگوید چه میخواهد بسازد، میگوید چه چیزی را باید ویران کرد. در این منطق، ضعف فضیلت میشود و قدرت، صرفا چون قدرت است، شر.این مفهوم فقط به اخلاق فردی محدود نیست؛ در سیاست نیز حضوری پررنگ دارد. هرگاه یک جریان سیاسی مشروعیت خود را نه از اندیشه، برنامه و چشمانداز آینده، بلکه از دشمنش وام بگیرد، در دام رسانتیمان افتاده است. چنین جریانی در روزهای بحران نیرومند به نظر میرسد، زیرا خشم بسیج میکند؛ اما در روزگار ساختن، اغلب با فقر ایده و ناتوانی در نهادسازی روبهرو میشود.از این منظر، میتوان نشانههای رسانتیمان را در برخی جریانهای اپوزیسیون ایران و حتی در بخشهایی از حاکمیت نیز دید. آنجا که سیاست، به جای آفرینش، به واکنشی دائمی در برابر دیگری تبدیل میشود و هویت، بیش از آنکه از یک پروژه ایجابی برخیزد، از نفی رقیب تغذیه میکند.جامعهای که تربیت سیاسی خود را بر کینه بنا کند، حتی اگر پیروز شود، منطق حذف را با خود به آینده خواهد برد. دیروز دشمن، امروز رقیب و فردا منتقد خواهد بود، اما چرخه انتقام همچنان ادامه مییابد.نقد قدرت، زمانی ارزشمند است که از اراده ساختن برخیزد، نه از میل به تسویهحساب. عدالت، حافظهای برای جلوگیری از تکرار ظلم است؛ اما کینه، آینده را در گذشته زندانی میکند. شاید معیار بلوغ هر جریان سیاسی این باشد که پیش از آنکه بگوید با چه کسی مخالف است، روشن کند برای ساختن چه آیندهای ایستاده است.#محسن_قریب