•#شریعتی_شیاد_نبود!او شطحیات مندرسی بود برای نسلی که تازه باسواد شده بودندتازه تئاتر میرفتندشلواره…
انتشار: 2026/07/28 22:11 UTCویرایش: 2026/08/01 00:00 UTCدریافت: 2026/08/01 00:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:00 UTC
•#شریعتی_شیاد_نبود!او شطحیات مندرسی بود برای نسلی که تازه باسواد شده بودندتازه تئاتر میرفتندشلوارهای دمپا گشاد میپوشیدندبه فرنگ میرفتند و راه کافههای پاریس را پیدا کرده بودند.نه جناب غنینژاد، شریعتی شیاد نبوداو در بیابانهای پر از عقرب عربستانچیزی را میدید که در باغهای باستانی ایران نمیتوانست پیدا کند.شریعتی شیاد نبودهیجان کوری بود در نسلی که تازه توانسته بودشکم خویش را سیر کندسینما برودبورسیه بشودو انتلکتوئل باشدو برای انترناسیونالیسم کمونیستی کف بزند.او شیادانه رفتار کرداگرچه شاید خودش باورش بودیک فرد مومن انقلابیستکه ایدهای نو برای ایران دارد.اما ایمان، عذر نیستوقتی که با کلمات بازی میکنیوقتی مارکس را میبری زیر عباو علی را میکشی به میدان طبقاتیو هیچکدام را کامل نمیگوییکه مبادا کسی بپرسد: پس کدامیک راست است؟شیادی گاه با نیت خوب هم راه میروددروغگو همیشه آن نیست که میداند دروغ میگویدگاهی آن است که آنقدر به یک ایده عاشق استکه واقعیت را برای آن ایده تکهتکه میکندو از هر تکه، چیزی میسازدکه هیچکجای اصلش نبود.او یک سوسیالیسم خواستبا ریش علیاو یک اگزیستانسیالیسم خواستبا چادر زینبو به نسلی که تشنه بودآبی دادکه نه از چشمه بودنه از رودخانهکه از دستان خودشسراببندی شده بود.اما فقیه گفت: او دین را کژ خواندحسین را کشید توی خیابانهای تهرانو از قربانگاه کربلایک شعار سیاسی ساختکه کربلا از آن کوچکتر شد.شریعتی شیاد نبوداما مارکسیست گفت: او سوسیالیسم را دزدیدبیآنکه از دیالکتیک چیزی بدانداز تضاد طبقاتی گفتاما در آخر رسید به روحبه همانجایی که مارکس میخواست ویرانش کند.شریعتی شیاد نبوداما جامعهشناس گفت: او وبر را نیمه خواندو آن نیمه راگذاشت روی سنت شیعهمثل وصلهای که رنگش نمیخورد.شریعتی شیاد نبوداما تاریخدان گفت: علیای ساخت که علی نبودابوذری ساخت که مصلح اجتماعی بودنه غلام آزادشدهای در حاشیهی تاریخ.شریعتی شیاد نبوداما استاد دانشگاه گفت: تکههایی از سارترتکههایی از فانونتکههایی از اقبال لاهوریو از این تکهها یک کولاژ ساختو نامش را گذاشت: تفکر.شریعتی شیاد نبوداما داوری گفت: حرفش التقاطی بودمثل کسی که از هر آشپزخانهیک قاشق برداشتهو فکر کرده غذا پخته.شریعتی شیاد نبوداما فیلسوف سیاسی گفت: مشکل این بود که تکهها رابه هم دوختبیآنکه بپرسد این دوختبر تن کدام بدن مینشیند؟او آزادی گفت، بیآنکه بگوید از چه، برای چهاو عدالت گفت، بیآنکه بگوید با کدام نهاداو انقلاب خواستبیآنکه بپرسد بعد از انقلابچه کسی قدرت را نگه میدارد.این را میشد در خیابان شعار داداما نمیشد از آن دولت ساختنمیشد از آن تفکیک قوا درآورد.شریعتی تاریخ را خوانداما نهاد را نخوانداو خطابه گفت، نه نظریهو خطابه وقتی به قدرت برسدجز فریاد، هیچ نمیداند.شریعتی شیاد نبوداین را نگفتم که تبرئهاش کنماو میدانست که شعله میزندو میدانست بعضی جنگلهاپیش از آنکه سبز شوندباید بسوزند.او نسلی را صدا زد به سمت آتشو خودش میدانست که همه از آن آتشزنده بیرون نمیآیند.این، گناه اوست نه شیادیگناه کسی که عاشق بود، اما اجازه داد بهای عشقش را نسلهای متمادی از یک ملت تاريخي بپردازند!#محسن_قریب