•مردم؛ مقدسترین واژهی علم سیاستاین مردم هم متن ناخواناست؛شبیه همهی کتابهای مقدس. که خاموشند. و…
انتشار: 2026/07/27 03:10 UTCدریافت: 2026/08/01 00:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:00 UTC
•مردم؛ مقدسترین واژهی علم سیاستاین مردم هم متن ناخواناست؛شبیه همهی کتابهای مقدس. که خاموشند. و هر کس بنا به درک دانش خود از آن تفسیری ارائه میدهد.هر کس میگوید من مردمم.حکومت میگوید مردم با مناند.اپوزیسیون میگوید مردم با مناند.احزاب، رسانهها، روشنفکران و حتی نخبگان نیز، هر یک روایت خود را از مردم عرضه میکنند.گویی مردم موجودیتی است که همه از زبان او سخن میگویند، اما کمتر کسی صدای خودش را میشنود.دوست عزیزی نوشت شما دیگر جزو مردم نباشید. راستش نمیدانم.شاید در تفسیر ایشان، من مردم نباشم؛اما مگر فقط یک تفسیر از این متن وجود دارد؟مردم، واژهای نیست که مالک داشته باشد.هیچ فرد، حزب، حکومت یا جریانی سند انحصاری آن را در اختیار ندارد.در فلسفهٔ سیاست، مردم نه یک حقیقت بدیهی، بلکه مفهومی مناقشهبرانگیز است.گاهی مردم یعنی اکثریت.گاهی یعنی شهروندان.گاهی یعنی طبقهی فرودست.گاهی یعنی ملت.و گاهی فقط کسانی که با "ما" موافقاند.از همینجا خطر آغاز میشود.وقتی کسی خود را مفسر انحصاری شناخت مردم بداند، دیگران بهسادگی از دایرهی انحصاری مردم حذف میشوند؛ یک روز با برچسب "ضد ملت"، روز دیگر با عنوان "بیوطن"، "وطن فروش" ، "فریبخورده" یا "اقلیت بیاثر".شاید بلوغ سیاسی از آنجا آغاز شود که بپذیریم هیچکس تفسیر نهایی این متن را در اختیار ندارد.مردم، نه ملک شخصی حکومتاند و نه سرمایهی انحصاری مخالفان. شاید مردم، همان مجموعهی متکثر و پرتناقضی باشند که هیچ روایتی بهتنهایی نمیتواند همهی آنان را نمایندگی کند.و شاید نخستین نشانهی احترام به مردم، این باشد که کمتر از زبانشان سخن بگوییم و بیشتر به صدایشان گوش دهیم. و نزدیکتر به آنان باشیم.#محسن_قریب