⭕️ قهرمانِ زخمها#داستانک آن دو که عشقشان از چشم پدر و مادر پنهان نبود و خانوادهها نیز از این ماجر…
انتشار: 2026/07/05 14:39 UTCدریافت: 2026/08/15 03:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:25 UTC
⭕️ قهرمانِ زخمها#داستانک آن دو که عشقشان از چشم پدر و مادر پنهان نبود و خانوادهها نیز از این ماجرا باخبر بودند، بیخبر از همه راهی سرعین می شوند. پس از ساعاتی پر از خنده و گردش، در مسیر بازگشت به اردبیل، درست در خروجی شهر، با مامور نیروی انتظامی روبهرو می شوند. پسر، هراسان از اینکه هویتشان فاش شود، با تمام توان پایش را روی گاز می گذارد تا از آن موقعیت بگریزد. مامور نیز که گمان میکند اتفاقی ناگوار رخ داده، به سرباز دستور می دهد تا آنها را تعقیب کند. در میان این آشفتگی و هراس، کنترل ماشین از دست پسر خارج می شود، و ماشین از مسیر منحرف شده و دختر به بیرون پرتاب می شود... در بیمارستان، تلخی حقیقت تازه آشکار می شود: او فلج شده بود.مدتی بعد، پسر نیز او را در تنهایی رها می کند. اما زندگی به راه خود ادامه می دهد؛ دو سال بعد، آن دختر با ارادهای پولادین، عضو تیم ملی قایقرانی شده و با کسب مدالها، افتخاراتی بیشماری رقم می زند.🔻🔻🔻@mohsen_parastari