در تاریخنگاری نهضت ملی نفت و مطالعات مربوط به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهمترین مناقشهها بر سر…
انتشار: 2026/08/04 21:24 UTCدریافت: 2026/08/05 17:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 17:07 UTC
در تاریخنگاری نهضت ملی نفت و مطالعات مربوط به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهمترین مناقشهها بر سر این پرسش است که انگیزه اصلی ایالات متحده از سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق چه بود؟ در میان پژوهشگران، دو تفسیر بیش از همه برجسته شدهاند: یکی از مارک گازیوروسکی و دیگری از یرواند آبراهامیان. هر دو بر اسناد آرشیوی و شواهد مستند تکیه دارند، اما در وزندهی به «جنگ سرد و کمونیسم» در برابر «نفت و امپریالیسم» تفاوت بنیادین دارند.نظریه مارک گازیوروسکی: کودتا در چارچوب جنگ سردگازیوروسکی معتقد است که انگیزه اصلی آمریکا برای کودتا، نگرانی امنیتی-ایدئولوژیک در چارچوب جنگ سرد بود، نه صرفاً نفت. به باور او، دولت ترومن در آغاز بحران نفت با براندازی مصدق موافق نبود و حتی تلاش میکرد میان ایران و بریتانیا میانجیگری کند. تغییر اساسی پس از روی کار آمدن دولت آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۳ رخ داد؛ زمانی که سیاست خارجی آمریکا بیش از پیش تحت تأثیر دکترین مهار شوروی قرار گرفت.از دید گازیوروسکی، مجموعهای از عوامل باعث شد واشنگتن به این نتیجه برسد که ادامه بحران میتواند به فروپاشی دولت مرکزی ایران بینجامد:بحران شدید اقتصادی ناشی از تحریم نفتی بریتانیا،کاهش درآمدهای دولت،تضعیف ارتش و دستگاه اداری،تشدید اختلافات سیاسی داخلی،و رشد سازمانیافته حزب توده در میان کارگران، دانشجویان و برخی محافل نظامی.او استدلال میکند که مقامات آمریکایی نگران بودند خلأ قدرت ناشی از سقوط دولت مصدق به قدرتگیری حزب توده یا افزایش نفوذ شوروی در مرز جنوبی اتحاد جماهیر شوروی منجر شود. بنابراین، تصمیم به کودتا بیش از آنکه ناشی از تمایل به تصاحب نفت ایران باشد، حاصل ترس از بیثباتی و گسترش کمونیسم بود.گازیوروسکی تصریح میکند که ملاحظات ژئواستراتژیک بود، نه میل به نابودی جنبش مصدق یا برقراری دیکتاتوری در ایران، که مقامات آمریکایی را به حمایت از کودتا متقاعد کرد. او همچنین نشان میدهد که آمریکا در نهایت میان ایران و بریتانیا، بریتانیا را برگزید؛ زیرا بریتانیا نزدیکترین متحد استراتژیک آمریکا بود و حفظ این اتحاد برای دولت آیزنهاور اهمیت حیاتی داشت.منابع و شواهد گازیوروسکیگازیوروسکی عمدتاً بر اسناد رسمی و آرشیوی آمریکایی و بریتانیایی تکیه دارد، از جمله:مجموعه Foreign Relations of the United States (FRUS)،گزارشهای سفارت آمریکا در تهران،اسناد شورای امنیت ملی آمریکا،یادداشتها و مکاتبات وزارت خارجه آمریکا،اسناد منتشرشده سیا درباره عملیات TPAJAX،و بهویژه اسناد مربوط به شبکه TPBEDAMN؛ شبکه ضدکمونیستی سیا که پیش از نخستوزیری مصدق در ایران فعال بود.او همچنین از گزارش معروف دونالد ویلبر درباره طراحی و اجرای کودتا، مصاحبه با مأموران سابق سیا، دیپلماتهای آمریکایی و بریتانیایی، و اسناد وزارت خارجه بریتانیا استفاده کرده است. از نظر او، وجود شبکه TPBEDAMN پیش از بحران نفت نشان میدهد که دغدغه اصلی سیاست آمریکا در ایران از ابتدا مهار کمونیسم بوده است.نظریه یرواند آبراهامیان: کودتا در چارچوب نفت، امپریالیسم و ملیگرایییرواند آبراهامیان در کتاب مشهور کودتا: ۲۸ مرداد، سازمان سیا و ریشههای روابط ایران و آمریکا تفسیر کاملاً متفاوتی ارائه میدهد. او صریحاً با چارچوب جنگسردی مخالفت میکند و مینویسد که باید کودتا را در متن ستیز میان امپریالیسم و ملیگرایی، میان جهان اول و جهان سوم، و میان شمال و جنوب فهمید.به باور آبراهامیان، مسئله اصلی غرب جلوگیری از موفقیت الگوی ملیشدن نفت ایران بود. اگر ایران میتوانست صنعت نفت را ملی کند، شرکت نفت ایران و انگلیس را کنار بزند و بدون تسلیم در برابر قدرتهای غربی دوام بیاورد، این تجربه میتوانست به الگویی الهامبخش برای سایر کشورهای دارای منابع طبیعی در خاورمیانه، آمریکای لاتین و آسیا تبدیل شود. از این منظر، خطر اصلی برای آمریکا نه حزب توده، بلکه ملیگرایی مستقل و ضد استعماری مصدق بود.آبراهامیان استدلال میکند که دولت آمریکا و بریتانیا از گفتمان جنگ سرد و «خطر کمونیسم» بهعنوان پوشش توجیهی برای مداخله استفاده کردند. به نظر او، نگرانی واقعی آنها کنترل نفت و جلوگیری از الگوسازی جهانی ملیسازی منابع طبیعی بود. او تأکید میکند که مصدق خواهان ملیشدن واقعی صنعت نفت، هم در نظر و هم در عمل بود و حاضر نبود به توافقی تن دهد که کنترل مؤثر صنعت نفت همچنان در دست شرکت نفت ایران و انگلیس باقی بماند.قسمت اول

