
درود و مهرشما را در این کانال به خواندن و احساس کردنِنگرشی نو و جهانی بی مرزدعوت می کنم.اگر که قدرت اندیشیدنو تعابیر نو را ندارید وارد نشوید ❤️❤️جهانمان آباد به عشق✌🏻ارتباط با نویسنده👇🏻@Mohammadali_khoshnoo1
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 5 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/23 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 5 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
ما، بر قداست رنجها رقصیدیم!ما بر باورهای کورما بر اندیشههای نکبتبارِ ناخواسته، به افسونگری و آگاهی رقصیدیم!ما بر مقدسات دردما بر تبادلات غمما بر اساس مکتوباتِ موجود در حضورمان، یخ میبستیم به دور خود!ما بر پیکربندیهای محیطما بر میخکوب شدنهای این ذهن،بر این فرکانسهای درحال توسعه، لگد میزدیم!ما بر قبای بی قد و قوارهی زجر،ما بر شکستنهای این جان و این تن،ما، بر باورهای مخدری که لجوجانه ما را به انزوای این زیستن میبردند، سیلی میزدیم،ما بر جنازهی خرافهگراییها به آیین ایرانیان می رقصیدیم تا تمدن را آبیاری به هنر و خون و شعر، از نو بنا گردانیم!آری، ما موفق خواهیم شدما، پیروز خواهیم شدو ما خوبتر از هر کسی میدانیم که موفقيت با پیروز شدن تفاوت دارد..!#محمدعلی_خشنو #بانام_نویسنده_نشردهیم
تو، معلق در هوای شاعرانگیهای من هستی،تو آزادانه و بیداروسط تمام افکار و رویاهای من هستی!تو مستانه و هوشیارتو زلال و پاک و باشکوه و روان،تو جانتو جانانتو شدهای همهی ابعاد این حیات و این جهان...!تو در انعکاس این حضورلابهلای این همه زخم و زجر و اندوه،میان تبادلات آتش بر قلب خاورمیانه،تلالوی شکوه ایرانِ کهن هستی!تو، نامت شیرینیاد و رویای باتو بودن، شیرین،تو، حضورت شرابی دیرینتو سکونتگاه شعر و شورتو، رقص موسیقی و پایکوبیهای آزادی هستی!#محمدعلی_خشنو#بانام_نویسنده_نشردهیم
درد بیدار است و رنج جاریستو این سرشت بی قیاس این زندگانیست!دردمندی، بیدادگر است بر قوارهی احساسو انسان محکوم به رنجور بودنهای بیمقیاس!و چشمهای تو، رقص آزادیو چشمهای تو، تلالوی بیدار بر دیوارهای این شببیداری،و آوای تو، آرامش لالاییو حضور تو، پرواز در این خیمهشببازی!درد و رنج با ما زاییده میشد در انفجار جنینِ زمین،بی سلام و بیپاسخبی پرسش و بی آغوش!اینجا تو را دوستت داشتن زییاست،اینجا، تنهایی را در آرامش به بغل بردن فایدهیاین دردمندیهاست،و همچنان چشمهای تو شعر می بافندو آواهای تو، رقص موسیقیهای خورشید هستند!#محمدعلی_خشنو#بانام_نویسنده_نشردهیم
و گناه ما چه میبود در این پریشانیهایی که موروثی میبودند برای جان و تن و روان ما، در این مردابِ سرد؟ما چرا آنقدر در رگهایمان، استرس جاری بود؟!چگونه ما را میساخت این محیط مضحکِ زجرآوری که بهترین لحظههای زیستن خود را در معرض رنج و خفقان و کابوس میدیدیم؟!ما مهمان ناخواندهی کدامین برزخ کفر میبودیم که روزگارمان در تیررس خشم بود و جفا بود و ظلمانیهای حیات؟!سوالها، بسیاررنجها، پیدرپی و بی امان!پاسخ اما دور و تاریک در پشتبامِ هزاران آیا و معما!ما، باید تاب میآوردیم در این بیتابیهای سرخ،ما باید زخمهای خودمان را بغل میکردیم و راه میرفتیم در این خمیهشببازیهای جبران ناپذیر،در این اجبارهای جبرپذیری که جولانگاهِ حیرت و حیرانی و تضادها میبودند!و گناه ما را هیچکس در واژه نمیگنجاند هرگز!پاداش ما در این همه رنجها،صبوری بود و حفظ بقای خود در آرامش میبود و عشق و دیگر هیچ!#محمدعلی_خشنو#بانام_نویسنده_نشردهیم
زندگی، اجبار است!جبری است که در نمیدانمهای انسان جاریست،زندگی درد دارد، شادمانیهای بیمرز دارد!زندگی بغض دارد، عشق داردنفرت دارد!بگذر از اندوهبگذر از حسرت و حرص و احساس گناه،بگذر از این تاریکیهای وسیع،عشق در جان تو میرقصد عاشق باشآرام و صبور و شکیبا!گذشتن از این گذرگاه، رسم دارد!بودن، رسومات دارد!زیستن، آیین دارد! رفتن، آرمان دارد!بگذر از کورانههای ویرانگر بیماری که جهان را رسم به تاری میسازند!بگذر از اندوه، از بغض، از سکوتبگذر از افراط در درد!گذر کن در جان،گذر کن با عشق بر این بام،گذر کن آرام، گذر کن اندیشمند و بارور،گذر کن در خویشتن، ک خویشتن، عشق است،چنان تمدن، هنر، شعر و فلسفه در ذات و تمام ذرات معلق در خاک و تن ایران!#محمدعلی_خشنو#بانام_نویسنده_نشردهیم