🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻#حکایتدر گذشته وقتی قرار میشد کار ساخت مسجدی را آغاز کنند تمام کارهای اصلی…
انتشار: 2026/08/12 07:47 UTCدریافت: 2026/08/14 04:33 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:33 UTC
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻#حکایتدر گذشته وقتی قرار میشد کار ساخت مسجدی را آغاز کنند تمام کارهای اصلی ازحمل سنگ ، خاک ، آجر توسط الاغها انجام میشد و چون باربَر مصالح مسجد بودند مردم هم احترام خاصی به آنها میگذاشتند و درطول مسیر باتمام توان بهحمایت خرهای زیر بار مسجد میرفتند وبا جو تازه از آنها پذیرایی میکردند .خلاصه خرها خیلی مهم بودند و موضوع گفتگوی هر جمع و محفلی چون بدون خر کارها لنگ میشد و وقتی خرها وارد مسجد میشدند معمارها به استقبالشان میرفتند و کارگرها تیمارشان میکردن خلاصه الاغها روزگار خوبی پشت سر میگذاشتند هم احترام داشتند هم خوراک .همه چیز عالی و کار ساخت مسجد کمکم رو به پایان بود و الاغها خسته اما راضی بودند تا اینکه فرش های مسجد بر دوش خرها وارد مسجد کردند . وقتی مسجد فرش شد یکی فریاد زد خرها را از مسجد بیرون کنید مسجد که جای خر نیست و کسانی گه جای مُهر بر پیشانی داشتند به سمت خرها یورش بردند تا آنها را بیرون کنند ، یکی از الاغ ها گردنش را چرخاند تاببیند در مسجد چه میگذرد که مورد اصابت لنگه کفش زاهدی قرار گرفت.کسی از زخم تنِ الاغها که نپرسید هیچ زخمی هم بر دلشان نهادند و با چشم گریان دلی شکسته و بدنی زخمی از مسجد بیرون رفتند و با خودشان می گفتند که جواب خدا راچه بدهیم با این سایه بانی که برای این از خدا بیخبران ساختیم !!دانش و آگاهی(کانال محمد ناری ابیانه)🎲📚 @mohammad_nari🔶🔶🔶🔶


