علّامه محمّد باقر مجلسی رَحِمَهُ الله مینویسد ؛چون أبو بكر غصب خلافت حضرت أمير نمود و از مهاجران و انصار به جبر بيعت گرفت و كار خود را محكم كرد طمع كرد در فدك كه مبادا بعضى از مردم بطمع مال بجانب ايشان ميل كنند زيرا كه هرگاه قرابت و فضيلت و نصّ خدا و رسول با ايشان باشد چيزى كه ممكن است كه باعث ميل منافقان از ايشان بجانب آن ظالمان شود آن خواهد بود كه دست ايشان از مال تهى باشد تا آنكه دنياپرستان از ناحيه ايشان منحرف گردند و هرگاه قليلى از مال نيز با ايشان باشد ممكن است كه بعضى از مردم بسوى ايشان مايل گردند و خلافت باطل ايشان بر هم خورَد ، به اين سبب در اول حال وقتى كه صحيفه ملعونه را مینوشتند اين حديث مفتراى خبيث را وضع كردند كه ما گروه انبياء ميراث نميگذاريم و هرچه از ما ميماند صدقه است ، و فدك از جمله بلادى بود كه بى جنگ بتصرف حضرت رسول صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ در آمده بود زيرا كه چون فتح خيبر بر دست حضرت امير جارى شد أهل فدك و ساير قراى نواحى آن دانستند كه تاب مقاومت آن حضرت ندارند آنها را بدون جنگ تسليم كردند و آيات كريمه نازل شد كه چون بدون جنگ گرفته اند مال حضرت رسول است ، بعد از آن اين آيه نازل شد وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ يعنى بده بخويشِ خود حق او را ، از حضرت جبرئيل پرسيد كه ذى القربى كيست و حق او چيست گفت ذى القربى فاطمه و حق او فدك است ، پس حضرت فدك را به أمر خدا بفاطمه داد كه از آنِ او و ذريه او باشد ، و فرمود اينها بى جنگ گرفته شده و مخصوص من است و بامر خدا بتو دادم بگير اينها از آنِ تو و فرزندان تو است تا روز قيامت. پس أبو بكر چون خلافت غصبى بر او قرار گرفت فرستاد وكلاء حضرت فاطمه را از فدك بيرون كرد.إبن بابويه و شيخ طوسى و ديگران به سندهاى بسيار معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده اند كه چون أبوبكر كارهاى خود را محكم كرد و بيعت از اكثر مهاجران و انصار گرفت كسى را فرستاد كه وكيل حضرت فاطمه را از فدك بيرون كرد ، و حضرت فاطمه بسوى أبوبكر آمد و گفت به چه سبب منع ميكنى ميراث پدرم رسول خدا را از من و به چه جهت وكيل مرا از فدك بيرون كردى و حال آنكه رسول خدا به أمر خدا او را بمن داده؟ أبوبكر گفت بر آنچه ميگوئى گواه بياور حضرتِ فاطمه ام ايمن را آورد و ام ايمن گفت اى أبوبكر گواهى نميدهم تا حجت بر تو تمام كنم و بآنچه حضرت رسول در حق من گفته است تو را بخدا قسم ميدهم ، نميدانى كه حضرت رسول صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ گفت ام ايمن زنى است از أهل بهشت؟ أبوبكر گفت بلى ميدانم. ام ايمن گفت پس من گواهى ميدهم كه حق تعالى وحى كرد به رسول خود كه بده به ذى القربى حق او را ، پس حضرت رسول صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فدك را به حضرت فاطمه داد به أمر خدا. و حضرت امير عليه السّلام نيز آمد و گواهى داد ، و بهمين نحو به روايت ديگر حسنين نيز شهادت دادند. پس أبو بكر نامه اى نوشت در باب فدك و بفاطمه داد پس عمر حاضر شد و گفت اين چه نامه ايست؟ أبو بكر گفت فاطمه دعوى فدك كرد وام ايمن و علىّ عليه السّلام براى او گواهى دادند من اين نامه را نوشتم عمر نامه را از دست فاطمه گرفت و پاره كرد و فاطمه گريان شد و بيرون رفت ، .....حق اليقين ۱ / ۱۹۱.╭━━⊰•═🏴═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🏴═•⊱━━╯#محسنیه#فدک
عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ دَخَلَ ابْنُ أَبِی الْعَوْجَاءِ عَلَی الصَّادِقِ علیه السّلام فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ یَا ابْنَ أَبِی الْعَوْجَاءِ أَ مَصْنُوعٌ أَنْتَ أَمْ غَیْرُ مَصْنُوعٍ؟قَالَ لَسْتُ بِمَصْنُوعٍ. فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ علیه السّلام فَلَوْ کُنْتَ مَصْنُوعاً کَیْفَ کُنْتَ تَکُونُ؟ فَلَمْ یُحِرْ ابْنُ أَبِی الْعَوْجَاءِ جَوَاباً وَ قَامَ وَ خَرَجَ.هشام بن حکم گوید إبن أبی العوجاء محضر إمام صادق علیه السّلام مشرّف شد ، حضرت به او فرمودند که ای پسر أبی العوجاء آیا تو مخلوقی یا غیر مخلوق؟ گفت من مخلوق نیستم. إمام علیه السّلام فرمود اگر مخلوق بودی چگونه میبودى؟ إبن أبی العوجاء هیچ جوابی نگفت و برخاست و بیرون رفت.بیان ؛لمّا کانَ التصدیقُ بوجودِ الصّانع تَعالی ضروریاً نبّهَه علیه السّلام بِأنّ العقلَ یَحکُم بدیهةً بالفرقِ بینَ المصنوعِ و غیرِه و فیکَ جمیعُ صفاتِ المصنوعینَ فکیفَ لمْ تَکُنْ مَصْنُوعاً.علّامه محمّد باقر مجلسی رَحِمَهُ الله ذیل حدیث شریف مینویسد ؛از آنجا که تصدیق به وجود خالق مطلبی بدیهی است ، إمام علیه السّلام به او یادآوری کرد که عقل بطور بدیهی به فرق مخلوق و غیر مخلوق حکم میکند و در تو تمام صفات مخلوق وجود دارد ، پس چگونه خود را مخلوق نمیدانی؟!بحارالأنوار ۳ / ۳۱ ، حدیث ۴ ، عن الإحتجاج.╭━━⊰•═🍃═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🍃═•⊱━━╯
اللَّـهُمَّ اِنّا نَشْكوُ إلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنا ، وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا ، وَ قِلَّةَ عَدَدِنا ، وَ شِدّةَ الْفِتَنِ بِنا ، وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِهِ ، وَ أعِنّا عَلی ذلِكَ بِفَتْح مِنْكَ تُعَجِّلُهُ ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ ، وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ ، وَ سُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ ، وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تَجَلِّلُناها ، وَ عافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها ، بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمينَ.خدايا از نبودِ پيامبرمان كه درودهای تو بر او و خاندانش ، و از ناپيدائیِ إماممان ، و بسياریِ دشمنانمان ،و كمیِ نفراتمان ، و سختیِ فتنه های واردِ بر ما ،و از جريانِ زمان بر زيانمان ،به درگاه تو شكْوِه میآوريم ، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابرِ همه این مصیبتها ياری فرما ، به گشايشی از جانب خود كه زود برسانی ، و بدحالی كه برطرف كنی ، و پيروزی با عزّت برايمان قرار دهی ، و سلطنت حقی كه آشكارش فرمائی ، و به رحمتی كه از سويت ما را فرا گيرد ، و به سلامتی كاملی كه از جانبت ما را بپوشاند ، ای مهربانترين مهربانان.╭━━⊰•═🍃═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🍃═•⊱━━╯#صاحب_الزمان
یکی از منتظران ظهور حضرت صاحب الأمر عجّلَ الله فَرَجَه الشّرِيف ، شخصی است به نام عبدالحمید واسطی ، که در زمان إمامت حضرت باقرالعلوم علیه السّلام میزیسته است.روزی بعد از بیان حالت انتظار خود و گفتگو با آن حضرت در مورد ظهور قائم أهل بيت عليه السّلام ، به خدمت إمام عرضه داشت ، اگر پیش از آنکه قائم را درک کنم بمیرم ، چگونه خواهد بود؟حضرت فرمودند ؛إنَّ القائِلَ مِنكم إذا قالَ إن أدرَكتُ قائِمَ آلِ مُحَمَّدٍ نَصَرتُهُ ، كَالمُقارِعِ مَعَهُ بِسَيفِهِ.کسی از شما که بگوید اگر قائم آل محمّد را درک کنم ، او را یاری میکنم ، همچون کسی است که در رکاب آن حضرت شمشیر بزند.کافی ۸ / ۸۰ حدیث ۳۷.╭━━⊰•═🍃═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🍃═•⊱━━╯#صاحب_الزمان
كِتَابُ زَیْدٍ الزَّرَّادِ ، قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِالله علیه السلام نَخْشَی أَنْ لَا نَكُونَ مُؤْمِنِینَ. قَالَ وَ لِمَ ذَاكَ؟ فَقُلْتُ وَ ذَلِكَ أَنَّا لَا نَجِدُ فِینَا مَنْ یَكُونُ أَخُوهُ عِنْدَهُ آثَرَ مِنْ دِرْهَمِهِ وَ دِینَارِهِ ، وَ نَجِدُ الدِّینَارَ وَ الدِّرْهَمَ آثَرَ عِنْدَنَا مِنْ أَخٍ ، قَدْ جَمَعَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ مُوَالاةُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام. قَالَ كَلَّا إِنَّكُمْ مُؤْمِنُونَ وَ لَكِنْ لَا تُكْمِلُونَ إِیمَانَكُمْ حَتَّی یَخْرُجَ قَائِمُنَا فَعِنْدَهَا یَجْمَعُ اللهُ أَحْلَامَكُمْ فَتَكُونُونَ مُؤْمِنِینَ كَامِلِینَ ..... .زید زرّاد میگوید به إمام صادق علیه السلام عرض کردم میترسم مؤمن نباشیم. فرمود برای چه؟ گفتم چون میان ما کسی وجود ندارد که برادر مؤمنش نزد او از درهم و دینارش عزیزتر باشد ، بلکه درهم و دینارش نزد او عزیزتر است از برادر مؤمنش ، نقطه اشتراک ما فقط موالاة امیرالمؤمنين است. حضرت فرمود نه ، چنین نیست ، شما مومن هستید ، لکن ایمانتان کامل نیست تا زمانی که قائم ما خروج کند ، آن زمان است که شما مؤمن کامل خواهید شد ..... .بحارالأنوار ۶۷ / ۳۵۰ ، حدیث ۵۴. ╭━━⊰•═🍃═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🍃═•⊱━━╯#صاحب_الزمان#صفات_الشيعة