علّامه محمّد باقر مجلسی رَحِمَهُ الله مینویسد ؛پیامبر دست حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام را گرفت و…
انتشار: 2026/08/09 01:51 UTCدریافت: 2026/08/10 14:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 14:51 UTC
علّامه محمّد باقر مجلسی رَحِمَهُ الله مینویسد ؛پیامبر دست حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام را گرفت و متوجّه بقیع گردید ، أکثر صحابه از پی او بیرون آمدند. فرمودند که حقّ تعالی مرا أمر کرده است که استغفار کنم برای مردگان بقیع ، چون به بقیع رسید ، گفت السّلام علیکم ای أهل قبور ، گوارا باد شما را آن حالتی که صبح کرده اید در آن و نجات یافته اید از محنتهائی که مردم را در پیش است ، به درستی که رو کرده است به سوی مردم محنتهای بسیار مانند پارههای شب تار.پس مدّتی ایستاد و طلب آمرزش برای أهل بقیع نمود ، و رو آورد بسوی حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام ، فرمود جبرئیل در هر سال قرآن را یک مرتبه بر من عرض میکرد ، و در این سال دو مرتبه عرض نمود ، چنین گمان دارم که این برای آن است که وفات من نزدیک شده است. پس فرمود یا علی به درستی که حقّ تعالی مرا مخیّر گردانید بر میان خزانههای دنیا و مخلّد بودن در آن یا بهشت ، من اختیار لقاء پروردگار خود کردم. چون بمیرم عورت مرا بپوشان که هر که به عورت من نظر کند کور میشود. پس به منزل خود مراجعت نمود ، و مرض آن حضرت شدید شد ، بعد از سه روز به مسجد در آمد عصابه بر سر مبارک بسته ، و به دست راست بر دوش أمیر المؤمنین ، و به دست چپ بر دوش فضل بن عبّاس تکیه فرموده بود تا آنکه بر منبر بالا رفت نشست و فرمود ای گروه مردم ، نزدیک شده است که من از میان شما غایب شوم ، هر که را نزد من وعده ای باشد بیاید وعده خود را بگیرد ، هر که را بر من قرضی باشد مرا خبردار گرداند و استیفاء دین خود نماید. ای گروه مردم ، نیست میانه خدا و میانه احدی وسیله ای که به سبب آن خیری بیابد یا شرّی از او دور گردد مگر عمل به طاعت خدا. ایّها النّاس ، دعوی نکند دعوی کننده ای که من بی عمل رستگار میگردم ، و آرزو نکند آرزو کننده ای که بی طاعت خدا به رضای او میرسم ، به حقّ آن خداوندی که مرا به حق به خلق فرستاده است که نجات نمیدهد از عذاب الهی مگر عمل نیکو یا رحمت حق تعالی ، و اگر من معصیت کنم هرآینه به جهنّم میروم ، خداوندا آیا رسانیدم رسالت تو را؟پس از منبر فرود آمد و با مردم نماز سبکی اداء کرد و به خانه أمّ سلمه برگشت ، یک روز یا دو روز در آنجا ماند ، پس عایشه زنان دیگر را راضی کرد و به نزد حضرت آمد و التماس کرد آن حضرت را به خانه خود بَرَد ، چون به خانه عایشه رفت مرض آن حضرت شدید شد ، پس بلال هنگام نماز صبح آمد ، در آن وقت حضرت متوجّه عالم قدس بود ، چون بلال ندای نماز را داد حضرت مطّلع شد ، پس عایشه گفت که أبوبکر را بگوئید که با مردم نماز کند ، و حفصه گفت که عمر را بگوئید که با مردم نماز کند ، حضرت چون صدای ایشان را شنید و غرض فاسد ایشان را دانست ، فرمود که دست از این سخنان بردارید که شما به زنانی میمانید که یوسف را میخواستند گمراه کنند.چون حضرت أمر کرده بود که أبوبکر و عمر با لشکر اسامه بیرون روند ، در این وقت از سخنان عایشه و حفصه یافت که ایشان برای فتنه و فساد به مدینه برگشته اند ، بسیار غمگین شد و با آن شدّت مرض برخاست که مبادا أبوبکر یا عمر با مردم نماز کنند که این باعث شبهه مردم شود ، دست بر دوش أمیر المؤمنین و فضل بن عبّاس انداخت ، با نهایت ضعف و ناتوانی پای های خود را میکشید تا به مسجد در آمد ، چون نزدیک محراب رسید دید که أبوبکر سبقت کرده است و در محراب به جای آن حضرت ایستاده ، و به نماز شروع کرده است ، پس به دست مبارک خود اشاره کرد که پس بایست ، خود داخل محراب شد و نشست با مردم نماز را نشسته اداء کرد ، نماز را از سر گرفت و اعتنا نکرد به آنچه أبوبکر کرده بود. چون سلام نماز گفت به خانه برگشت ، أبوبکر و عمر و جماعتی از مسلمانان را طلبید فرمود که من نگفتم که شما با لشکر اسامه بیرون روید؟ گفتند بلی یا رسول الله گفتی. فرمود که پس چرا أمر مرا إطاعت نکردید؟ أبوبکر گفت من بیرون رفتم و برگشتم برای آنکه عهد خود را با تو تازه کنم ، و عمر گفت یا رسول الله من بیرون رفتم و برگشتم برای آنکه نخواستم که خبر بیماری تو را از دیگران بپرسم. پس حضرت رسول صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود روانه کنید لشکر اسامه را ، و بیرون روید با لشکر اسامه ، خدا لعنت کند کسی را که تخلّف نماید از لشکر اسامه ، سه مرتبه این سخن را فرمود و مدهوش شد از تعب رفتن به مسجد و برگشتن ، و از حزن و اندوهی که عارض شد آن حضرت را به سبب آنچه مشاهده نمود از اطوار ناپسندیده منافقان ، و دانست از نیّتهای فاسد ایشان.پس مسلمانان بسیار گریستند ، و صدای گریه و نوحه از زنان و فرزندان آن حضرت بلند شد ، و شیون از مردان و زنان مسلمانان برخاست. جلاء العیون / باب ۱ ، فصل ۴.╭━━⊰•═🏴═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🏴═•⊱━━╯#خاتم_الأنبیاء#صفر_۲۸👇👇