روز جمعه ۲۵ صفر سال ۱۱ هجری قمریامروز همچنان پیامبر صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ در بست…
انتشار: 2026/08/09 01:48 UTCدریافت: 2026/08/10 14:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 14:51 UTC
روز جمعه ۲۵ صفر سال ۱۱ هجری قمریامروز همچنان پیامبر صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ در بستر بیماری اند ، اما به نظر میرسد حال عمومی ایشان از روزهای قبل بهتر شده است ، گروهی از صحابه برای عیادت ایشان آمده اند. عمار یاسر میپرسد پدر و مادرم به فدای شما ، در فقدان شما چه کسی غسل شما را به عهده خواهد گرفت؟رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ با اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام که در آنجا حضور دارد ، میفرماید ، علیّ بن أبى طالب ، و او را در این کار ملائكه یاری خواهند کرد...... آنگاه ایشان پس از سفارش به اموری چند ، بلال را مأمور نمودند تا مردم را در مسجد جمع کند. پیامبر صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ در حالیکه سر خویش را با عمامه ای بسته است و بر عصایی تکیه نموده ، بر منبر میرود و میفرماید ؛ای اصحاب ، چگونه پیامبری برای شما بودم؟ آیا در میان شما جنگ و جهاد ننمودم؟ آیا دندان های من شکسته نشد؟ آیا خون بر چهره ام جاری نگشت؟ آیا من از سوی نادانان قوم دچار سختی و گرفتاری نشدم؟ آیا من [ در کنارتان نبودم و از شدت گرسنگی ] سنگ بر شکم نبستم؟همهٔ اهل مسجد گفتند آری.در پی این ماجرا پیامبر صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ میفرماید ؛هیچ پیامبری نمیمیرد ، مگر اینکه ارثیه ای از خود بر جای میگذارد ، همانا من در میان شما دو ثقل گرانبها باقی میگذارم ، کتاب خدا و عترت خود را.رسول خدا ، پس از ایراد این خطبه و سفارش به حرکت سپاه اسامه ، به منزل همسر نیکوکار شان امّ سلمة میروند ، در حالیکه زیر لب برای مسلمانان دعا میکردند و از خداوند برای آنها آمرزش میطلبند.اندکی بعد حضرت صدیقه سلام الله علیها به دیدار رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ میآید ، آن حضرت از اینکه دچار فراق پدر میشود ، محزون و اندوهگین است.رسول خدا با سخنان خویش حضرت زهراء را تسکین میدهند ، گویا در همین ملاقات است که رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ دختر خویش را بشارت میدهند که به زودی به من ملحق خواهی شد.هنگام غروب ، نماز جماعت به إمامت أمیر مؤمنان علیه السّلام در مسجد برگزار میشود.در انتهای شب ، رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ با تکیه بر أمیرالمؤمنین علیه السّلام از خانهٔ امّ سلمة به منزل شخصی خویش میروند. در آنجا حضرت صدیقهٔ طاهره و فرزندانشان علیهم السّلام در انتظار رسول خدا هستند ، ..... اندکی بعد عزرائیل و جبرئیل نیز برای عرض ارادت ، با اجازه وارد خانه میشوند.در انتهای امروز يا روز بعد شنبه ۲۶ صفر أمیر مؤمنان علیه السّلام ، عباس عموی پیامبر و فرزندش فضل ، وارد خانهٔ رسول خدا میشوند و میگویند ای رسول خدا ، أهل مدینه و انصار در مسجد جمع شدهاند و زن و مرد بر شما گریه میکنند. رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ با کمک امیرالمؤمنین و فضل بلند میشود و در حالی که سر خویش را بسته و رواندازی بر خویش انداخته بودند از خانه خارج شده به مسجد میروند...... در آنجا پس از حمد و ثنای إلهی ، این چنین با انصار سخن میگویند ، ای مردم ، اگر کسی قبل از من حیات جاویدان داشت ، من نیز میداشتم همانا من با پروردگارم ملاقات میکنم و در میان شما دو یادگار باقی میگذارم که اگر به آنها چنگ زنید ، هرگز گمراه نمیشوید ، کتاب خدای متعال … و عترت و أهل بیتم.به گواهی تاریخ این آخرین باری است که پیامبر با پای خویش و به سختی به مسجد میآید. از این پس ایشان جز با کمک دیگران ، توان حضور در مسجد را پیدا نکرد.بحارالأنوار ۲۲ / ۵۰۷.╭━━⊰•═🏴═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🏴═•⊱━━╯#خاتم_الأنبیاء#صفر_۲۵