چای آلبالو، خیلی ایرانیه.
انتشار: 2026/07/08 21:18 UTCدریافت: 2026/08/15 02:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:32 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 8 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — Moein Dehaz
گفتم ازت عکس بگیرم؟ گفت نگیری بهتره. نگفت "نگیر". Photo: @moein_dehaz
من شبنم خوابآلود یک ستارهام که روی علفهای تاریکی چکیدهام.جایم اینجا نبود.نجوای نمناک علفها را میشنوم.جایم اینجا نبود._ سهراب سپهری Photo: @moein_dehaz
تو مسیر ولگردیهام از جلوی یه مغازه رد میشم. یک پسربچهی حدودا پنج ساله اونجا بازی میکنه، گویا مغازه مادرشه. چند ماهه هر بار منو میبینه میگه "سلام عمو!". اخیراً جلو میاد و باهام دست میده و سلام عمو رو حتما میگه. نمیدونم معنی این سلامعموها چیه. ما هیچ آشنایی با هم نداریم و مکالمهای جز این سلامها هم نبود. امروز روی سهچرخهش بود، سلام کرد. بعد از سلام، برگشتم بهش گفتم "اسمت چیه؟". مثل اینکه بعد چند ماه، از ریتم ذهنیش خارج شده باشم، چشمش درشت شد، ثابت ایستاد، مضطرب گفت "نمیدونم". حس کردم شاید لحنم بد بود، لبخند زدم گفتم "اسمتو نمیدونی؟" گفت "نه". گفتم خداحافظ. پسربچهای به اسمِ نمیدانم! بگمانم دیگه سلام نده، فردا امتحان میکنم. اگر انتظار داشتید این متن به یک جمعبندی یا پیام معنوی خاصی ختم بشه، اشتباه کردید.
چه رویاها که پاره نشد!و چه نزدیکها که دور نرفت!و من بر رشته صدایی ره سپردمکه پایانش در تو بود_ سهراب سپهریPhoto: @moein_dehaz [آنالوگ]
گاه در گرمای یک نیمروز تابستان آشنایی خودم را با هستی گم میکردم و گاه بههنگام پوستکندنِ یک سیب، مهر مادری و پیوند میان خود و بستگانم را به مسخره میگرفتم. چه آسان تنها میشدم. و چه تنهاییِ بیدروپیکری _ سهراب سپهریPhoto: @moein_dehaz




