اربعین علامه مجلسی اول و تأثیر آن در سیروسلوک معنوی✍مکرر از شما شنیده شده که اربعین علامه مجلسی تأث…
انتشار: 2026/07/19 17:19 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
اربعین علامه مجلسی اول و تأثیر آن در سیروسلوک معنوی✍مکرر از شما شنیده شده که اربعین علامه مجلسی تأثیر بسیار زیادی در سیر و سلوک معنوی دارد و باعث ترقیات فوقالعاده معنوی میشود لطفاً دربارۀ آن توضیحاتی بفرمایید؟حضرت آیة الله العظمی مبشــرکاشانی:قبلاً در زمان طاغوت، این اربعین و شرایطش، در کتاب کوچکی چاپ شده بود و من آن را دیده بودم. الان شرایط آن را فراموش کرده ام. لکن «روزه گرفتن» و «شب زنده داری» و «زیارت عاشورا»، در مدت اربعین، بعضی از شرایط آن است. این اربعین، از حیث شرایط اربعینی، تمام و کامل بوده، ولی اَتَمّ نبوده و نواقصی دارد. یکی از دوستان ما (که ذاتاً انسان پاکی بوده و از صفای باطن برخوردار بود) این اربعین را انجام داد و در دهۀ آخر خدمت یکی از رجال الغیب الهی رسید و آن ولیّ خدا، دستورات و اذکاری را در دهۀ آخر، به آن اضافه کرد و آن اربعین را اتمام کرده و به نهایت کمال خود رساند. در واقع مصداق این آیۀ شریفه قرار گرفت:وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍفَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةًاین اربعین باعث ترقیات فوقالعاده معنوی و افزایش علوم باطنی و ظاهری در انسان میشود و در امور باطنی و معنوی نقش شایان و مهمی را ایفاء میکند. نتیجه و اثر اربعین در عَشْرِ [دهه] چهارم، خود را نشان میدهد (در اربعینیّات این طور است) آثار آن در دهۀ اول و دوم و سوم بروزی ندارد، هر چه هست در دهه چهارم میدهند. یکی از دوستان که ذاتاً آدم خوبی بود، این اربعین علامه مجلسی را گرفته بود؛ ولی هدف خاصی نداشت؛ به همین جهت حوائج مادی و معنوی خاصی را قصد نکرد. در دهۀ چهارم کسی نزدیک درِ ورودی حرم حضرت معصومه(س)، او را صدا زد که منظور شما از اربعین و چلّه نشینی چیست؟ گفت: «حاجت و منظور خاصی ندارم». از او سؤال کرد هدف معنوی شما چیست؟ گفت: «هدفی را قصد نکردم». این دوست ما، سه دیدار با او داشت. از جملۀ دیدارها، ملاقات با آن رجال الغیب در مسافرخانهای در سر خیابان چهارمردان بود. آن رجال الغیب الهی سر صحبت را باز کرد و گفت: «من با طیّ الارض، از مشهد مقدس آمدم. و دو مأموریت در رابطه با تو دارم. اولاً: این اذکار و دستورات را به اربعین خود اضافه کن و در این دهه به آنها مشغول باش.ثانیاً: من مأمورم ببینم تو چه میخواهی تا به تو بدهم». ولی این دوست ما چون نابلد بوده و نمیدانست چه بخواهد از آن ولیّ خدا درخواستی نکرد. حتی در دیدار آخر (دیدار سوم)، آن رجال الغیب یک کیسه پر از جواهرات و یاقوت و زمرّد و غیره را خالی کرد و گفت: «اگر حاجات دنیوی داری بردار». اما دوست ما، بر نداشت و تنها یک سؤال کرد و آن سؤال این بود که: شما که هستید؟ او جواب داد: «من فردی هستم که در عشق امام زمان(ع) بیتابی میکردم و سر به کوه و دشت و بیابان زدم و مشابۀ دیداری که علی بن مهزیار اهوازی با امام زمان(ع)داشت برایم حاصل شد. مرا به خیمهای هدایت کردند که در آن خیمه، امام زمان(ع) بود تا حضرت را دیدم روی پای حضرت افتادم حضرت من را بلند کرد و با من معانقه و مصافحه نمود. گوشۀ لبِ حضرت به لب من خورد، نمیاز رطوبت لب حضرت را بلعیدم، حالت خاصی رخ داد. وقتی به هوش آمدم دیدم حافظ قرآن هستم و بر تفسیر قرآن و فقه (نه به صورت اجتهادی، ولی اجمالاً میتوانستم استدلال کنم و دلیل بیاورم) و احکام تسلط دارم. شروع به تضرع کردم و از حضرت خواستم تا آخر عمر در خدمت جناب ایشان باشم حضرت با بزرگواری خود قبول کردند و من از اطرافیان حضرت قرار گرفتم.@mobasherkashani