تأملی بر یک مغالطه تاریخی؛ از قتل عثمان تا هلاکت عمر پاسخی کوتاه به یک شبهه وقیحانه که توسط یک عمامه بسر سیاست زده مطرح شد! یکی از مغالطات رایج در موضوع مطروحه، خلط میان موضع سیاسی امیرالمؤمنین ارواحنافداه در ماجرای عثمان و احساس قلبی حضرت نسبت به مرگ عمر است؛ حال آنکه این دو واقعه از نظر موضوع، شرایط تاریخی، اقتضای زمان و پیامدهای اجتماعی، یکسان نبودند.امیرالمؤمنین علیهالسلام با قتل عثمان مخالفت کردند؛ اما این مخالفت، بههیچوجه ملازم با تأیید شخصیت یا محبت به عثمان نیست. حضرت در آن ماجرا با یک شورش مسلحانه داخلی مواجه بودند که ادامه آن میتوانست به گسترش خونریزی، فروپاشی نظم اجتماعی و شعلهور شدن جنگی فراگیر در جامعه اسلامی بینجامد. ازاینرو، مخالفت با قتل عثمان را باید در چارچوب صیانت از حرمت خون مسلمانان و جلوگیری از تبدیل اعتراض به فتنهای عمومی تحلیل کرد، نه لزوماً بهعنوان دفاع عاطفی از شخص عثمان.بنابراین، استدلال «علی علیهالسلام با قتل عثمان مخالف بود؛ پس چگونه ممکن است از مرگ عمر خشنود شده باشد؟» اساساً قیاسی معالفارق است. مخالفت با یک قتل، الزاماً به معنای محبت به مقتول نیست؛ همانگونه که تفاوت واکنش انسان به دو واقعه، با تفاوت شرایط آن دو واقعه کاملاً قابل جمع است.ماجرای عثمان در بستر یک بحران اجتماعی و شورش داخلی رخ داد و قتل او پیامدهایی چون جنگهای داخلی و گسترش آشوب در پی داشت؛ در حالی که قتل عمر در شرایطی متفاوت واقع شد. ازاینرو، نمیتوان حکم یک حادثه را بدون توجه به ظرف تاریخی آن، بر حادثهای دیگر تحمیل کرد.افزون بر این، در برخی منابع حدیثی شیعه، گزارشی محکم درباره واکنش امیرالمؤمنین ارواحنافداه پس از مرگ عمر نقل شده که از واکنشی عاطفی سخن میگوید.در الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء سلاماللهعلیها، جلد۲۰، صفحه۱۸۹، به نقل از الهدایة الکبرى آمده است که حضرت پس از شنیدن خبر، گریستند و فرمودند:«ای کاش فاطمه، دختر رسول خدا علیهماالسلام، زنده بود و این خبر را میشنید.»حاصل سخن آنکه رفتار سیاسی و احساس قلبی دو مقولهاند. ممکن است امام برای جلوگیری از خونریزی و حفظ کیان جامعه، با قتل فردی مخالفت کند، بیآنکه این مخالفت به معنای محبت قلبی به آن شخص باشد. همچنان که اظهار خشنودی از هلاکت فردی نیز به معنای تأیید هرجومرج و قتلهای بیضابطه نیست.ازاینرو، تاریخ را باید با سند فهمید، نه با قیاس؛ و موضع امام را باید در ظرف همان حادثه سنجید، نه با پیشفرضهایی که از حادثهای دیگر بر آن تحمیل میشود.فتأمل!.✍🏻 امیری سوادکوهی#نجوای_قلم 💎 @Najvaye_Qalam
🔥داستان پسر هند جگر خوار(معاویه) مگر نشنیدی؟كه از او و سه كس او به پيمبر چه رسيد🔥پدر او(ابوسفیان) دُرّ دندان پيمبر بشكستمادر او(هند)جگر عمّ پيمبر بمكيد🔥او(معاویه)به ناحق حقّ داماد پيمبر بستاندپسر او(یزید) سر فرزند پيمبر ببُرید🔥گر بر اين قوم تو لعنت نكني شرمت بادلعن الله يزيداً و علي آل يزيد🔥🔥.أللهمّ عجّل لوليّك الفرج
وقتی ابتذال لباس مداحی میپوشد!ضمن عرض پوزش از مداحان اصیل، دلسوخته و خادمان راستین اهلبیت علیهمالسلام.پدیدهٔ شومِ سیاستزدگی، تجارت با نام اهلبیت علیهمالسلام و ورود ادبیات و سبک های سخیف و حرکات جلف به عرصهٔ مداحی، جفایی بزرگ در حق میراث عترت و خون پاک سیدالشهداء علیهالسلام است؛ آنجا که برخی مداحنماها از مسیر ادب و معرفت فاصله گرفته و قداست این جایگاه را به ابزار هیجان، شهرت و جذب مخاطب تبدیل میکنند.اشعار تهی از محتوا، سبکهای تلخ و حرکات نمایشی، تیرهایی است که خیمهٔ فرهنگ شیعه را نشانه گرفته است. مداحی، تریبون اهلبیت علیهمالسلام است؛ نه سکوی خودنمایی و شهرتطلبی. هر صدایی که به نام عترت بلند میشود، الزاماً بازتابدهندهٔ حقیقت عترت نیست.در این بین برخی مداح نمای بیسواد نیز بسان مطربان در لباس مذهبند که هیچ سنخیتی با ميراث عاشورایی مرثیه خوانی ندارند، با نقاب انقلاب و سپر نظام اسلامی هر بدعتی را وارد هیئت ها می کنند و لجن پراکنی هایشان نیز در رسانه ها اشاعه داده می شود.اصرار بر شیوههایی که با شأن اهلبیت علیهمالسلام سازگاری ندارد، نوآوری و تنوع هنری نیست؛ آنجا که قداست عترت نردبان هیجان و شهرت شود، هنر از رسالت خویش سقوط میکند و ابتذال، جامهٔ تقدس میپوشد.نمونههایی همچون برخی اجراهای مبتذل درباره نجف که به جای نمایش شکوه نام امیرالمؤمنین علیهالسلام، به دستمایهٔ تمسخر و رفتارهای نامتعارف مخالفان تبدیل شد، زنگ خطری برای دلسوزان فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام است.اما دردِ بزرگتر آن است که این ابتذال، تنها یک خطای هنری نیست؛ حدیث غربت امیرالمؤمنین علیهالسلام است. غربتی که در آن، نام مقدس مولای متقیان علیهالسلام گاه به جای آنکه مایهٔ معرفت و عزت باشد، گرفتار ذائقههای سطحی و هیجانهای زودگذر میشود.باید دانست: ابتذال، با هر عنوانی ابتذال است؛ حتی اگر در پوشش محبت اهلبیت علیهمالسلام عرضه شود. هیئت حسینی جای اشک آگاهانه، لبخند غیورانه، معرفت و عزت است؛ نه میدان لودگی و سبکسری و رهروی کنسرت های خیابانی.اگر حرمت این جایگاه پاس داشته نشود، دشمن برای تخریب ایمان جوانان نیازمند شبههافکنی نخواهد بود؛ زیرا گاهی همین ابتذالِ مقدسنما، ناخواسته به ابزاری برای دور کردن دلها از حقیقت عترت تبدیل میشود.این دغدغه بر دوشِ خانهٔ مداحان، ارگانهای ذیربط، بیوت علما است که در برابر این روند، سکوت را روا ندارند و از این میراث ماندگار؛ همانی که با قطرات خون سیدالشهداء علیهالسلام در گودال قتلگاه رقم خورد، پاسداری کنند. ✍🏻 امیری سوادکوهی #نجوای_قلم 💎 @Najvaye_Qalam