جا ماندهام ...#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
انتشار: 2026/08/12 18:11 UTCدریافت: 2026/08/15 00:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:26 UTC
جا ماندهام ...#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
پستهای تلگرام — محمدخاکسار_آذرخش
جا ماندهام در قصهای که-مادرم میگفتدر قصهای که سبز و روشن بوددر انتظار لحظهی تحویل سال نودر اضطراب ان چروکی که-افتاد روی پاچهی شلوار چلوارمجا ماندهام در کوچهای خاکیپای برهنه ، زانوی زخمیسرگشته در صحراوقت شکار جیرجیرکهادر پشت بام خانهی گلزاردر کوچهباغ سبز آبادیجا ماندهام در سطر سطر دفتر انشادر واژههای مبهم املازیر هجوم ناگزیر پرسش تاریخدر جدول ضرب کتاب پایهی سومدر زنگهای راحتِ کوتاهدر پلههای ممتد و نمناک آبانباردر بازی هموارهام با سایههای بسته بر دیوارجا ماندهام در جمعههای خستهی پاییزدر ناتمام مشقهای سختِ تکراریدر خلسههای گمشده در لابلای خواب و بیداریجا ماندهامدر گریهها و خندههای بیفریب و پاکدر لحظههای خالی از نیرنگزیر غبار آرزوهای محالِ رنگ و رو رفتهسرگرم با-تکراری هر روز و هر هفتهجا ماندهامدر ابتدای جادهای کهرو به فردا بودجا ماندهامدر خلوت آرام تنهایی با انتظار تو-تو که ، هرگز نمیآیی ...#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh*خانهی گلزار نام اختصاصی خانهی پدر بزرگم در روستای مشگنان
ازدحام بودمن امادر جمعیت گم نشدمبی اینکهترسیده باشمبیاعتنا به جماعتخودم بودمهمرنگ خودمرسوای رسوا#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
مینشینم کنار میزِ خیالبا دلی از امید ، مالامالنکند حسرتت بماند و منبا دوتا چای سرد و چند سؤال#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
اینسوی پنجرهی خاطره ، باران میزدآنسوی پنجره مستی به خیابان میزدخسته از یورش دلتنگی ، میزد بیرونمثل مجنون که به پهنـای بیابان میزدمثل یک یاغیِ دیوانه که برنو بر دوش-پرسه اطرافِ حصـارِ قُرُقِ خان میزدابر انـــدوه که بر گونــهی او مـیباریدآبـــــــــ بر آتشِ در سینه گدازان میزدبید از شدّتــــــِـ سنگینیِ غــم میلرزیدبا نسیمی که به گیسوی پریشان میزدپیش چشمان فقیهان ریاپیشهی شهـرکفر چون صاعقه بر خرمن ایمان میزد#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
به پیشواز تو دیدم هزار پنجره وا شدهزار جفت کبوتر به پیش پات رها شدسکوت بود و تَحیّر ، نگاه بود و تماشابرای بدرقه اما ، تمام شهر صدا شد#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
هنوز ، طرح تو را عاشقانه میریزمشراب اسم تو را در ترانه میریزمتو را به یاد میآرم که مهر میورزی- برای فاخته هر بار ، دانه میریزم#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
