🔺رئیسکل موزه ملی ایران: ‼️گنجینه هنرهای ملی با رعایت کامل استانداردهای حفاظتی به موزه ملی ایران من…
انتشار: 2026/08/06 21:56 UTCدریافت: 2026/08/08 00:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:16 UTC
🔺رئیسکل موزه ملی ایران: ‼️گنجینه هنرهای ملی با رعایت کامل استانداردهای حفاظتی به موزه ملی ایران منتقل میشود. 🔸رئیسکل موزه ملی ایران از انتقال امانی بخشی از آثار گروه هنرهای ملی (هنرهای سنتی) پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری به موزه ملی ایران خبر داد…پاسخی به بحث انتقال آثار پژوهشکده هنرهای سنتی؛🔻صیانت از گنجینه یا صیانت از هویت؟🔸با احترام به جایگاه علمی و مدیریتی جناب آقای دکتر جبرئیل نوکنده، رئیسکل محترم موزه ملی ایران، که بیتردید از چهرههای برجسته میراث فرهنگی کشور هستند، و با اذعان به دغدغه ارزشمند ایشان برای حفاظت از آثار تاریخی، مایلم از منظر یک پژوهشگر، هنرمند و سرپرست پیشین کارگاه پژوهشی هنرهای چوبی گروه هنرهای سنتی، چند پرسش کارشناسی را مطرح کنم؛ پرسشهایی که پاسخ روشن به آنها میتواند مسیر تصمیمگیری درباره سرنوشت پژوهشکده هنرهای سنتی را شفافتر سازد.🔸نخست آنکه، موزه ملی ایران سالهاست با انبوهی از آثار حاصل از کاوشهای باستانشناسی مواجه است؛ آثاری که بنا بر اظهارات مسئولان آن مجموعه، بخش قابل توجهی از آنها هنوز نیازمند مستندسازی، ساماندهی و حتی شناسایی دقیق هستند. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که چه ظرفیت جدیدی ایجاد شده است که اکنون امکان پذیرش و نگهداری گنجینه پژوهشکده هنرهای سنتی را فراهم میکند؟🔸دوم آنکه، در سال ۱۳۹۹ اینجانب در دیداری با جناب آقای دکتر نوکنده، طرح «موزه مجازی هنرهای چوبی ایران» را ارائه کردم و درخواست همکاری برای تصویربرداری سهبعدی و مستندسازی آثار چوبی موجود در مخازن موزه ملی را مطرح نمودم. در همان نشست، ایشان با صراحت به کمبود نیروی متخصص، فهرستنشدن بخشی از آثار چوبی و ضرورت ایجاد بخش تخصصی حفاظت و مرمت چوب اشاره کردند. با وجود پیگیریهای انجامشده، آن پیشنهاد تاکنون به نتیجه نرسیده است.🔸اکنون این پرسش مطرح میشود که اگر زیرساختهای تخصصی حفاظت از آثار چوبی همچنان نیازمند تقویت است، چگونه میتوان اطمینان یافت که انتقال مجموعهای ارزشمند از آثار چوبی، خاتم، منبت، معرق و دیگر هنرهای سنتی، بهترین راهکار برای صیانت از آنهاست؟سوم آنکه، اگر استدلال اصلی برای انتقال آثار، ملاحظات امنیتی و احتمال تهدید ساختمان مرکزی وزارتخانه است، آیا منطقیتر نیست که کاربری اداری ـ که منشأ این مخاطرات تلقی میشود ـ به مکانی دیگر منتقل شود و نه نهادی که ذاتاً پژوهشی، آموزشی و فرهنگی است؟ساختمان پژوهشکده هنرهای سنتی، که خود اثری ارزشمند از معمار برجسته ایران، حسین امانت و دارای ارزش میراثی است، از ابتدا متناسب با مأموریتهای پژوهشی و کارگاهی این نهاد طراحی شده است. آیا تبدیل چنین فضایی به کاربری اداری، خود موجب افزایش آسیبپذیری این بنای ارزشمند نخواهد شد؟🔸پرسش دیگر، به شیوه تصمیمگیری بازمیگردد. آیا در فرآیند بررسی این موضوع، از ظرفیت تشکلهای تخصصی، استادان، پیشکسوتان و هنرمندان شاخص کشور بهره گرفته شده است؟ در حالی که بسیاری از خالقان همین آثار نفیس، امروز در بخش خصوصی و تشکلهای حرفهای حضور دارند، آیا تصمیمگیری بدون مشارکت آنان با اصول حکمرانی مشارکتی و سیاستگذاری فرهنگی سازگار است؟🔹و در نهایت، شاید بتوان مسئله را با یک تمثیل روشنتر بیان کرد.آیا میتوان درختان سرخدار هیرکانی را با این استدلال که امکانات حفاظتی در نقطهای دیگر فراهمتر است، از زیستبوم تاریخی خود جدا کرد و انتظار داشت همان هویت و معنا حفظ شود؟🔸پژوهشکده هنرهای سنتی نیز تنها محل نگهداری اشیا نیست. رابطه میان آثار، کارگاههای زنده، استادان، پژوهشگران، معماری بنا و حافظه تاریخی آن، یک کلِ بههمپیوسته را شکل داده است. گسستن این پیوند، صرفاً جابهجایی چند اثر نیست؛ بلکه جابهجایی بخشی از حافظه زنده هنرهای سنتی ایران است.🔸اگر هدف، صیانت از این میراث ملی است، راهحل میتواند تقویت زیرساختهای حفاظتی پژوهشکده، تشکیل کارگروه ملی با حضور متخصصان مستقل، اجرای نظام ملی شناسنامه آثار فاخر، تجهیز کارگاههای حفاظت و مرمت و احیای مأموریتهای پژوهشکده باشد؛ نه اقدامی که ممکن است به تضعیف قدیمیترین نهاد رسمی هنرهای سنتی آسیا و اقیانوسیه بینجامد.🔸صیانت از آثار، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما صیانت از هویت نهادی و بستر تاریخی این آثار، ضرورتی به همان اندازه مهم و ماندگار است.با احتراممحمدعلی ودود ۱۴۰۵/۰۵/۱۵ instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi

