اعدام؛ انتخاب بین صلح یا عدالت؟جواد رنجبر درخشیلرپرسش: شاهنامه درباره اعدام چه می گوید؟شاهنامه متن…
انتشار: 2026/07/31 06:03 UTCویرایش: 2026/08/01 00:08 UTCدریافت: 2026/08/09 23:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 23:50 UTC
اعدام؛ انتخاب بین صلح یا عدالت؟جواد رنجبر درخشیلرپرسش: شاهنامه درباره اعدام چه می گوید؟شاهنامه متن دوران کهن است و در آن جان و مال افراد تابع اراده شاه است و آن نیز تابع اراده خداوند. اگر کسی کشته میشود یا زنده میماند، تقدیر است. داستان سیاوخش در شاهنامه کشتن (اعدام) ستمگرانه حکومتی است که به فاجعه ای بزرگ مبدل میشود و کین خواهیهای بی پایان.مخالفت با اعدام امری جدید و مبتنی بر نظریه کرامت انسان و حق او بر زندگی است. از این رو مخالفت با اعدام را معمولا نظریه ای حقوقی از دوره روشنگری میدانند و چزاره بکاریا و کتاب او «جرایم و مجازات ها» را سرآغاز مدون آن از قرن هیجدهم م. پس از آن ویکتور هوگو در قرن نوزدهم از چهره های محبوب مخالف اعدام است. در ایران اعدام بدون آنکه نظریه ای مدون داشته باشد نکوهیده بوده؛ کشتن ابن مقفع، حسین منصور حلاج، عین القضات همدانی، سهروردی، حسنک وزیر و بابک از مهم ترین و مشهورترین اعدامهای تاریخ ایران است. این اعدامها هنوز در خاطره جمعی ما زنده است و کسی در بزرگداشت کشته شدگان تردید روا نمیدارد.در گلستان سعدی حکم «دروغ مصلحتآمیز به از راست فتنهانگیز» نسبتی با اعدام دارد. شاید بتوان گفت که برای توقف سلب حیات حتی زیر پا گذاشتن مهم ترین اصل اخلاقی (راستگویی) نیز مجاز است.مخالفان اعدام چه می گویند؟۱ قاضی انسان است و رویه قضایی نیز برساخته انسان و انسان جایز در خطا کردن است. بنابراین با همه دقت و احتیاط ممکن است حکم اعدام اشتباه بوده باشد. در این صورت امکان جبران وجود ندارد.۲ انسان دارای ارزش ذاتی است. جرم نمی تواند ارزش انسان را کاملا نفی و نابود کند. در این نظریه امکان تحول انسان در نظر گرفته شده است. انسان می تواند از شر به خیر متحول گردد. سلب حیات سلب امکان این تحول است.۳ اعدام بازدارنده نیست. در حالی که آموزش و اصلاح مجرمان نتایجی بهتر دارد. عدالت ترمیمی راهی است برای ساختن زندگی بهتر با انسان هایی بهتر. باید توجه کرد که عدالت ترمیمی فریبنده است و عادلانه به کار نمی رود. غربی ها در حالی که به بهبود وضعیت متجاوزان و قاتلان خود می اندیشند می توانند همزمان هزاران غیر غربی سالم را بکشند. مهم ترین دلیل مخالفت با اعدام از دید من این است که قدرت سیاسی ممکن است از آن به میل خود بهره برداری کند. دادن مجوز اعدام به دولت ها شاید راه از میان برداشتن مخالفان را هموار کند. از سوی دیگر دولت ها ذاتا مجوزی برای کشتن اتباع خود ندارند. دولت برای کشتن انسان ها تشکیل نشده است.این نظریه با دو پرسش مهم روبروست:۱ چرا دولت ها می توانند در جنگ ها هزاران فرد را بکشند اما امکان سلب حیات در زمان صلح را ندارند؟۲ تحقق وظیفه دولت ها در برقراری نظم و مبارزه با اشرار چگونه با محدود کردن دولت ها در اعدام ممکن است؟پاسخ به این دو پرسش که قطعا مفصل و پیچیده است، آشکار می کند که اعدام صرفا مساله ای حقوقی نیست. سیاست به معنای مجازات در متون کهن، هنوز هم امری سیاسی است. هم در جنگ ها و هم در دفع شرور گاه سخت ترین مجازات ضروری می نماید. اما حتی اگر اعدام کاملا مطابق قوانین و آیین دادرسی باشد با این پرسش روبرو می شود که آیا اجرای آن به صلح کمک می کند یا مغایر با آن است؟برای پاسخ به این پرسش باید به پرسشی پیشینی پاسخ داده شده باشد: صلح مهم تر است یا عدالت؟ پاسخ به این پرسش آسان نیست. عدالت از مهم ترین مفاهیم فلسفی تاریخ بشر است، اما به نظر می رسد که محقق نشده است. با کمی بدبینی می توان گفت که عدالت اغلب به صورت آرزو و آرمان متجلی می شود. صلح دست یافتنی تر از عدالت است و شاید بتوان گفت از آن در شرایط فعلی جهانی مهم تر است.اگر صلح و فضیلت فصیله بخشی آن را در نظر بگیریم می توانیم به قطعیت بیشتری از ارجح بودن صلح به عدالت بگوییم. هر چند می دانیم که صلح عادلانه محکم تر و ارزشمندتر است، ولی به دلیل دست نیافتنی بودن عدالت، صلح مبتنی بر آن نیز دست یافتنی نخواهد بود. اعدام حتی اگر به طور دقیق عادلانه اجرا شود به صلح کمک نخواهد کرد؛ در اینجا عدالت و صلح را می توان حتی رویاروی هم دید.در قصاص نیز که حکم صریح دینی است و کاملا عادلانه است و هیچ یک از دلیل های مخالفت با اعدام بر آن شامل نمی شود، رضایت صاحب خون (صلح) حکم را بی اثر می کند. بنابراین دلیل شرعی و فقهی تقدم صلح بر عدالت وجود دارد. در اینجا دو نکته مهم گفتنی است. نخست ژست های مخالفت با اعدام از سوی برخی افراد سیاسی یا هنری یا ورزشی که گاه خود تنش زاترین کنش هاست و در برابر صلح قرار می گیرد.دوم: صلح (رضایت، عفو) در زمانی که خونی ریخته شده است آسان نیست. صلح هیچ گاه آسان به دست نمی آید. گاه برای بخشیدن خون باید خون جگر خورد و سختی هایی طاقت فرسا تحمل کرد.بنابراین آغازگر خشونت محکوم است و صلح را باید از بسیار دورتر جست و تاسیس کرد.t.me/melliiran

